نویسنده موضوع: با چه روشي وسواستون رو درمان كرديد؟ استدعا دارم لطف كنيد همتون چند خطي بنويسيد  (دفعات بازدید: 203 بار)

0 کاربر و 2 مهمان درحال دیدن موضوع.

Mahyar

  • کاربر عادی
  • **
  • ارسال: 79
  • امتیاز 9
دوستان عزيزم درباره وسواس همه ما ميدونيم و فقط ميايم حرف ميزنيم تا تاييد بگيريم . يعني منتظريم يكي بهمون بگه نگران نبتاش منم اينجوري ام تا يكم آروم تر بشيم.
بيايد هر كدوممون كه تاحالا با روش خاصي كاملا بهتر شديم يا يكم بهبود رو حس كرديم اين روش ها رو بررسي كنيم ببينيم هر كس چطور بهبود رو حس كرده .مطمئنا بعضياز ما مقطعي بهبودي رو حس كرديم اما  شايد دوباره گريبان مارو گرفته. فكر كنيم كه چي شداين افكار براي يه مدت رفتن و چي شد كه دوباره برگشتن ؟
من خودم تاحالا چند مورد وسواس داشتم كه يك موردش اهانت به اِئمه بوده و  با يك روش فقط درمان شد.
يه مربي اونموقع داشتم كه بهم گفت اگر مي خواي اين فكرا از بين برن تاييدشون كن . مثلا توذهنت به خدا توهين مي كني نترس ازش وقتي ميدوني اين تو نيستي . تو ذهنت توام 4 تا دري وري اضافه كن ببند به خدا و پيغمبر . يعني ممانعت نكردن . يعني اجازه ندادن به شروع دوباره فكر . من خيلي زود بعد از اون ماجرا خوب شدم . اما يادم رفت و نميدونستم اون وسواس بوده چون سنم خيلي پايين بود . انواع وسواسو تجربه كردم . ترس از اين كه پوست موزي كه تو كوچه انداختم باعث مرگ يك نفر بشه ترس از مرگ به صورت افراطي وسواس درمورد وجود خدا  وسواس نجس و پاكي . وسواس درد فيزيكي توي كمر كه مدتها احساس درد ميكردم و يكبار كه يه فكر مريض همجنسگرايي تو ذهنم اونمد اونقدر بهش فكر كردم كه حالا تبديل شده به يه هيولاي يكساله كه غول مرحله نهايي توي تمام افكار وسواسي منه  و شب و روز مثل خوره داره شيره جان منو ميمكه .
از افكار فرار نكنيد تاييدشون كنيد تا نتونن بمونن.
اميدوارم همه شما به ياد بياريد كي چي باعث شده تا بهتر شيد يا كاملا خوب و اينجا به اشتراك بگذاريد.

مسلم

  • تازه وارد
  • *
  • ارسال: 23
  • امتیاز 12
سلام دوستان اول ازهرچیزکه کمک زیادی توریشه کنی موضوعی که چندین سال درگیراون بودم یابه قولی باعث شدالان آرامش کامل داشته باشم موضوع شناخت ذهن بوداینکه ذهن میتونه هرفکری تولیدکنه فکرمساوی باعمل نیست فکرگناه نیست فکرخروجی ذهن هست همه نوع افکارذهن تولیدمیکنه یه چیزی بهتون بگم اینکه دنیای روانشناسی امروزه وکتاب های بازاری زیادی که واقعاجنبه علمی واقعی ندارندروزبه روزتوکتابفروشی ها زیادترشدن ادعاهای اونهااینه به هرچی فکرکنی به سرت میاد سعی کن مثبت اندیش باشی فکرت روبایه فکردیگه جایگزین کن اینهاواقعاقابل قبول نیست هیچ علمی نمیتونه این روثابت کنه که انسانی واقعابتونه ذهنش روکنترل کنه هرگزامکان نداره ذهن میتونه درهرموردی فکرتولیدکنه حتی من خودم همین الان هم شایدذهنم اون افکارگذشته که باعث دردورنجم میشدروتولیدکنه ولی دیگه اذیت نمیشم چون شناخت دارم نسبت به ذهن خداوندتووجودهممون قرارداده وقتی اون افکارالان تولیدمیشه من دیگه حساس نیستم درگیراون فکرنیستم حتی هرفکری باشه آگاه هستم که ذهنم داره کارخودش روانجام میده مثل تمام انسان ها که ذهن اونهاهم داره مثل من فکرتولیدمیکنه دوستان ماهانباید برچسب های قوی افسردگی ووسواس واضطراب واختلال هایی که روانپزشک هاوآدم های دیگه روشون اسم گذاشتن روبه خودمون بزنیم پس اول شناخت کارذهنواین که یه چیزی بهتون بگم این افکارهاازبین نمیرن من هنوزدارمشون ولی دیگه حساس نیستم حتی به قول دوست عزیزاگه افکارتوهین به مقدسات توذهنم بیادیاافکارآسیب زدن میدونم که این فکرروذهن من داره تولیدمیکنه هرفکردیگه هم بیاددرهرزمینه ای عین این میمونه که تومدرسهبچه ای که روکلمه وحرفی حساس بودبهش میگفتن بیشترناراحت میشدولی وقتی فرددیگه ای بهش اونارومیگفتن حتی بابچه هامیخندیدوبه روخودش نمی آوردذهن هم همینه تاوقتی هرتصویری وفکری وفیلمی تولیدکنه وتوناراحت بشی بیشترتولیدمیکنه وقتی یه فکری تولیدکردتوحساس نشدی دیگه کاری به کارت نداره بعددوستان تغذیه میتونه خیلی کمک کنه غذاهای سرد باعث میشدمن مشکلات زیادی داشته باشم غذاهای گرم وترکه ازیه مشاورطب سنتی درموردمزاجم پرسیدم (مزاج من سودایی بود)باعث بهترشدن حالم شددرکنارش ورزش وچسبیدن به کاری که واقعاشب هاخسته به رختخواب میرفتم ولی الان دیگه اون افکاری که چندین سال من روبه ترس ووحشت می انداختن هیچ اثری رومن ندارن به امیدموفقیت برای تک تک شمادوستان

Mahyar

  • کاربر عادی
  • **
  • ارسال: 79
  • امتیاز 9
مسلم جان از جوابگوييتون بسيار لذت بردم  يه حرف خيلي خوبي كه زدي (در هر زمینه ای عین این میمونه که تومدرسهبچه ای که روکلمه وحرفی حساس بودبهش میگفتن بیشترناراحت میشدولی وقتی فرددیگه ای بهش اونارومیگفتن حتی بابچه ها میخندید و به روخودش نمی آورد ذهن هم همینه تاوقتی هرتصویری وفکری وفیلمی تولیدکنه وتوناراحت بشی بیشترتولیدمیکنه وقتی یه فکری تولیدکردتوحساس نشدی دیگه کاری به کارت نداره)
و مسلما راه درمان از بين بردن اين نقطه ضغف و حساسيت هستش.

مسلم

  • تازه وارد
  • *
  • ارسال: 23
  • امتیاز 12
تصورکنیدعقابی به سمت بالادرحال پروازهست شمااگه پاهای عقاب روبگیرین چه اتفاقی میفته ؟اون برمیگرده ودست شماروزخمی میکنه وبه سمت شماحمله ورمیشه افکارهاهم دقیقاهمینطوری هستن اونهاپرنده هایی هستن که اززمانی که ذهن اونهاروتولیدمیکنه ازآسمان ذهن درحال عبورهستن همون عقاب ها وقتی به اونهابچسبی اون برمیگرده وباعث دردسرمیفته به قول عبیدزاکانی فکر آنچه بیفایده مردم روبیمارکندچه فکری افکاری که جدی گرفته شونددوستان جان کلام این هست کهافکارصرفافکرهستن افکارواقعیت ندارن مابه اونهامیچسبیم وبهشون واقعیت میدیم وقتی دست ازاعتقادبه افکارمون برداریم ذهن تسلیم میشه وبه آرامش میرسیم.ازنظرمن هیچ ژنی باعث بیماری خاصی نمیشه ودرکل جدی گرفتن افکارباعث میشه بیماربشیم

🌼Elham🌼

  • Elham
  • کاربرفعال
  • ***
  • ارسال: 180
  • امتیاز 17
سلام سلام
من کلی وقت بود سر نزده بودم اینجا
امیدوارم حال همگی خوب باشه
دقیقا این روزا سالگرد دومین سال شروع جدی حمله فکرای عجیب غریب منه
تو این دو سال به تاثیر چند تا مورد ایمان آوردم:
1. هیچ وقت بی کاری ای برای خودم نباید بذارم حتی برای وقتای استراحت یه تفریح دست و پا کنم که بی کار نباشم
2. همینطوری که همه شما هم بعد این مدت تجربه کردید اینا همش بازی ذهن و فکره و زمانی که فکرا میاد با آرامش از بیرون نگاهش و کنیم تا عبور کنن برن
3. نذاریم سطح اضطرابمون بالا بره. اضطراب یه زنگ خطره سریع باید خودمون رو ریکاوری کنیم

یه مثال می زنم که ماه قبل برام اتفاق افتاد و دوباره اثیر افکارم شدم:
خب من یه بیماری جسمی دارم که بی چاره چند ساله کاری باهام نداشته. ماه قبل یه خودی نشون داد که خیلی هم مهم نبود. ولی از اونجایی که من در مدیریت استرس خیلی ضعیفم این اتفاق خیلی فکرم رو درگیر کرد و فوق العاده سطح اضطرابم بالا رفت. مشکل بیماریم حل شد تو چند روز . ولی من اشتباهی که کردم یکی دو هفته نشستم خونه استراحت . چون برنامه خاصی برای خودم نداشتم و هنوز فول استرس بودم یهو دیدم اِ !!! فکرای وسواسی هم به شدت برگشتن. که هنوزم به شدت تو ذهنم رژه نظامی میرن و با وجود اینکه می دونم همشون فکرای تقلبی و گذرایی هستن اضطرابم رو فوق العاده بالا می برن.ولی دیگه باهاشون کلنجار نمی رم. ذهنم عین اتوبان شده ویژ ویژ فکرای عزیز میاد یه دستی تکون میدن و فکر بعدی میاد. اصلا فکرشم نمی کردم دوباره انقدر شدید برگردن فکرا چون نگرانی من فقط بیماریم بود ولی فکرا انقدر زیاد شدن یهو بیماری کلا یادم رفت خخخخ.

🌼Elham🌼

  • Elham
  • کاربرفعال
  • ***
  • ارسال: 180
  • امتیاز 17
در نوشته بالا  اثیر = اسیر   :o :o :o :o نفر اول دانشگامونم هستم  8)

Mohamad

  • Atila
  • کاربرفعال
  • ***
  • ارسال: 104
  • امتیاز 34
در نوشته بالا  اثیر = اسیر   :o :o :o :o نفر اول دانشگامونم هستم  8)
همیشه موفق باشید.

Mahyar

  • کاربر عادی
  • **
  • ارسال: 79
  • امتیاز 9
دوستان عزيزم دقيق اين متن رو بخونبد
مخصوصا شما دوست عزيز خانم هيمن
همونطور كه ميدونيد من از وسواس گرايش جنسي(همجنس گرايي)رنج ميبردم و بسيار برام آزار دهنده بود.
هفته ي پيش تصميم گرفتم يك مواجهه درماني سخت رو انجام بدم.
رفتم و يه اپليكشن دانلود كردم كه مخصوص قرار گذاشتن همجنس گرايان بود . با يه همجنس گرا قرار گذاشتم با يكيشونم سعي كردم دوست باشم . از مرگ سخت تر بود . اضطراب داشت كمرم رو ميشكوند اما طاقت آوردم . تقريبا دو سه روز فقط زجر كشيدم اما بعد از 3 ال 4 روز 90 درصد افكار و استرسم واقعا از بين رفته .
دوستان عزيزم درمان وسواس مواجه شدن با فكر بيماره اينو فراموش نكنيد .
دوست عزيزي كه از اشيا نوك تيز ميترسي . خودت از چاقو فراري نده بلكه هميشه يه چاقو كنار دستت بذار تا ترست به بالا ترين نقطه برسه و بعد كم كم متوجه ميشي كه ديگه ترسي باقي نمونده. هر كس اين روش درمان رو امتحان نكنه اغز دستش رفته . اولش اضطراب طبيعيه ولي نم نم ارامش بهتون حاكم ميشه . يا علي ع