نویسنده موضوع: در مورد پنیک، وسواس فکری و ترس از بیرون رفتن از خانه( نشانه های و روشهای درمانی)  (دفعات بازدید: 7502 بار)

0 کاربر و 2 مهمان درحال دیدن موضوع.

سیدحمید

  • مدیرسایت
  • *****
  • ارسال: 571
  • امتیاز 36
  • جنسيت : پسر
پنیک:

نمونه های از حملات پنیک:

" این مساله 10 سال پیش برای من شروع شد. بعد از فارغ التحصیلی در کاری استخدام شدم. توی یکی از کنفرانس های شرکت بودم که با پنیک روبرو شدم. واقعا احساس می کردم می خواهم بمیرم"

"برای من تجربه پنیک یک تجربه کاملا جنون آور بود. احساس می کردم از واقعیت فاصله گرفته ام. احساس می کردم کنترلم را در بدترین حالت از دست می دهم. قلبم تند می زد، احساس می کردم نمی توانم نفس بکشم و حسابی غرق در فکر می شدم و بسیار رنج می کشیدم"

" توی حملات پنیک مرتبا ترس این را داشتم که باز باهاش روبرو شوم. می ترسیدم به جاهایی بروم که قبلا در آن جاها دچار پنیک شده بودم. اگر کمکی توی این زمینه نگرفته بودم مطمئن هستم که از همه محیط بیرون می ترسیدم  و دیگر نمی توانستم از خانه خارج شوم"

افراد با اختلال پنیک مرتبا احساس  وحشت و حمله شدن به آنها می کنند. و نمی توانند زمان حمله بعد را پیش بینی کند و بین حملات پنیک اضطراب های زیادی را تجربه می کنند و نگران است که دفعه بعد کی و چه زمانی اتفاق می افتد.
اگر شما در حال تجربه پنیک هستید. حتما با تپش قلب، ضعف، احساس غش، عرق کردن و سرگیجه آشنا هستید. ممکن است دستانتان بلرزد یا احساس کنید توده ای در گلویتان گیر کرده است و یا احساس گرمازدگی و یا سرمازدگی بکنید. امکان دارد حالت تهوع داشته باشید و یا دردی در سینه داشته باشید و حسهای مختلفی از جمله اینکه از واقعیت فاصله گرفته اید و می ترسید که کنترلتان را از دست دهید. این احساس اینکه مرتبا دچار حمله قلبی می شوید و یا کنترل ذهنتان را از دست می دهید شاید در نظرتان می آید در حال آستانه مرگ  هستید.

حمله پنیک در هر زمانی اتفاق می افتد حتی در خواب. بیشترین شدت آن در 10 دقیقه است اما نشانه ها می تواند خیلی بیشتر طول بکشد.

نسبت حمله پنیک 2 به 1 به ترتیب برای خانم ها و آقایان است. معمولا در انتهای نوجوانی و یا در ابندا جوانی اتفاق می افتد. مسئله گسترش حملات پنیک برای افراد متفاوت است. بعضی از افراد یک مرتبه آن را تجربه می کنند و بعضی از افراد دیگر مرتبا آن را تجربه می کنند که نیاز به درمان دارند. بعضی از اوقات اگر این اختلال تحت درمان قرار نگیرد می تواند فرد را ناتوان کند.
بسیازی از افراد قبل از اینکه از بیماریشان مطلع شوند دفعات زیادی به اورژانش مراجعه می کنند و یا مرتبا به دکتر مراجعه می کند. بعضی از افراد سالیان زیادی با این اختلال روبرو هستند که خودشان از داشتن آن به درستی آگاه نیستند که آن بسیار قابل درمان است.

اختلال پنیک معمولا می تواند با شرایطی همچون افسردگی و یا سو مصرف مواد و یا الکل همراه باشد و یا فرد از مکانهایی که امکان اتفاق افتادن پنیک را دارد دوری می کند. به طور مثال اگر حمله پنیک در آسانسور اتفاق بیافتد امکان دارد ترس از آسانسور برای فرد زیاد شود. اگر شما از آنها دوری کنید می تواند روی کار، محل سکونت و زندگی به شدت محدودی را تجربه کنید.
بعضی افراد زندگی بسیار محدودی را تجربه می کنند که حتی از موارد معمول زندگی مانند رفتن برای خرید از سوپرمارکت پرهیز می کنند. در بعضی از مواقع آنها نمی توانند به راحتی از خانه خارج شوند. و شاید تنها از موقعیت هایی که می ترسد تنها با همسر و یا فرد مورد اعتماد به توانند روبرو شوند.

معمولا از هر فرصتی که فرد احساس کند کمکی برای او وجود ندارد و امکان می دهد که حمله پنیک را تجربه می کند پرهیز می کند. زمانی که فرد زندگی محدودی برای خود می سازد دچار ترس از بیرون آمدن از خانه می شود که یک سوم افراد با اختلالات اضطرابی دچار آن می شوند. درمان در مراحل اول باعث می شود فرد وارد این مرحله نشود.

حملات پنیک یکی از درمان پذیرترین دسته اختلالات اضطرابی می باشد که درمانهای مختلف دارویی و روانشناسی برای آن پیشنهاد می شود.


رها

  • تازه وارد
  • *
  • ارسال: 6
  • امتیاز 0
سلام حمید آقا
همه این حالاتی را که گفتید من دارم. حسابی از زندگی خسته شده ام من الان 23 سالم هست و اضطراب من را پیرکرده است مرتبا از کوچکترین چیزها می ترسم توی طول روز نمی دونم حس های عجیبی دارم انگار از دنیا فاصله گرفتم نمی دونم از کدام فکرهام بگم شاید هیچکسی براش مهم نباش اما واقعا توی این دنیا عدالت هست که دوستای هم سن من دارن از زندگیشان لذت می برن اما من حتی از یک بیرون رفتن عادی هم می ترسم. من با این حالت چطوری می تونم از پس یک زندگی بربیام من نگرانم که در آینده همه زندگیم را وسواس سیاه کند و باعث شود هیچکسی هم طرف من نیاد

سیدحمید

  • مدیرسایت
  • *****
  • ارسال: 571
  • امتیاز 36
  • جنسيت : پسر
سلام
ترس از آینده می تواند خیلی ناراحت کننده باشد اما شما باید برای درمان اقدام نمایید و نیاید بگذارید افکار هر روز شدتش برای شما زیاد شود و باید بدانید مسئله ی وسواس در اختلالات اضطرابی بسیار درمان پذیر می باشد وقتی هم دچار اضطراب می شوید آستانه تحمل شما پایین می آید باید سعی کنید در این مواقع خودتان را سرگرم کاری کنید و نباید بگذارید به راحتی اسیر فکرها شوید شما می دانید که این حالت هرچقدر هم برای شما سخت باشد اما خواهد گذشت. البته بهتر است در مورد افکار نگرانیتان بیشتر حرف بزنید تا احساس راحتی بکنید و در اینجا دوستان هم می توانند به شما کمک کنند شما در اولین نفری نیستید که این شرایط را تجربه می کند پس بهتر است از تجربه دیگران در این زمینه استفاده نمایید.

رها

  • تازه وارد
  • *
  • ارسال: 6
  • امتیاز 0
مدت زمان زیادی هست که توی خانه اسیر شده ام و ترسهای مختلفی دارم مثلا دیروز عمه ام برامون شیرینی آورد باوجودی که حالم بد نبود اما یکدفعه فکره آمد و به من گفت که عمه ات روی شیرنی ها سم ریخته تا من و خواهرم و پدر و مادرم را مسموم کند نمی دونید که چقدر حالم بد شد و عمه بی زبان هم مانده بود که چرا من اینقدر ناراحت و ساکت هستم از این نگاه ها و از اینکه دیگران همه اش من را متفاوت می بینند ناراحتم واقعا نمی شود از دست این فکرها راحت شد؟ وقتی که تو جمع نشسته ام همه اش نگاه دیگران ناراحتم می کند و ئقتی هم حرف می زنم می ترسم که حرفم درست شنیده نشود و دیگران بهش اهمیت ندن و در نظرشان کوچک و بی اهمیت بیاید

سیدحمید

  • مدیرسایت
  • *****
  • ارسال: 571
  • امتیاز 36
  • جنسيت : پسر
رها خانم توی این مسئله کسی از خانوده تان را آگاه کرده اید آیا با شما همکاری می کنند؟ آیا داروی و یا مشاوره ای استفاده می کنید؟

رها

  • تازه وارد
  • *
  • ارسال: 6
  • امتیاز 0
به خانواده ام گفته ام مثلا می دونند که از توی جمع می ترسند اما می گن خیلی بی اهمیت است تو نباید از این فکرها بترسی حتی چند بار سعی کرده اند به زور من را از خانه خارج کنند خیلی اعصابم را خورد کرده اند خیلی بحث داشته ایم. در مورد قرص توی سایتتان خونده ام سیتالوپرام خوب است اما می ترسم پیش دکتر بروم حالم را بدتر کند ولی با تمام وجود احساس می کنم باید یک تغییری ایجاد کنم مرتبا چشمهم پر از اشک است نمی دونم چرا اینقدر احساسی هستم

سیدحمید

  • مدیرسایت
  • *****
  • ارسال: 571
  • امتیاز 36
  • جنسيت : پسر
رها خانم به من اعتماد کنید شما در زندگی نیاز به تغییر دارید همانطور که گفتم وسواس بسیار درمان پذیر است فقط شما باید انتخاب کنید شاید سخت باشه که از خانه بیرون بروید اما مطئن باشید افکار ترس هیچ آسیبی به شما نمی رسانند و حتی اگر وقت دکتر روانشناس بگیرید هیچ کسی حتی دقت نمی کند که شما چه حالی دارید باید برای بهتر شدن تلاش کنید دکترهای روانشناس و بعضا دکتر روانپزشک می توانند آرامش بیشتری به شما دهند و به مرور شما آگاه تر کنند تا این ترسها را برای شما کمتر کنند دوست دارم روزهایی بیاید که شما اینجا با آرامش و اعتماد به نفس بیشتر از خودتان و علاقه اتان از آینده را بگویید و بتوانید به دوستان دیگر هم کمک کنید

حامدخان

  • کاربربسیار فعال
  • ****
  • ارسال: 323
  • امتیاز 68
رها خانم سن شما کم است و باید درمان را سریعا به نظر من آغاز کنی در کنار اون به مسائل اعتقادی بپردازی و از همه مهمتر خودت را به جمع تزریق کنی باید با چیزهایی که از درون به تو القا میشود مقابله کنی این راز پیشرفت ماست . مثلا اگر این افکار مجبورت میکند تو جمع نری بر عکسش را عمل کن . نماز و روزه و عبادات را فراموش نکن به سمت خدا برو تا به آرامش برسی در کنار اون به دکتر ها هم اعتماد داشته باش و همیشه به خودت بگو این افکار فقط درون ما هست و بیرون این چیزها نیست
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست ***
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

Ramtin

  • تازه وارد
  • *
  • ارسال: 4
  • امتیاز 3
رها خانم باور کنید بهترین راه رفتن پیش روانپزشک خوب اگه زندگیتون و آیندتون رو دوست دارید اینکا رو انجام بدبد
من تا قبل اینکه پیش دکتر برم از شدت اختلال اظطراب حتی نمیتونستم از جام بلند شم ولی الان با مصرف قرصی که دکتر تجویز کرد خیلی آروم شدم و به زندگی امیدوار
تنها دکتر که میدونه چه قرصی برای شما مناسب چون در هر شخص با هر شرایطی فرق میکنه

maziyarss

  • تازه وارد
  • *
  • ارسال: 1
  • امتیاز 0
با سلام مازیار هستم از تهران دانشجویاین فکر را میداد که **** کنم پیش روانپزشک رفت انواع داروها رو امتحان کردم که هیچ  فوق لیسانس حقوق حدود دوسال است که وسواس فکری دارم 24 ساعته این افکار در ذهن من است و هرچه تلاش میکنم نمیتوانم  شدت این افکار به نحوی هست که بمن فشار می آورد که **** کنم انواع قرص ها را خورده ام ام بر روحم تاثیر نگذاشته چه کار کنم

سیدحمید

  • مدیرسایت
  • *****
  • ارسال: 571
  • امتیاز 36
  • جنسيت : پسر
سلام
آقا مازیار به انجمن ما خوش آمدید. خوشحالم یک حقوقدان به جمع ما اضافه شد، دانشجوی رشته حقوق توی دانشگاه تهران جزی یکی از سخت ترین و پرطرفدارترین رشته ها است که کار هرکسی نیست. شما در مورد یکی از افکار ناخواسته حرف زده اید ، هم شما و هم ما می دانیم هیچ قصدی برای آن وجود ندارد. این فکر یکی از فکرهایی است که شما در زمان حاضر به حساسیت زیادی در مورد آن رسیده اید. شاید احساس گناه داشته باشید که چرا همچین فکری برای شما ایجاد شده است من به شما می گویم این مورد حساسیت به این فکر هم برای شما تمام می شود اما ترستان از این مورد فعلا داره این فکر را برای شما طولانی تر می کند اما در نهایت این فکر هم کم اثر تر می شود این خاصیت وسواس فکری است و من فکر می کنم ما دقیقا می دانیم چه حسی داری و داری چی رو تجربه می کنی. اما این یک فکر است، همین و دیگر هیچی. البته داشتن یک روانشناس خوب می تونه پله به پله، ترست به این مورد خاص، که داری تجربه می کنی را برات کم می کنه. این فکر شاخه های دیگری هم دارد به طور مثال افراد با وسواس عملی و فکری حتی فکر می کنند که مشکلی برای عزیزانشان درست می کنند که باز هم این یکی از همان دسته فکرها است. باز این هم یک فکر دیگه اون هم یه دسته دیگه از افراد را درگیر خودش می کند که باز با این وجود آنهم کم اثر تر می شود. چندتا توصیه دارم اولا از کمک گرفتن از اهلش شرمنده نباش و برای سلامتیت هرکاری که می تونی باید انجام دهی ثانیا حتما از یک مشاور مسلط استفاده کن شاید اگر در جمعهایی همچون روانشناسی حاضر شوی خواهی دید افراد دیگری هم با آن درگیر هستند. تو اولی نفری نیستی که داری آن را تجربه می کنی اما همین که زمان بیشتر بگذرد و بیشتر درگیر مسائل زندگی شوی این فکرها برات کمتر می شود و ثانیا به جای اینکه همه اش درگیر این فکرها بشی بهتر درگیر ورزش شوی و انرژی که داری از نظر ذهنی برایش تلف می کنی همان انرژی را به ورزش بدهی. البته زمانی که فشار درسی زیاد شود می تواند این فشار به این طریق خودش را به شما نشان دهد که شما باید بدانید که این فشار را می توانید از راه های مختلفی آزاد کنید یکی از این راه ها ورزش است. امیدوارم بیشتر به سمت واقعیت کشیده شوید و هر روز بیشتر بدونی که تمام این فکرها یک توهمی بیش نیست. داشتن هدف در زندگی می تونه خیلی کمک کند. دوست دارم خودت را تنها نبینی.

لطفا از پست های جدید در این بحث استفاده کنید.
« آخرين ويرايش: دسامبر 22, 2014, 11:36:54 pm توسط سیدحمید »

حامدخان

  • کاربربسیار فعال
  • ****
  • ارسال: 323
  • امتیاز 68
سلام
آقا مازیار به جمع ما خوش آمدی من این بیماری را از 16 سالگی داشتم و الان که 37 سالم هست ولم نکرده پیش خودم گفتم این را تا آخر عمر با خودم دارم به قول یکی از دوستان این بالا را دادیم سرقفلی کاریش هم نمیشه کرد . هر وقت هم شدت میگیره به یاد این 20 سال می افتم میگم تو این بیست سال که تو را نکشت از این به بعد هم باهات کاری نداره بیخیالش شو ....
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست ***
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

reyhaneh

  • کاربرفعال
  • ***
  • ارسال: 105
  • امتیاز 48
سلام من چندروز است که خیلی برافکارم مسلطم و دیگه میخام بیشتر به افراد دیگه کمک کنم چون اینجوری هم از چیزی که میدونم استفاده کردم هم مشغول میشم.

سیدحمید

  • مدیرسایت
  • *****
  • ارسال: 571
  • امتیاز 36
  • جنسيت : پسر
سلام
ریحانه خانم خوشحالیم شما هم به جمع ما اضافه شدید. امیدواریم بتونیم به همدیگر و دوستان کمک کنیم و نگذاریم چیزی روح کسی را ناراحت کند.


reyhaneh

  • کاربرفعال
  • ***
  • ارسال: 105
  • امتیاز 48
سلام دوستان امیدوارم خوب باشید و هرروز بهتراز قبل بشید
فکرای یک ادم وسواس فکری یا کلا اصلا فکر هیچ حدومرزی نداره حتما خودتون تجربه کردید یه لحظه به یه بیماری حساسید لحظه ی بعد به ی چیز و یه بیماری یا فکر دیگه ای
این راه حلی که پیشنهاد میکنم خیلی خوبه. من پس ازمدتها الان به این روش رسیدم که تاحالا برام کاملترین روش بوده ببینید درطول روز فکرای مختلفی به ذهنتون میاد و اگه مثل من باشید سریع ب کوچکترین فکری واکنش نشون میدادم و حالم بد میشد واقعا خسته کنندست
واینکه انتظار داشته باشید فکرانیان انتظار درستی نیست چون این اتفاق نمیفته
ازاین به بعد اولین فکری. که اومد تو ذهنتون همون لحظه به احساستون توجه کنید ازخودتون بپرسید آیا فکرکردن به این موضوع درنهایت باعث خوشحالیم میشه یا گیجی یاس و سردرگمی؟ صادقانه جواب بدید به خودتون؟ مطمءنا بعدازاین همه تجربه ی تلخ وسواس میدونید که باعث خوشحالیتون نمیشه
وقتی جواب این سوالو به خودتون بدید به خودتون اچازه میدید. که دربارش فکرنکنید و احساس تسلط برافکار رو تجربه میکنید