نویسنده موضوع: هموسكشوال ocd يا وسواس فكري  (دفعات بازدید: 232 بار)

0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.

Mahyar

  • تازه وارد
  • *
  • ارسال: 22
  • امتیاز 0
پاسخ : هموسكشوال ocd يا وسواس فكري
« پاسخ #15 : ژوئن 04, 2018, 04:20:31 am »
الهام خانم بينهايت سپاسگزارم, آقا محمد عزیز میتونم درک کنم که تو این 20 سال چی کشیدید خیلی سخته ولی سخت تر از همه چیز نا امیدیه تحت هیچ شرایطی امیدمو از دست نمیدم,  شماهم از دست ندید,  افکار منفی رو به چالش بکشید ببینید چه چیز هایی اونهارو تایید میکنه و چه چیز هایی تکذیب,  این مقابله با افکار خیلی میتونه موثر باشه.  ارتباطتون رو قطع نکنید ما در کنار همیم با یک درد مشترک و حداقل چیزی که داریم اینه که تنها نیستیم.  ان شاالله به حق علی ع همگی عاقبتمون بخیر باشه

Sahar_7297

  • تازه وارد
  • *
  • ارسال: 1
  • امتیاز 0
پاسخ : هموسكشوال ocd يا وسواس فكري
« پاسخ #16 : ژوئن 05, 2018, 02:47:37 am »
اگه مشکلمو بگم کسی میتونه کمکم کنه‌.دیگه خسته شدم

Javad

  • کاربرفعال
  • ***
  • ارسال: 163
  • امتیاز 51
  • جنسيت : پسر
پاسخ : هموسكشوال ocd يا وسواس فكري
« پاسخ #17 : ژوئن 05, 2018, 04:37:44 am »
سلام محمد جان
بسیار متاثر شدم، وقتی پیامتون خوندم، محمد عزیز من الان بیش از 30 ساله به وسواس فکری مبتلا هستم و تمام پستی و بلندیهای این بیماری رو تجربه کردم از شدید شدید حتی بفکر ... افتادم تا الان که زندگی قابل قبولی با این بیماری دارم.
محمد عزیز رهایی از وسواس خیلی بستگی زمان شروع درمان و همکاری بیمار داره، اگر کسی مثل من بعد 10-15 سال بعد از ابتلا تازه فهمیدم مبتلا و چند سال بعد به فکر درمان افتادم خوب نمیتونم انتظار اینو داشته باشم که 100%بهبودی حاصل بشه همینکه بتونم زندگی قابل قبولی بصورت متناوب داشته باشم، خدا رو شکر باید کرد.
وسواس مثل یه زخمه که هیچگاه تموم شدنی نیست ولی اگه از اون مراقبت بشه عفونت نمی کنه و اجازه داشتن یه زندگی معمولی رو میده و اگر مراقبت فراموش بشه عفونت میکنه و حتی هر لحظه بدتر میشه.
پس ماها که دچار وسواس مزمن هستیم با تعاریفی برای حالات مختلف خاص خودمون داشته باشیم، و این تعاریف را قبول و باور کنیم آنگاه میتوان به سبک خودمان آرامش را متناوبا" حس کرد و از آن لذت برد و زندگی معمولی داشت.
یکی از این کلمات بهبودی است، بنظر من این بیماری مثل یه سرماخوردگی و یا یک عمل جراحی که در سالهای دور انجام شده و حتی بعضا" فراموش شده نیست، وسواس اگر مزمن شد همراه فرد در تمام طول زندگیش خواهد بود ولی این به معنیه یک زندگی پر از  رنج نیست. اول باید قبول کرد سهم ما از دنیا این بوده و بیماری را پذیرفت، پذیرش بخش عمده راهیست که باید طی کنیم. مابقیه راه درمان دارویی در فواصلی که نیاز میشه و آموزش تکنیک هایی که افکار وسواسی را در نطفه شناخت و آنها را نادیده گرفت که اگر افکارتان را مدیریت نکنیم باعث تناوب بیماری و شاید نیاز به دارو احساس بشه.
برای نادیده گرفتن افکار وسواسی به نظر من به تعداد افراد مبتلا به وسواس تکنیک وجود داره و هر فرد باید تکنیک خودشو پیدا کنه البته روان پزشک خیلی میتونه کمک کنه که فرد راه خودشو پیدا کنه.
مثلا" تکنیک خودم اینه که خیلی ساده فکر وسواسی رو نادیده بگیرم و به وسوسه هاش اهمیت ندم و راه و کار خودمو انجام بدم، البته زمانیکه یه حمله وسواسی رو تجربه میکنم این چند کلمه ساده شاید تا حد  دیوانگی سخت باشه ولی وقتی اراده من برای زندگی و مسئولیتی که در زندگی بعهده گرفتم از وسواس قویتر باشه خیلی زودتر از انتظار فشار فکر وسواسی کاهش پیدا میکنه و به زندگی معمولی ادامه میدم.
پس برای تجربه آرامش و زندگی با موفقیت:
1- پذیرش بیماری
2- درمان دارویی
3- پیدا کردن تکنیک مخصوص خود فرد در صورت نیاز با کمک روانپزشک.
به خدا نگوييد مشكلات بزرگي دارم - به مشكلات بگوييد خداي بزرگي دارم

Mahyar

  • تازه وارد
  • *
  • ارسال: 22
  • امتیاز 0
پاسخ : هموسكشوال ocd يا وسواس فكري
« پاسخ #18 : ژوئن 16, 2018, 09:11:13 pm »
سلام دوستان سلام،  تورو خدا هر كس كه حتي يك درصد فكر ميكنه اطلاعاتي داره جواب بده، 
وسواس فكري من كه فكر ميكردم همجنسگرا شدم زمانی که با دوشتانم صحبت کردم راجع بهش حس کردم بهتر شدم و وقتی فهمیدم توجه ام به همجنسام به خاطر کمال گرایی من بوده کاملا خوب شدم,  در واقع همه اینها رو میدونستم اما فکر کنم از تأثیر دارو ها کاملا خوب شده بودم, کااااملا خوب,  عین موبایلی که ریست فکتوری میکنی دوباره بر میگرده حالت اول خوب شده بودم,  از شدت خوشحالی میخاستم برم تو کوچه بدوم ام,  پرواز کنم دوباره به همون زندگی معمولیم برگشته بودم چیزی که قدرشو نمی دونستم ولی به خدا قسم اگر دنیارو بهم بدن انقد خوشحال نمیشم که با همون خوشحال شدم,  والله ارزشش برام از دنیا بیشتر بود,  دو روز از زندگی لذت بردم, فقط دو روز,  امروز صبح که از خواب بیدار شدم همه چی خراب شده بوود,  لعنتی خیلی زور زدم به باور های دیروزم برگردم ولی نشد,  نمیدونم چه اشتباهی کردم که از دستش دادم,  دارو هام داشت تموم میشد یکی از داروهامو 50 میلی گرم کمتر خوردم,  یعنی به جای 150 میلی گرم 100 میلی گرم خوردم,  میتونه به خاطرر اون باشه؟  عین یه تلویزیونی شدم که اتصالی کرده,  یه لحطه روشن شد دوباره خاموش شد,  نمیدونید چقدر ناراحت شدم ممکنه به خاطر کم شدن دارو باشه؟  چطوری شد که خوب شده بودم؟  باورتون میشه این که میگم خوب شدم صد در صدی بود کاملا خوب شده بودم,  تو کل عمرم شاید انقدر خوشحال نشده بودم.  میخاستم از خوشحالی جونمو بدم ولی فقط دو روز دووم آورد,  تورو خدا یکی یه راهکاری بده,  یه چیزی بگید, ممکنه این نشونه ای باشه که داروها داره رو مغزم تاثیرشو میذاره؟  عملکرد دارو ها چجوریه؟  ای خداااااااا

🌼Elham🌼

  • Elham
  • کاربرفعال
  • ***
  • ارسال: 143
  • امتیاز 11
پاسخ : هموسكشوال ocd يا وسواس فكري
« پاسخ #19 : ژوئن 16, 2018, 11:51:20 pm »
سلام آقا مهیار

- اصلا نترسید ازین حالتا، انقدر اینجوری میشه تا وقتی که تعداد روزهایی که حالتون خوبه بیشتر بشه. من هر وقت حالم بد می شد و ناامید می شدم یاد همین یکی دو روزایی بودم که حالم خوب میشد و به خودم دلداری می دادم که " اگه یکی دو روز خوب شدی پس امکان بهبود وجود داره"

- داروهاتونو بدون مشورت پزشک کم نکنید.
 
- هفته پیش رفتم پیش یه متخصص بالینی، بهشون گفتم الان حالم خوبه. گفت ببین وجود تو الان مثل یه آتشفشان خاموشه پر از فکرای وسواسی که هر لحظه امکان شعله ور شدن مجددش هست و باید درمانت رو کامل کنی. گول نخوری بگی حالم خوبه. بهم گفت اوایل درمان ممکنه خیلی حالت بد بشه چون باید همه اینا بیرون ریخته بشه. شما هم ان شاالله با صبر و حوصله درمانتون رو هم دارویی و هم رواندرمانی پیگیری کنید.