نویسنده موضوع: هموسكشوال ocd يا وسواس فكري  (دفعات بازدید: 596 بار)

0 کاربر و 2 مهمان درحال دیدن موضوع.

Mohamad

  • Atila
  • کاربرفعال
  • ***
  • ارسال: 103
  • امتیاز 34
پاسخ : هموسكشوال ocd يا وسواس فكري
« پاسخ #30 : اوت 30, 2018, 04:12:38 pm »
سلام آقا محمد
در مورد ازدواج سوال کرده بودی در عین حالیکه در گیر وسواس فکری داری، من میتونم تجربه خودم در اختیارت بگذارم:
من خودم در سن 21 سالگی بشدت درگیر وسواس فکری شدم و در زمان کوتاهی متاسفانه تمام زندگیم رو تحت تاثیر گذاشت بصورتی که دو ترم آخر دانشگاه رو بسختی وصف نشدنی به اتمام رسید و در شش ماه بین اتمام دانشگاه تا سربازی بیماریم بحدی رسید که تقریبا ارتباطم با دنیا قطع شده بود، و هیچ آینده ای رو برای خودم متصور نبودم و اون زمان فکر میکردم این آخر کارمه و باید ... ولی در این شرایط رفتم سربازی و برای من با تمام سختیهاش نعمت بود. اگرچه در این مدت سخت درگیر وسواس فکری بودم ولی بالاجبار زمان های کوتاهی از فشار افکار رها میشدم نه اینکه فراموش بشه ولی احساس تحمل افکار رو بیشتر احساس میکردم و از اونجا بود که تصمیم گرفتم بهر سختی به زندگیم ادامه بدم بصورتی که کمترین آسیب از بیماریم ببینم، ولی هر وقت مصمم تر میشدم فشار افکار تا حد دیوانگی منو می رسانند، بعضی وقتا کم میآوردم ولی استقامت کردم بیش از چند سال در وجودم غوغایی بود و این جنگ درونی دیگه وقتی برای توجه به مسایل خارج خودم نمی گذاشت و اینم بگم بغیر از خانمم هیچ کس تا به الان متوجه نشد که تا چه اندازه زمانی بیمار بودم.
در همین اوج غوغای درونی از طرف خونواده پیشنهاد ازدواج مطرح شد، شاید این موضوع برای،یه فرد معمولی همراه با احساس لذت و خوشحالی باشه، ولی برای من مثل تیر خلاص بود، با این حال مخالفت نکردم و خودمو به سرنوشت سپردم، ازدواج من از خواستگاری تا شروع زندگی مشترک شش ماهی طول کشید، که شاید برای یه فکر آروم روزهای خوب زندگی باشه ولی هر لحظه اون شش ماه به این فکر بودم آیا دارم به این دختر که با تمام علاقه محبت میکنه و رویای یه زندگی عاشقانه رو داره، خیانت میکنم، بارها خواستم پا پس بکشم ولی وقتی تصمیم جدی گرفتم که برنامه ازدواج رو بهم بزنم با همه درگیری های فکری دیوانه کننده دیدم نمیتونم، با این حالیکه فکر میکردم فکرهای وسواسی کل وجودم رو گرفته جایی برای عشق نیست، و این رو بعنوان علامت عشق تلقی کردم و دوباره و بطور جدی تصمیم به ادامه گرفتم ولی با این وجود از ادامه روال ازدواج احساس عذاب داشتم و نه لذت و اوج اون روز جشن ازدواجم بود، از روز بعد دیدم دیگه خودم نیستم مسولیت خوشبخت کردن فردی دیگه رو بعهده گرفتم و تمام سعیم شد خوشبختی خانمم و با گذشت زمان پسرم هم به زندگیم اضافه شد، گرچه اوایل تمام رفتار هم مثل یک بازیگر بود و در درونم غوغا و در خارج طور دیگه و این باعث عذاب بود ولی کم نیآوردم و ادامه دادم کم، کم بعد از ده سال زندگی مشترک حس کردم دیگه ابراز عشقم به خانواده ام ظاهر سازی نیست و واقعا عاشقشونم تا جاییکه از فشار افکار کم شده بود و علاقه به زندگی جاشو گرفته نه اینکه وسواس فکری فراموش شده باشه، ولی شوق ادامه زندگی در کنار خانواده بیشتر بود.
کم کم جرات کردم پس از ده دوازده سال زندگی موضوع افکار درونیم رو با خانمم درمیون بگذارم و با اصرار خانمم برای اولین بار به دکتر مراجعه کردم تازه بعد پانزده، شانزده سال از اوج بیماری متوجه شدم دچار وسواس فکری شدم و درمان دارویی رو شروع کردم و از اون روز تا بحال بطور متناوب درمان دارویی داشتم و هم اکنون هم از سه سال پیش دارو مصرف میکنم، ولی اینو میتونم باهات درمیان بگذارم شاید هیچ زمانی داشتن افکار وسواسی فراموش نشده ولی بطور اطمینان میتونم بگم بعد از گذشت  چند سالی از ازدواج در عین وجود افکار از زندگیم هم لذت بردم و شاید بیشتر از یک فرد معمولی به خانمم و پسر و دخترم توجه داشتم و رضایت اونا از زندگی شون، واقعا لذت خاصی برام داره. و اگرچه بیماریم بطور درمان نشده که بگم روزهای بیماری یه خاطره شده ولی سالهاست باهاش کنار اومدم و باعث سلب آسایشم نیست و خدا رو شکر زندگی بهتر از حد متوسطی دارم نه از نظر مالی بلکه از نظر ارتباطم با اعضای خانواده که این ارتباط خوب رو شاید مدیون بیماری وسواس فکری باشم.

البته بگم از زمان سربازی که تصمیم داشتم این بیماری باعث عقب افتادنم در زندگی نشه گرچه اغلب اوقات باعث افزایش اضطراب و صلب آسایشم میشد ولی این موضوع باعث پیشرفتم شد و در همه مراحل زندگی کاریم با اختلاف زیادی از سایر همکاران جلو بودم تا بازنشستگی که حدود دو سه سال پیش اتفاق افتاد.
و بعد باز نشستگی یک همه اضطرابی داشتم ولی اونم باعث شد یک فیلد کاری رو که اصلا تجربه اش را نداشتم شروع کنم و این عدم تجربه باعث شد در سال اول قسمت عمده پس انداز بیست چهار سال کارم رو از دست بدم ولی با باقیمانده اندک پس اندازم رفتم دوره های چندین ماهه داخلی و خارجی رو گذراندم و هم اکنون خدا رو شکر اوضاع مالی خوبی دارم بسیار بهتر از قبل. و این شروع کار مجدد و موفقیت رو یه جورایی باز مدیون بیماریم هستم.
لذا از نظر من شاید خیلی از روزهای خوبم رو به جهت بیماری از دستم ولی در عوض خیلی از چیزهایی رو که امروز بعنوان موفقیت بهشون نگاه میکنم میبینم بیماری وسواس فکری در اونا تاثیر جدی داشته.
لذا تنها توصیه جدی من اینه سعی کن بیماریت مانع روال معمول زندگیت نشه، تحملت رو هر روز بالا ببر و یا صبور باش در همه مراحل زندگی، توقع نداشته باش بیماری درمان بشه بعد کاری رو شروع کنی. بیماری رو قبول کن، و از اون پله ای برای موفقیت بساز گرچه شاید روزهایی هم باعث عذابت بشه.

گرچه تصمیم ازدواج با شماست ولی قویا توصیه میکنم روال عادی زندگی رو دنبال کنید که یکی از اون روال معمول، شروع زندگی مشترک هست.

امیدوارم که این چندین سطر بتونه کمکی باشه.
سلام آقا جواد عزیز.. بی نهایت سپاسگزارم از وقتی که برای من و سوالات من گذاشتید ...این متن خیلی امیدوارم کرد و خیلی میتونه کمک کنه وجود شما توو این انجمن کیمیاست برای ماهاا
باز هم ممنون

تارا

  • کاربربسیار فعال
  • ****
  • ارسال: 308
  • امتیاز 81
پاسخ : هموسكشوال ocd يا وسواس فكري
« پاسخ #31 : سپتامبر 14, 2018, 12:27:54 am »
ممنون آقا جواد که تجربیاتتونو در اختیار ما قرار میدین مطمئنا برا کسایی که مجردن کمک کننده خواهد بود

تارا

  • کاربربسیار فعال
  • ****
  • ارسال: 308
  • امتیاز 81
پاسخ : هموسكشوال ocd يا وسواس فكري
« پاسخ #32 : سپتامبر 14, 2018, 12:42:25 am »
حالا که در مورد ازدواج بحث شد لطفا اگه تجربه یا توصیه ای در مورد صاحب فرزند شدن هم دارین بگین....من خودم بیشتر از موضوع خود ازدواج ب صاحب فرزند شدن فکر میکنم و اینکه درسته یا نه...چون بصورت ژنتیکی احتمال انتقال وجود داره و حتی یک درصد احتمال همچین چیزی آزارم میده و برام ناراحت کنندس

Mahyar

  • کاربر عادی
  • **
  • ارسال: 52
  • امتیاز 3
پاسخ : هموسكشوال ocd يا وسواس فكري
« پاسخ #33 : سپتامبر 15, 2018, 11:04:29 am »
سلام به نظر من از ژنتيك نبايد بترسيد بيشتر مسائل  وسواسي به نظرم  از طريق تربيت يه فرد وسواسي منتقل ميشه . چون بچه ها از والدينشون ياد مي گيرند مثلا اگه يه نفر دستشو زياد ميشوره نبايد اجازه بده اين كار وسواسي رو بچه تاثير بگذاره و اون رو كار خوبي ببينه.در كل اين نظر شخصي من بود نه يك نظر علمي و اين كه فكر مي كتن بچه دار شدن ميتونه وقت شما رو مشغول كنه و اين براي درمان وسواس هم مناسبه

Javad

  • کاربرفعال
  • ***
  • ارسال: 180
  • امتیاز 53
  • جنسيت : پسر
پاسخ : هموسكشوال ocd يا وسواس فكري
« پاسخ #34 : سپتامبر 16, 2018, 02:20:24 pm »
سلام به نظر من از ژنتيك نبايد بترسيد بيشتر مسائل  وسواسي به نظرم  از طريق تربيت يه فرد وسواسي منتقل ميشه . چون بچه ها از والدينشون ياد مي گيرند مثلا اگه يه نفر دستشو زياد ميشوره نبايد اجازه بده اين كار وسواسي رو بچه تاثير بگذاره و اون رو كار خوبي ببينه.در كل اين نظر شخصي من بود نه يك نظر علمي و اين كه فكر مي كتن بچه دار شدن ميتونه وقت شما رو مشغول كنه و اين براي درمان وسواس هم مناسبه

سلام
وسواس فکری قابلیت انتقال از طریق وراثت را دارد و شدت آنهم میتواند متفاوت باشد، ولی خوشبختانه علم آنقدر پیشرفت داشته است که تا اندازه زیادی نگرانیها را بطرف کنه برای جلوگیری از احتمال مبتلا شدن فرزندان دو کار را باید انجام بدید:
1- قبل از حاملگی به دکتری که میخواهید دوران بارداری رو سپری کنید موضوع را بطور کامل در میدان بگذارید.
2- بچه های مستعد مبتلا شدن از حدود یک سالگی و یا حتی زودتر علایمی را بروز میدهد که والدین باید این علایم را شناسایی به به پزشک مراجعه کنند و اگر چنین شود ابتلا در بزرگسالی کاملا منتفی میشود.

لذا اصلا جای نگرانی نیست.
به خدا نگوييد مشكلات بزرگي دارم - به مشكلات بگوييد خداي بزرگي دارم