نویسنده موضوع: مرتاض میشیم  (دفعات بازدید: 2392 بار)

0 کاربر و 3 مهمان درحال دیدن موضوع.

بابك

  • بابك
  • کاربرفعال
  • ***
  • ارسال: 231
  • امتیاز 31
  • جنسيت : پسر
  • روزای خوب نزدیک است اندکی صبر!
پاسخ : مرتاض میشیم
« پاسخ #15 : اكتبر 07, 2016, 01:31:52 am »
دوست عزیز نظر شما محترم ولی اینا همش از لحاظ علمی تاید نشده هستش شاید کمکمون کنه اما ریسک داره بهتر نیست از روشهای علمی و تاید شده روانشناسان استفاده کنیم.
مشکل اصلی ما وسواسیا این هستش که وسواس فکری رو خوب نمیشناسیم! اگه کامل بشناسیم میتونیم  با روش برخورد مناسب برطرفش کنیم.
مثلا ما فک میکنیم که وسواس فکری ی نیروی خارجی هستش که افتاده به جونمون و باید از بین ببریم در حالی که این بینش کاملا اشتباه بلکه این افکار وسواسی چیزی که همه تجربش کردن اما برای بقیه موقتی و گذرا بوده ولی برا ما ماندگار و تکرارر پذیر و اضطراب آور بوده یعنی برا ما حساسیتش بیشتر شده. پس میبینید که چیز پیچیده ای نیستش راهشم اینه که حساسیت زدای کنیم وسلام. 
آرامش حق ماست

شاهین

  • تازه وارد
  • *
  • ارسال: 24
  • امتیاز 5
پاسخ : مرتاض میشیم
« پاسخ #16 : اكتبر 07, 2016, 06:07:18 pm »
درست  باید حساسیت زدایی کرد ..اما چطور ؟؟چه روش ها و تکنیکهایی برای حساسیت زدایی توصیه می کنید ؟

بابك

  • بابك
  • کاربرفعال
  • ***
  • ارسال: 231
  • امتیاز 31
  • جنسيت : پسر
  • روزای خوب نزدیک است اندکی صبر!
پاسخ : مرتاض میشیم
« پاسخ #17 : اكتبر 08, 2016, 08:40:42 pm »
اصلا خود وسواس یعنی چی؟ به زبان ساده وسواس یعنی حساسیت بیش از اندازه! یعنی ما روی ی چیزای بیش از بقیه افراد حساس میشیم و این حساسیت به صورت تکرار پذیر و غیر قابل کنترول در میاد.و این که چرا همش مضطرب میشیم؟ اضطراب به عنوان اعلام خطر بدن هستش که خطری تهدید میکند اما وقتی رو ی موضوعی حساسیت ما در اثر وسواسیت بیشتر میشود بدن ناخودآگاه اخطار می دهد  ما پشت سر هم مضطرب میشویم به عبارتی اخطار کاذب.
و این که ما اکثر وسواسیها برخورد مناسبی با وسواس نداریم یعنی ما باید به جای فرار از وسواس باید تکنیک برخورد مناسب رو با وسواس رو یاد بگیریم.
اول با یک مثال شروع میکنم- فرض کنید با یک آدم سرتخ و لجباز تو ی جای هم اتاق شدین و مجبورین باهاش زندگی کنید! و اون طرف الان نقطه ضعف شما رو میدونه و میدونه که شما از ی چیزای بدتون میاد و بهش حساسین مثلا آسیب به دیگران و نزدیکان! خوب اینجاست که شروع به تحریک شما میکنه هی یادتون میندازه هی با تمسخر میگه نکنه یکی رو بکشی نکنه به کسی آسیب برسونی! و شما در مقابل بر آشفته و عصبانی میشین شروع به انکار و مقابله میکنید و میگید ن من اصلا این کا رو نمیکنم و اینطوری نیستم و.....این قسمت از کار شما یعنی تحریک طرف مقابل یعنی طرف با این حرفای شما مشتاق تر میشه و خوشش میاد ادامه بده و شما رو اذیت کنه!
اما اگه شما در مقابل حرفای تحریک آمیز طرف مقابل گارد نگیرین و جوابشو ندین یا در بهترین حالت برگردین بهش بگین آره من این کارو میکنم و تمام حرفاشو تاید کنید( درسته این کار براتون سخته و استرس شدید میگیرین اما مشکلی نیس) یا حتی اگه میتونید شما هم به او ملحق بشین و چنتا هم رو حرفاش بزارین! شما با این کارتون دارین طرف رو از انگیزه میندازین  و طرف مقابل میبینه دیگه تحریک نمیشین یواش یواش بیخیالتون میشه به معنای واقعی دارین حساسیت زدای میکنید!
این هم اتاقی که گفتم همون افکار وسواسی شما هستش پس باید اونطور گه اشاره کردم باهاش رفتار کنید و گرنه ولکن شما نیس-این یعنی برخورد مناسب با افکار وسواسی.
آرامش حق ماست

شاهین

  • تازه وارد
  • *
  • ارسال: 24
  • امتیاز 5
پاسخ : مرتاض میشیم
« پاسخ #18 : اكتبر 12, 2016, 03:18:15 am »
خب من هم منظورم از مشاهده و تماشای افکار وسواسی همین بود
مثال جالبی زدید درسته .. بنظر یک نوع دوگانگی در روان فرد شکل گرفته است با بیان تمثیلی انگار یکی دردرون ما هست که قصد ازار و اذیت دیگری بی اراده کردن دیگری را دارد . اماباید توجه داشت مشکل همین جاست  بنظرم اصلا وسواس یعنی همین فرد وسواسی گفته های ان هم اتاقی که گفتید را نه میتواند نادیده بگیرد و نه به ان عمل کند  اینجاست که حالات وسواسی بروز میکند .اگه بتوان این دوگانگی
 را از بین برد!