نویسنده موضوع: اجبار به تکرار  (دفعات بازدید: 665 بار)

0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.

محسن

  • تازه وارد
  • *
  • ارسال: 14
  • امتیاز 3
اجبار به تکرار
« : اكتبر 07, 2015, 03:08:18 pm »
من وقتی گرایش غیرارادی پیدا میکنم که از خانواده و دوستان دل کنده و به درون خودم پناه ببرم، پی میبرم که افسردگی ام در حال آغاز شدن است.با در لحظه بودن ، فرصت و تمرین میتوان آنرا متوقف کرد. ما متوجه این میشویم که هر حرکتی به سمت انزوا و تنهایی فقط یکی از راههای دیگری ست که میشود خودمان را در زندان افسردگی نگه داریم. این یک عیب و نقص شخصیتی است که تنها و مجزا بمانیم، و اجازه دهیم به جای اینکه مسئولیت زندگی امروز خودمان راعهده دار شویم، نسبت به زندگی خودمان رویه هر چه آید خوش آید را پیش بگیریم.
پس چه کار باید کرد؟ نقشه من برای حرکت کردن این است که از قبل نقشه ای را طراحی کرده باشم. این مانند تمرین اطفاء حریق در خانه یا محل کار است.زمانی که اندیشه صرف نظرکردن از دیگران و تنها شدن جرقه اش در ذهن تان شعله ور شد میدانید که چه باید بکنید. بیشتر افکاری که گرایش به منزوی کردن مان دارند ناگهان و بدون هیچ هشدار قابل توجهی ظاهر میشوند.بنابراین پند این1 داستان این است که اگر نمیخواهید مجزا باشید و بعد هم به درون قهقرا فرو روید، مطمئن شوید که برای عمل کردن نقشه ای دارید که در جهت مقابله با عمیق تر رفتن افسردگی میتواند کارایی داشته باشد. "ممنون از همراهی شما"

ن

  • تازه وارد
  • *
  • ارسال: 18
  • امتیاز 6
پاسخ : اجبار به تکرار
« پاسخ #1 : اكتبر 07, 2015, 05:46:56 pm »
سلام
من چند روزه احساس میکنم افسرده شدم دیگه اون شور و انگیزه ایی که واسه انجام کارام داشتم ندارم نمیدونم چیکار کنم :|
تو محیط کاریم با رکود یادگیری مواجه شدم خیلی دپرسم

محسن

  • تازه وارد
  • *
  • ارسال: 14
  • امتیاز 3
پاسخ : اجبار به تکرار
« پاسخ #2 : اكتبر 07, 2015, 11:08:27 pm »
سلام
من چند روزه احساس میکنم افسرده شدم دیگه اون شور و انگیزه ایی که واسه انجام کارام داشتم ندارم نمیدونم چیکار کنم :|
تو محیط کاریم با رکود یادگیری مواجه شدم خیلی دپرسم
از آشنایی با شما خوشحال هستم. من نمیتوانم توصیه یا راه کار خاصی برای شما داشته باشم ولی من خودم زمانی که شور و شوقم و یا انگیزه ام نسبت به کارم کم میشود متوجه میشوم که عشق درونیم به تحلیل رفته است و یا زمانیکه انتظار محبت از فرزندم یا همسرم دارم هیچ علامتی نمیبینم. در این موقع سعی میکنم کاری انجام دهم برای کسی که اولا" من را نمیشناسد و ثانیا" انتظار برگشت و توقع از جانب آن شخص به صفر برسد. کمی با دقت به اطراف خود نگاه کنم متوجه میشوم که چقدر افرادی هستند که میتوانم بدون انتظار پاسخ از جانب آنها به حمایت از آنان بپردازم.اکثر مواقع این راهکار بمن جواب داده است. هر کجا کمبود شور و شوق و یا عشق هست مشکل من هستم که متوجه شوم کاری باید بدون چشم داشت برای بقیه انجام دهم.

ن

  • تازه وارد
  • *
  • ارسال: 18
  • امتیاز 6
پاسخ : اجبار به تکرار
« پاسخ #3 : اكتبر 08, 2015, 02:07:02 pm »
ممنونم آقا محسن
با توضیح واضحتون دلیلش رو متوجه شدم .  :-[