نویسنده موضوع: تجربيات موفقيت آميز من در مقابله با وسواس فكري  (دفعات بازدید: 663 بار)

0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.

Mahyar

  • کاربر عادی
  • **
  • ارسال: 62
  • امتیاز 3
قبل از این فکر میکردم بد ترین حالت یک انسان باید حالت تهوع و دلدرد باشه اما وسواس فکری به این دلیل که سطح امید انسان رو تحت تاثير قرار میده و فرد امیدی به آینده نداره و در واقع منجر به افسردگی میشه حالتی بود که برام از تهوع سخت تر بود چون فرد مبتلا نمیدونه که تا کی قرار هست این وضعیت رو تحمل کنه.  مدام به 20 سال آینده سفر میکنی و خودت رو میبینی با این افکار,  خوشحالی دوستانت رو میبینه و تو غم و حسرت غرق میشی از آسمان و زمین غم میباره برای بهتر شدن حاضری هر کاری بکنی اعتقادات ضعیف شده خودت رو تقویت میکنی و دوباره به خدا پناه میبری,  از خدا میخای یا این وضعیت تموم بشه یا عمر تو تموم بشه,  مرگ که روزی باعث  ناراحتیت بود چه شده که حالا باعث سعادتت شده؟  آرزو میکنی که این فقط یهوسواس باشه نه فکر واقعی,  به خودت شک می کنی و میگی نکنه این وسواس نیست و واقعیه, زوری یه نفرو پیدا میکنی تا درکت کنه , با این که خجالت میکشی ولی بهش میگی دچار وسواس شدی راهنمایی هایی میشنوی که یاغلطه یا خودت بهتر از اونارو تو هزار تا سایت خوندی ,اگر زندگی فقط مال خودت باشهشاید تحمل کنی ولی نمیخوای عزیزانت زندگیشون خدشه دار شه به خاطر تو و این خودش مزید بر علت هستش.
بیشتر دعا میکنی (بیشتر میخوابی : من خودم علی رغم این که میگن خواب کمه یه جورایی به خواب پناه میبرم و بیشتر میخوابم)  دنبال تأیید میگردی دنبال یه چیزی میگردی که حالتو خوب کنه ولی چون افسرده هم شدی چیزایی که قبلا خوشحالت میکرد دیگه خوشحالت نمیکنه,  به این میگن استیصال ودرماندگی
تو موندی و کاسه چه کنم چه کنم انگار نه انگار که قبل از این روزای خوشم داشتی انگار 1000 ساله که با این مشکلات دست و پنجه نرم می کنی
اینها همه تجربیات من بود و حالا چیزایی که حال منو خوب کرده به اندازه 70 درصد:
1- وقت خالی برای خودتون نذارید خیلی سخته ولی ممکنه کار مهم ترین مسئله هستش,  اگر میتونید حتما کار کنید,
به خدا پناه ببرید و نماز اول وقت رو فراموش نکنید,
وسواس از وسوسه شیطان میاد و در واقع راه ورود شیطان به انسان هست پس با انجام معنویات روح خودتون رو کمی شکست ناپذیر تر کنید, 
وقتی افکار منفی سراغتون میاد زور نزنید از بین ببریدش مطمئنا بعد از چند روز کاهش پیدا میکنن. بعضی وقتا اروم میشید میخاید لحظات سخت رو به خودتون یاداوری کنید تا ازش به کل خارج بشید که دوباره توی تله می افتید
صبور باشید(  ان الله مع الصابرین)
در اینده اتفاقات زیادی می افته پس در مورد اینده پیش داوری نکنید و به اینده امیدوار باشید
از این سایت غافل نشید,  وقتی اینجا میاید میبینید تنها نیستید و قوت قلب میگیرید.
خودتونو دوست داشته باشید شما بسیار ارزشمند هستید
وسواسی ها مثل خیلی از ادمای دیگه به زندگی بی تفاوت نبودن و به نظرم کمی نخبه هستن همونطور که من ادبیات و نوشتار افرادی که تو این سایت هستن رو دیدم و به اون پی بردم.
دارو هارو رها نکنید زمان تأثیر گذاری دارو ها بعد از 2 هفته هست
عموما
قرآن بخونید حتما با ترجمه
ادمای معتقد چون باور دارند که خدا پشتیبانشونه بار روانی کمتری رو تحمل میکنند نسبت به کم اعتقاد ها و این از لحاظ علمی ثابت شدست.
هر که در این درگه مقرب ترست  جام بلا بیشترش میدهند
مطمئن باشید روزی پاداش این صبر رو خواهید گرفت باید فرق باشه بین کسی که شاداب و سرحال عمر کرده و کسی که مدتی سختی کشیده
ان مع العسره یسرا (همراه هر سختی اسانی است)
ما ودَّعَك ربُّكَ و ما قَليٰ (پروردگارت نه رهایت کرده و نه فراموشت کرده)
نماز استغاثه به حضرت فاطمه س میتونید از نت سرچ کنید و بخونید البته بسته به اعتقاداتتون داره این نماز برای کسانی هست که مشکلی دارن که دیگه صبرشون رو لبریز کرده و من بهش اعتقاد داره
و در اخر صبر صبر صبر,  در اخر روزی میرسه که به تمام این نگرانی ها خواهید خندید
خیلی خوشحال میشم به من بگید نظراتتون رو و همچنین به من بگید شما هم همین علائم رو داشتید یا خیر!!


Mohamad

  • Atila
  • کاربرفعال
  • ***
  • ارسال: 103
  • امتیاز 34
قبل از این فکر میکردم بد ترین حالت یک انسان باید حالت تهوع و دلدرد باشه اما وسواس فکری به این دلیل که سطح امید انسان رو تحت تاثير قرار میده و فرد امیدی به آینده نداره و در واقع منجر به افسردگی میشه حالتی بود که برام از تهوع سخت تر بود چون فرد مبتلا نمیدونه که تا کی قرار هست این وضعیت رو تحمل کنه.  مدام به 20 سال آینده سفر میکنی و خودت رو میبینی با این افکار,  خوشحالی دوستانت رو میبینه و تو غم و حسرت غرق میشی از آسمان و زمین غم میباره برای بهتر شدن حاضری هر کاری بکنی اعتقادات ضعیف شده خودت رو تقویت میکنی و دوباره به خدا پناه میبری,  از خدا میخای یا این وضعیت تموم بشه یا عمر تو تموم بشه,  مرگ که روزی باعث  ناراحتیت بود چه شده که حالا باعث سعادتت شده؟  آرزو میکنی که این فقط یهوسواس باشه نه فکر واقعی,  به خودت شک می کنی و میگی نکنه این وسواس نیست و واقعیه, زوری یه نفرو پیدا میکنی تا درکت کنه , با این که خجالت میکشی ولی بهش میگی دچار وسواس شدی راهنمایی هایی میشنوی که یاغلطه یا خودت بهتر از اونارو تو هزار تا سایت خوندی ,اگر زندگی فقط مال خودت باشهشاید تحمل کنی ولی نمیخوای عزیزانت زندگیشون خدشه دار شه به خاطر تو و این خودش مزید بر علت هستش.
بیشتر دعا میکنی (بیشتر میخوابی : من خودم علی رغم این که میگن خواب کمه یه جورایی به خواب پناه میبرم و بیشتر میخوابم)  دنبال تأیید میگردی دنبال یه چیزی میگردی که حالتو خوب کنه ولی چون افسرده هم شدی چیزایی که قبلا خوشحالت میکرد دیگه خوشحالت نمیکنه,  به این میگن استیصال ودرماندگی
تو موندی و کاسه چه کنم چه کنم انگار نه انگار که قبل از این روزای خوشم داشتی انگار 1000 ساله که با این مشکلات دست و پنجه نرم می کنی
اینها همه تجربیات من بود و حالا چیزایی که حال منو خوب کرده به اندازه 70 درصد:
1- وقت خالی برای خودتون نذارید خیلی سخته ولی ممکنه کار مهم ترین مسئله هستش,  اگر میتونید حتما کار کنید,
به خدا پناه ببرید و نماز اول وقت رو فراموش نکنید,
وسواس از وسوسه شیطان میاد و در واقع راه ورود شیطان به انسان هست پس با انجام معنویات روح خودتون رو کمی شکست ناپذیر تر کنید, 
وقتی افکار منفی سراغتون میاد زور نزنید از بین ببریدش مطمئنا بعد از چند روز کاهش پیدا میکنن. بعضی وقتا اروم میشید میخاید لحظات سخت رو به خودتون یاداوری کنید تا ازش به کل خارج بشید که دوباره توی تله می افتید
صبور باشید(  ان الله مع الصابرین)
در اینده اتفاقات زیادی می افته پس در مورد اینده پیش داوری نکنید و به اینده امیدوار باشید
از این سایت غافل نشید,  وقتی اینجا میاید میبینید تنها نیستید و قوت قلب میگیرید.
خودتونو دوست داشته باشید شما بسیار ارزشمند هستید
وسواسی ها مثل خیلی از ادمای دیگه به زندگی بی تفاوت نبودن و به نظرم کمی نخبه هستن همونطور که من ادبیات و نوشتار افرادی که تو این سایت هستن رو دیدم و به اون پی بردم.
دارو هارو رها نکنید زمان تأثیر گذاری دارو ها بعد از 2 هفته هست
عموما
قرآن بخونید حتما با ترجمه
ادمای معتقد چون باور دارند که خدا پشتیبانشونه بار روانی کمتری رو تحمل میکنند نسبت به کم اعتقاد ها و این از لحاظ علمی ثابت شدست.
هر که در این درگه مقرب ترست  جام بلا بیشترش میدهند
مطمئن باشید روزی پاداش این صبر رو خواهید گرفت باید فرق باشه بین کسی که شاداب و سرحال عمر کرده و کسی که مدتی سختی کشیده
ان مع العسره یسرا (همراه هر سختی اسانی است)
ما ودَّعَك ربُّكَ و ما قَليٰ (پروردگارت نه رهایت کرده و نه فراموشت کرده)
نماز استغاثه به حضرت فاطمه س میتونید از نت سرچ کنید و بخونید البته بسته به اعتقاداتتون داره این نماز برای کسانی هست که مشکلی دارن که دیگه صبرشون رو لبریز کرده و من بهش اعتقاد داره
و در اخر صبر صبر صبر,  در اخر روزی میرسه که به تمام این نگرانی ها خواهید خندید
خیلی خوشحال میشم به من بگید نظراتتون رو و همچنین به من بگید شما هم همین علائم رو داشتید یا خیر!!


عالی بود همه وسواسیها همین حس و حال را دارند..
موفق باشی

🌼Elham🌼

  • Elham
  • کاربرفعال
  • ***
  • ارسال: 160
  • امتیاز 14
قبل از این فکر میکردم بد ترین حالت یک انسان باید حالت تهوع و دلدرد باشه اما وسواس فکری به این دلیل که سطح امید انسان رو تحت تاثير قرار میده و فرد امیدی به آینده نداره و در واقع منجر به افسردگی میشه حالتی بود که برام از تهوع سخت تر بود چون فرد مبتلا نمیدونه که تا کی قرار هست این وضعیت رو تحمل کنه.  مدام به 20 سال آینده سفر میکنی و خودت رو میبینی با این افکار,  خوشحالی دوستانت رو میبینه و تو غم و حسرت غرق میشی از آسمان و زمین غم میباره برای بهتر شدن حاضری هر کاری بکنی اعتقادات ضعیف شده خودت رو تقویت میکنی و دوباره به خدا پناه میبری,  از خدا میخای یا این وضعیت تموم بشه یا عمر تو تموم بشه,  مرگ که روزی باعث  ناراحتیت بود چه شده که حالا باعث سعادتت شده؟  آرزو میکنی که این فقط یهوسواس باشه نه فکر واقعی,  به خودت شک می کنی و میگی نکنه این وسواس نیست و واقعیه, زوری یه نفرو پیدا میکنی تا درکت کنه , با این که خجالت میکشی ولی بهش میگی دچار وسواس شدی راهنمایی هایی میشنوی که یاغلطه یا خودت بهتر از اونارو تو هزار تا سایت خوندی ,اگر زندگی فقط مال خودت باشهشاید تحمل کنی ولی نمیخوای عزیزانت زندگیشون خدشه دار شه به خاطر تو و این خودش مزید بر علت هستش.
بیشتر دعا میکنی (بیشتر میخوابی : من خودم علی رغم این که میگن خواب کمه یه جورایی به خواب پناه میبرم و بیشتر میخوابم)  دنبال تأیید میگردی دنبال یه چیزی میگردی که حالتو خوب کنه ولی چون افسرده هم شدی چیزایی که قبلا خوشحالت میکرد دیگه خوشحالت نمیکنه,  به این میگن استیصال ودرماندگی
تو موندی و کاسه چه کنم چه کنم انگار نه انگار که قبل از این روزای خوشم داشتی انگار 1000 ساله که با این مشکلات دست و پنجه نرم می کنی
اینها همه تجربیات من بود و حالا چیزایی که حال منو خوب کرده به اندازه 70 درصد:
1- وقت خالی برای خودتون نذارید خیلی سخته ولی ممکنه کار مهم ترین مسئله هستش,  اگر میتونید حتما کار کنید,
به خدا پناه ببرید و نماز اول وقت رو فراموش نکنید,
وسواس از وسوسه شیطان میاد و در واقع راه ورود شیطان به انسان هست پس با انجام معنویات روح خودتون رو کمی شکست ناپذیر تر کنید, 
وقتی افکار منفی سراغتون میاد زور نزنید از بین ببریدش مطمئنا بعد از چند روز کاهش پیدا میکنن. بعضی وقتا اروم میشید میخاید لحظات سخت رو به خودتون یاداوری کنید تا ازش به کل خارج بشید که دوباره توی تله می افتید
صبور باشید(  ان الله مع الصابرین)
در اینده اتفاقات زیادی می افته پس در مورد اینده پیش داوری نکنید و به اینده امیدوار باشید
از این سایت غافل نشید,  وقتی اینجا میاید میبینید تنها نیستید و قوت قلب میگیرید.
خودتونو دوست داشته باشید شما بسیار ارزشمند هستید
وسواسی ها مثل خیلی از ادمای دیگه به زندگی بی تفاوت نبودن و به نظرم کمی نخبه هستن همونطور که من ادبیات و نوشتار افرادی که تو این سایت هستن رو دیدم و به اون پی بردم.
دارو هارو رها نکنید زمان تأثیر گذاری دارو ها بعد از 2 هفته هست
عموما
قرآن بخونید حتما با ترجمه
ادمای معتقد چون باور دارند که خدا پشتیبانشونه بار روانی کمتری رو تحمل میکنند نسبت به کم اعتقاد ها و این از لحاظ علمی ثابت شدست.
هر که در این درگه مقرب ترست  جام بلا بیشترش میدهند
مطمئن باشید روزی پاداش این صبر رو خواهید گرفت باید فرق باشه بین کسی که شاداب و سرحال عمر کرده و کسی که مدتی سختی کشیده
ان مع العسره یسرا (همراه هر سختی اسانی است)
ما ودَّعَك ربُّكَ و ما قَليٰ (پروردگارت نه رهایت کرده و نه فراموشت کرده)
نماز استغاثه به حضرت فاطمه س میتونید از نت سرچ کنید و بخونید البته بسته به اعتقاداتتون داره این نماز برای کسانی هست که مشکلی دارن که دیگه صبرشون رو لبریز کرده و من بهش اعتقاد داره
و در اخر صبر صبر صبر,  در اخر روزی میرسه که به تمام این نگرانی ها خواهید خندید
خیلی خوشحال میشم به من بگید نظراتتون رو و همچنین به من بگید شما هم همین علائم رو داشتید یا خیر!!
سلام
یکسال زندگی منو مرور کردید، بدون ذره ای کم و کاستی.... لحظه تحویل سال یادم نمیره از خدا می خواستم که خدایا همین یه دعام رو مستجاب کن که من دیگه نباشم، خوبه خدا به حرفم گوش نداد  :o
دقیقا شروع دوران خوب شدنم با قرآن بود، هر چند وسواس جان سراغ قرآن و شبهه افکنی هم رفته بود

Mahyar

  • کاربر عادی
  • **
  • ارسال: 62
  • امتیاز 3
به اميد روز هاي بهتر،  طبق مطالعات جديدم دارو بسيار موثره در درمان ، درمان دارويي رو شروع كردم،  حتما نتيجه رو اعلام خواهم كرد.
خيلي ممنونم كه نظر داديد. يا علي ع

🌼Elham🌼

  • Elham
  • کاربرفعال
  • ***
  • ارسال: 160
  • امتیاز 14
ان شاالله حتما نتیجه خوبی خواهید گرفت

Mahyar

  • کاربر عادی
  • **
  • ارسال: 62
  • امتیاز 3
دوستان گرامي سلام. من بعد از يك ماه مصرف كلوميپرامين و فلووكسامين پيش دكتر روانپزشكم رفتم . دكتر كمال آزمنديان هستن نميدونم ميشناسيد يا نه !
ايشون گفتن كه نشونه هاي جواب دادن دارو رو داري .گفتن از نشانه هاي عمل كردن دارو كمي عصبي شدن گريه كردن بازگشت اشتها و ... هست  و آخرين تاثير دارو روي وسواس فكري هست و ايشون دوز داروي من رو دوبرابر كردن يعني فلووكسامين 200 ميلي گرم در روز ولي كلوميپرامين همون 10 ميلي گرم در روز ثابت موند. كمي احساس بهبودي دارم چون خيلي افكار وسواسي ندارم اما مشكلي كه دارم بي انگيزگي به علايق گذشته ام هست كه نميدونم از افسردگي هست يا عوارض دارو  ولي احتمال ميدم كه از افسردگي باشه . حالا مشكلي كه هست اينه كه اين افسردگي باعث ميشه كه من نتونم از چرخه ي وسواس خارج بشم. چرا كه وقتي به فعاليت هاي لذت بخش گذشته م  مي خوام برگردم ولي اونها ديگه برام لذت بخش نيستن ميگم حتما از وسواسه و بايد برم به اونها فكر كنم و درستش كنم تا به علايق گذشته برگردم و فكر كردن به عوامل وسواسي مجددا منو به سيكل افسردگي مي اندازه.!!!!! اميدوارم كه منظورمو متوجه شده باشيد .
مدد ز غير تو ننگ است يا علي  (ع)

🌼Elham🌼

  • Elham
  • کاربرفعال
  • ***
  • ارسال: 160
  • امتیاز 14
سلام الهی شکر که رو به بهبود هستید.
من این مشکل رو داشم دکترم گفت قرصها یه ذره بی خیالی و بی تفاوتی میاره ( من آسنترا می خوردم)
ولی به نظر خودم فشار زیاد فکری که دائم روی مخم مغز و فکر و احساساتم بود باعث شده بود اینجوری بشم.چیزایی که با تمام وجود دوسشون داشتم و همیشه ازشون انرژی می گرفتم هیچ کدوم رو تو وجودم پیدا نمیکردم، واقعا وحشتناک و عذاب آور بود. شما تصور کنید یه آدمی که صبح چشماشو باز میکنه از خواب ( البته کابوس) بعد موتور فکرهای وسواسیش روشن میشه و شدت میگیره و تا شب که به زور و با یه دنیا اضطراب و استرس به خواب میره و در طول روز هم علاوه بر فکرای مسخره ی وسواسی دائم یه ترس و دلهره داره که خدایا چی میشه! خدایا چی کنم!! چرا این فکرا نمیره!! چرا اینجوریم!! واقعا رمقی براش نمی مونه..... من خودم قشنگ افسرده شده بودم.

الان به لطف خدا خوبم. اصلا نفهمیدم چی شد که خوب شد حال دلم. ولی نگران نباشید مطمئن باشید به مرور که آرامشتون برگشت و ذهنتون یه ذره سکوت کرد، همه چیز برمیگرده سر جاش. خود واقعیتون دوباره پیدا میشه. خیلی محکم و امیدوارانه ادامه بدید درمان رو.

از خدا خیلییییییییی کمک بخواید. خدا "مقلب القلوبه".خودش تمام احساسات رو آفریده و تو وجود ما قرار داده حتما کمک میکنه.

Mahyar

  • کاربر عادی
  • **
  • ارسال: 62
  • امتیاز 3
انشاالله خدا شمارو حفظ كنه كه صميمانه كنار ماييد،  متشكرم

Mehdii

  • کاربر عادی
  • **
  • ارسال: 61
  • امتیاز 10
سلام توضیح دادن حسو حال آدم هنگام هجوم افکار وسواسی خیلی سخته حسای عجیبو منفی شکااک شدن که همین شک خودش به تنهایی خلق و خو همه چی‌ادمو بهم میریزه وقتی درگیر یه فکر خاص میشی دیگه فرقی نمیکنه که تجربه چندمته با اینکه میدونی که همش فکره ولی نمیتونی کنار بیای مثل اینکه زیر رگبار بارون باشی و انتظار خیس نشدن داشته باشی وسواس خیلی پیچیدست فکرو حسو انگیزه و جسم و روح و هر چی که داری رو تحت تاثیر میزاره فرقی هم نمیکنه چه تو بهترین حاالت باشی چه بدترین حال ممکنه بیاد سراغت و حالتو بد کنه گند میزنه به همه چی کتاب بخونی ذهنت رو یه کلمه یا یه حس گیر میکنه فوتبال میبینی باز ذهنت یه افکاری میسازه که لذت بردن از مسابقه رو برات هیچ میکنه رابطه جدی بخوای داشته باشی دور بودنا کمال طلبی که معمولا وسواسیا دارن گند میزنه به همه چی شک داشتن استدلال های غلط تمام پل هایی که میسازی رو یه دفعه روت خراب میکنه اگه وسواس دارین و به این مرحله از وسواس نرسیدین حتما یه فکری به حال این بیماری بکنین چون خر چی میگذره هر دقیقه هر طاعت هر روز هر ماه هر.... ریشه های وسواس بزرگتر و عمیق تر میشن نزارین به جایی برسین که کنترلی رو افکارتون نداشته باشین به درجه ای از بی تفاوتی و افسردگی برسین که دیگه هیچی براتون مهم نباشه هیچی نه آینده نه امروز نه دیروز تو بدترین زمان و شرایط داریم زندگی‌میکنیم زندگی کردن برای ادمایی که وسواس ندارن هم تو این شرایط سخته حالا چه برسه به کسی که همچین مشکلاتی هم داره میدونم اینم میگذره ولی وای به این سالها و عمرو جوونی که با این میگذردا داره میره خیلیا میگن وسواس و وافسردگی یه انتخابه ولی به نظر من خیلی سخته تنهایی و با شرایط بد بدون کمک و حمایت وسواس و کنار زد وسواس برای من تا حدود زیادی ژنتیک بوده و رفتار وسواسی و کمال طلبی پدر و نزدیکان اکتسابیش هم کرد من 

Javad

  • کاربرفعال
  • ***
  • ارسال: 199
  • امتیاز 53
  • جنسيت : پسر
با سلام به همه دوستان
مهدی جان میتونم درک کنم چی میگی واقعا" سخته توصیف کنی زمانیکه افکار وسواسی هجوم میارن و بازم منم تجربه کردم زمانیکه افکار وسواسی برای چندین بار هم که هجوم میارن با وجود تجربه های پیشین، بازم به اندازه زیاد آزار دهنده هستند، ولی یه تجربه خوب در این زمینه دارم، زمانیکه بعد از یه دوره آرامش دوباره هجوم افکار مضر رو احساس کردی اولا" سعی کنید دستپاچه نشوید، و بازم سعی کنید پیش بینی نکنید با هجوم دوباره چه اتفاقی خواهد افتاد و چه لذاتی ممکنه از شما صلب کنه،... به عبارتی در زمان هجوم مجدد افکار تنها کاری که باید بکنید این است که برای فروکش کردن غوغای درون هیچ کاری نکنید، و کارهایتان را براساس نیاز و وظایف روز مره انجام بدید و تا آنجا که در توان هست به افکار توجه خودآگاه نکنید.
اینکه الهام خانم فرموده بودند: نمیدونم که چی شد خوب شدم، دقیقا" راه نجات همینه که حواستان را معطوف علایم خوب شدن و یا نشدن .... نکنید، توصیه میکنم اگر از افرادی هستید که وسواس ژنتیک و یا مزمن شده چون احتمال برگشت زیاده، زمانیکه دوره درمان رو کامل کردید، و دکترتون دستور قطع دارو داد مشورت کنید اگه در آینده بهر دلیل وسواس برگشت تا زمان مراجعه مجدد به دکتر چه دوزی از دارو رو مصرف کنید(بعضا سریع فروکش میکنه و نیاز به مراجعه هم حتی پیدا نمی کنید).

بهر حال دوای وسواس عدم توجه است با مصرف بموقع داروست، یکی از کارهایی که دارو انجام میده اینه که شما توجهتونو از انجام اقدام جهت فروکش کردن افکار وسواسی معطوف مصرف دارو و آثار آن میکنید و ناخواسته فکر وسواسی در اولویت دوم قرار میگیره.
به خدا نگوييد مشكلات بزرگي دارم - به مشكلات بگوييد خداي بزرگي دارم

Mahyar

  • کاربر عادی
  • **
  • ارسال: 62
  • امتیاز 3
سلام دوستان عزيزم،  حرف هايي كه ميخوام بزنم خيلي مهمه به نظرم اگر دقیق بهشون عمل کنید بسیار زیاد میتونه توی افسردگی و از بین رفتن وسواس فکری شما تأثیر گذار باشه, 
من وقتی به گذشته ی خودم بر میگردم میبینم توی یه برهه هايی از زندگیم وقتی بچه بودم وسواس هایی داشتم که اصلا ننیفهمیدم وسواسن ولی الان که یادم مساد میبینم کلی رفتار وسواسی داشتم,  یه بار از سرویس مدرسه پوست موز انداختم بیرون تا چند وقت به خودم میگفتم نکنه یه موتوری روش بره و بخوره زمین و بمیره!!!!  یا وسواس نجاست و پاکی وقتی که مدرسه خیلی رو مسائل مذهبی تاکید داشت, ولی همشون حل میشدن میدونید چطوری؟؟  اول این که من اصلا نمیدونستم اونا وسواسن و همین لیبل زدن روی خودمون اونارو صد برابر موندگار تر میکنه,  دوم این که من مدت ها با افکارم کنار میومدم و واسه خودم دلیل قانع کننده میاوردم یا مثلا پامو صد بار میشستم تا مطمئن بشم نجاست برطرف شده,  تا وقتی که این کارو انجام میدادم وسواس داشتم و این غلط ترین کاری بود که میشد انجام داد,  اما زمانی خلاص شدم از دستشون که دیگه گارد نگرفتم یعنی این که گفتم پام نجسه؟  عیب نداره بذار نجس بمونه,  موتوری رفت رو پوست موز مرد؟  اره رفت مهم نیست.  یعنی دیگه زور نمیزدم خودمو اروم کنم میگفتم اره تو درستمیگی ولی کاری که ازم میخوای رو انجام نمیدم.  یه روش دیگه که مطالعه میکردم روش ERP هست كه خيلي روش خوبيه،  به اين صورت هست كه خودتون رو از لحاظ فكري يا فيزيكي تو محيطي كه بهش وسواس داريد قراربديد و ب شدت باعث ترس خودتون بشيد و هيچ اقدام پیش گیرانه ای برای بر طرف کردن ترستون انجام ندید یعنی مثلا اگر از چاقو میترسید که باعث بشه به کسی آسیب بزنید , وقتی حالتون خخوبه برید توفکر چاقو رو بردارید به همه آسیب بزنید و فکر کنید که بله شما واقعا همچین آدمی هستید و اصلا سعی نکنید جلوی این اضضطراب رو بگیرید,  این روش درمانی سخت هست و لی بسیار خوب جواب میده و خیلی ها رو درمان کرده فقط صبور باشید تا مغز کم کم یاد بگیره توی اون شرایط چطور به آزامش برگرده,  اگر براتون سخته کم کم شروع کنید, یعنی توی ذهنتون اول چاقو رو بردارید,  و فقط به همین فکر کنید و بعد نم نم که استرستون کم شد سعی کنید توی ذهنتون چاقو رو بردارید تو دست و در مرحله اخر ترسناک ترین فکرتون رو انجام بدید,  حالا من چاقو رو نثال میزنم هر کس که از هر چیز میترسه باید این کارو بکنه بدونه فکر پیش گیری کننده,  مثلا تو ذهنتون سعی نکنید بگید که من قصد حمله ندارم اتفاقا فکر منفی رو بپذیرید و باهاش رو ب رو بشید, ادم وسواسی عموما افسردست و رغبتی به چیزی نداره ولی یکی از روش های خوب شدن اینه که با اینکه استرس و بی رغبتی دارید سعی کنید فعالیت های زندگیتونو تعطیل نکنید, و بلکه اونقدر وقتتونو پر کنید که این افکار از ذهنتون بره,  کم کم میبینید که کلا یادتون رفته, وقتی میشینید و فکر چاره میکنید در واقع افکار وسواسی رو بغل گرفتید و انتظار دارید که از بین بره حالا حساب کنید که فعالیت های روزانه رو هم کم کردید و وقت بیشتری برای افکار مزخرف دارید,  مطمئنا یمی از افکار اینه که تا چند سال دیگه باید با این افکار سر کنید و همه ی اینها نگزانی های الکی هستن.  تمام این ها از بین میره,  مجردها به این فکر می کنن که درگیر این مشکلن و نمیتونن ازدواج کنن و رغبتی به ازدواج ندارن و متأهل ها هم اینده بچه ها رو تباه میبینن و....  در صورتی که نمیدونن شاید تا پایان ماه آینده تمام این مشکلات برطرف خواهد شد و دو ماه آینده مثل سالهای گذشته طعم طبیعی زندگی رو خواهید چشید,  یک مورد این که به ظاهر خودتون برسید قیافه ی بدبختارو به خودتون نگیرید آسمون به زمین نیومده و قرار نیست اینجوری بمونه , وقتی خودتونو تو آینه نگاه میکنید باید ظاهرتون طوری باشه که با مشت گره کرده بگید از این مرحله ام با پیروزی میگذرم,  خیلی فرقشه تا این که یه چهره ی در هم ببینید که دلتون برای خودتون بسوزه,  با افزایش اعتماد به نفس با یه ظاهر خوب میتونید روند درمان رو تسریع کنید,  چون معمولا وسواسی ها کمال گرا هستن و خیلی دوست دارن لول ظاهر و شخصیتشون بالا باشه و وقتی که خودشونو کم و کوچک ببینن بیشتر از قبل شکست میخورن و خودشونو میبازن.  همه این هایی که گفتم تجربیات شخصی خودم هست مطمئن نیستم درست باشه ولی به من کمک کرده. عجله نکنید برای درمان, کوچولو کوچولو به حسای خوبتون اضافه کنید,  قطره قطره یهو میبینید حال خوبتون به حال بد داره غلبه میکنه,  یه جرقه میخوره و میبینید با یه فعالیتی که دیگه ارتباط بر قرار نمیکردید دوباره برقرار میکنید,  کم کم از وسواس فاصله گرفتید و یهو به خودتون میاید و میبینید که وسواس شما یه خاطره مزخرف بوده که مدت زیادی ازش گذشته و حالا میتونید به اون افکار مزخرف کلی بخندیدو خدارو شکر کنید که از این سد هم عبور کردید.  منتظر نظراتتون هستم.  یا علی(ع)

🌼Elham🌼

  • Elham
  • کاربرفعال
  • ***
  • ارسال: 160
  • امتیاز 14
سلام
واقعا عالی بود
ممنون
مخصوصا اون بخشش که گفتید قیافه بدبختا رو نگیرید به خودتون :) من بعضی وقتا این نهیب رو به خودم میزدم خیلی تاثیر داره.