نویسنده موضوع: معرفی  (دفعات بازدید: 13640 بار)

0 کاربر و 4 مهمان درحال دیدن موضوع.

مجید

  • تازه وارد
  • *
  • ارسال: 6
  • امتیاز 2
معرفی
« : ژوئن 01, 2015, 11:50:12 am »
با سلام
من 11 سال هست که صرفا با مشکل وسواس فکری دارم و همین مدت است که دارم دکترهای مختلفی رو میرم . تجربیات خوبی  از این دکتر رفتن ها ندارم که بخام براتون تعریف کنم :( . انواع و اقسام داروها رو استفاده کردم ، تنها چیزی که برام داشت ، عوارض جانبی اونها بود که همون هفته اول مشخص میشد ، اما اثر درمانی در کار نبود     :(   
من از دکترهای روانپزشک پیش معمولی هاش رفتم تا اونهایی که اسم و رسم دارن مثل دکتر محمد مجد .انواع داروها رو روی من تست کرد ولی جواب نداد بعد من رو معرفی کرد به یک متخصص مغز و اعصاب به اسم داود معظمی از آمریکا . مدت 2 سال و 3ماه پیشش دارو خوردم شامل سرترالین، کلونازپام و سیتالوپرام . توی این مدت دوز داروها رو خیلی برده بود بالا . حس خوبی که داشتم نسبت به همه ی اتفاقات دنیا کاملا بیخیال شده بودم اما وسواس فکری سر جاش بود . و عوارض جانبی هم که بعلللله ... :-X
در نهایت هم دچار سندروم سروتونین شدم و سه روز بیمارستان بستری بودم . خدا خیلی بهم رحم کرد که با این اتفاق دچار هیچ آسیبی نشدم. بعد که رفتم پیش همین دکتر که این چه دارویی بود که بمن دادی گفتش : سردیت کرده ، یک لیست بلند بال از غذاها و طبیعت اونا بهم داد و تاکید کرد بازم این داروها رو بخور  فقط سردی نخور و داروهای من هیچ ایرادی نداره!!!!! خیلی از دکترها قبل از این سندروم بمن گفتن این همه دارو با این دوز بالا اشتباه محضه و خطر داره . من گوش نکردم و گفتم شما سرتون نمیشه  ، بابا این دکتره امریکا درس خونده الکی که نیست . تازه مطبشم خیلی شلوغه!! یکیشون بهم گفت این آقای دکتر شماره نظام پزشکی مال زمان رضاخانه ( یعنی خیلی قدیمیه)
تازه اون دکتر مجدم از روز اولی که پیشش رفتم بهش گفتم دکتر روانشناس کنار دارو لازم نیست ؟ گفت نه فقط دارو !! فقط عمر  و وقتم  رو حروم کردن
اینها رو نگفتم که ناامید بشین فقط گفتم حواستون باشه!!
یه مدت هم پیش دکتر کامران عدلی رفتم که روانکاو و روان پزشکه از دانشگاه هارارد . خوبیش اینه که جوونه و باسواد . یه مدت کوتاهی دارو پیشش مصرف کردم ولی از یس خانوادم منو از مصرف دارو ترسوندن ، دیگه ادامه ندادم .فقط بگم که حداقل زمان ویزیتش نیم ساعته و هزینه ویزیتش خیییلیی بالاست
دوسالی هم هست که پیش روان شناس میرم . از بین همشون یکی دکتر سید محسن فاطمی خوب بود که اونم همش داره میره آمریکا و نمیشه پیداش کرد . الان تقریبا یکساله میرم پیش دکتر سید جلال یونسی ، دکتر نسبتا خوب و با تجربه ای هست . چون بهم گفت مشکل تو حاصل افسردگی و اضطراب هست یک کتاب که خودش نوشته بود بهم معرفی کرد درباره افسرگی که توسط نشر قطره چاب میشه . گفتم این کتاب رو بهتون معرفی کنم  خوبه
در کل ما که بهترین سالهای جونیمون یعنی سن 19 تا 30 با این مشکل گذشت و این مشکل حل که نشد هیچ بدترم شد . من رتبه 3 رقمی کنکور سراسری انسانی در سال 82 شدم و دانشگاه سراسری و روزانه قبول شدم 2-3 ترم اول دانشجوی خوبی بودم اما بعدش انقدر حالمو خراب کرد که که 2 ترم متوالی مشروط شدم  و با هزار تا سلام و صلوات فارغ التحصیل شد م با معدل 13 اونم بعد 10 ترم!!  خیلی توی دانشگاه عذاب کشیدم ، حرفهای دیگران و نمرات افتضاح در حالی که صبح تا شب توی کتابخانه بودم و انتظار دیگران از این بابت ،نمرات عالی بو اما ....
بعدش به توصیه یکی از اون دکترا که گفتم برای ارشد اقدام کردم و دانشگاه آزاد قبول شدم اما به خاطر مشکلم بازم 2 ترم مشروط شدم و کم کم دارم به فکر انصراف از تحصیل برای همیشه می افتم .   وقتی توی وب میخونم که کسی این مشکلو داشته با مصرف یک داروی معمولی و مثلا ظرف مدت 2 سال حالش خوب شده انقدر به حال اون نفر غبطه میخورم که حد و حصر نداره
در کل از ما که گذشت و جونیمون حرووم شد  اما برای همتون و همه کسانی که مشکل روح و روان دارن صمیمانه آرزوی سلامتی دارم
                       

سیدحمید

  • مدیرسایت
  • *****
  • ارسال: 567
  • امتیاز 36
  • جنسيت : پسر
پاسخ : معرفی
« پاسخ #1 : ژوئن 01, 2015, 12:11:46 pm »
سلام آقا مجید
خوشحالیم به انجمن ما ملحق شدید امیدواریم از تجربیات شما استفاده کنیم و همچنین اگر در مسائلی اضطراب و نگرانی داشتید اعضای انجمن تجربیات مشابه اشان را با شما در میان بگذارند حقیقتش من همیشه سعی کرده ام در مورد دوز قرصهای اعصاب حرفی نزنم البته من معتقدم هر دارویی اگر به اندازه و با دوز مناسب مصرف شود می تونه اثرات مثبتی داشته باشد اما وقتی دوز قرصها را مرتبا بالا می برن اما هیچ اثری ندارد خود فرد باید به فکر تغییر دارو باشد البته خوب همیشه حرف دیگران در مورد قرص اعصاب و دوز آن می تونه آدم را به وحشت و نگرانی بندازه عوارض قرصهای اعصاب متنوع و متفاوت است مثلا یه موردش همین است که اشاره کردید عوارض متفاوتی وجود داره که افراد مختلف توی دنیا مرتبا به آنها اشاره می کنند و از این قسمت قرصهای اعصاب ناراحت هستند همه ی دکترها در مورد وسواس فکری حرفشان این است که تنها دارو مناسب است اما فشارهایی که افراد دارند و با درک مناسب آن بسیار می تواند باعث آرامش فرد شود را نادیده می گیرند. مسئله امتحان و درس و حافظ مسئله ای است که افراد با وسواس و اضطراب مرتبا بهش یادآوری می کنند اضطراب در به خاطر سپردن می تونه افراد به زحمت بیاندازد اما فکر می کنم اگر دنبال علایقمان باشیم حتی این سختی ها را برای یادگیری مطالب پشت سر می گذاریم ام می بینم که خیلی ها به صرف گرفتن مدرک کما اینکه علاقه ی زیادی هم به مطالب ندارند مجبور به ادامه تحصیل هستند آقا مجید ببینید برای که به چه هنرهایی علاقه دارید که هم از یادگیریش لذت ببرید و هم اینکه برای شغل آینده اتان ازاش استفاده کنید و این نحوه ی یادگیری توی ایران پر از اشکاله. آقا مجید برای شما آرزوی آرامش بیشتری دارم.

حامدخان

  • کاربربسیار فعال
  • ****
  • ارسال: 323
  • امتیاز 68
پاسخ : معرفی
« پاسخ #2 : ژوئن 01, 2015, 01:52:49 pm »
آقا مجید به جمع ما خوش اومدی
شما 11 سال مشغولی ولی من حدود بیست سال است . یک چیزی که برای من ثابت شده این قرص ها خاصیت درمان صد در صد ندارند بلکه روحیه آدم را بهتر میکند این برام ثابت شده است اصل موضوع این است که ما باید تفکرمون را عوض کنیم فقط و فقط همین
یا علی معنویات را در زندگیت بیشتر کن . به خدا توکل کن و سعی کن عاشق بشی
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست ***
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

سارا

  • کاربربسیار فعال
  • ****
  • ارسال: 351
  • امتیاز 108
پاسخ : معرفی
« پاسخ #3 : ژوئن 01, 2015, 11:24:56 pm »
سلام، اقا مجید به نظر من دارو به تنهايي برا افسردگی ممکنه جواب بده اما برای وسواس فکری درمان مقطعی میکنه، چون فقط جلو فکر کردنتو میگیره و شما مهارتی برا کنترل افکارت پیدا نکردی، با کنار گذاشتن دارو دوباره ممکنه تکرار بشه

مجید

  • تازه وارد
  • *
  • ارسال: 6
  • امتیاز 2
پاسخ : معرفی
« پاسخ #4 : ژوئن 02, 2015, 09:47:36 am »
سلام
ممنونم از همه دوستان که پاسخ دادند از سارا خانوم ، سید حمید و حامد خان ;)

مجید

  • تازه وارد
  • *
  • ارسال: 6
  • امتیاز 2
پاسخ : معرفی
« پاسخ #5 : ژوئن 02, 2015, 10:11:45 am »
آقا مجید به جمع ما خوش اومدی
شما 11 سال مشغولی ولی من حدود بیست سال است . یک چیزی که برای من ثابت شده این قرص ها خاصیت درمان صد در صد ندارند بلکه روحیه آدم را بهتر میکند این برام ثابت شده است اصل موضوع این است که ما باید تفکرمون را عوض کنیم فقط و فقط همین
یا علی معنویات را در زندگیت بیشتر کن . به خدا توکل کن و سعی کن عاشق بشی

حامد خان منظورت چیه سعی کن عاشق بشی؟ منظورت عاشق یک خانم و ازدواج و از این صحبتا .... 
من که قید ازدواج رو زدم  و تا همین امروز که 30 ساله شدم روی حرفم ایستادم . من تاپیکی که مربوط به ازدواج بود رو خوندم ولی  بنا به دلایلی قانع نشدم .
ضمن اینکه من توی سن 24 سالگی ، توی دانشگاه با کسی آشنا شدم و صحبت کردیم برای ازدواج. اما وقتی برای خواستگاری رفتیم خونشون ، با طرح مسائل مالی مثل خونه و ماشین و دارایی و ...... ما رو دیپورت کردن و اون خانوم هم پیچوند و چند وقت بعد با کسی ازدواج کرد و از ایران رفت ...  واین ضربه عاطفی سنگینی بهم زد که باعث افسردگی شدید و تشدید این بیماری شد( طبق نظر پزشکایی که رفتم)  هنوزم که هنوزه نتونستم باهاش کنار بیام و هر موقع یادش میافتم آتیش میگیرم ... :-\ :-X
سعی کردم بین آدم هایی که به طور روزمره باهاشون در ارتباطم و میتونم باهاشون صحبت کنم ، عاشق کسی بشم  اما واقعا نمیتونم کسی رو جایگزین اون کنم و این آدمها از  خیلی از جهات از اون خانوم پایینترن . قصد مقایسه ندارم ولی به هرکسی که فکر میکنم بلافاصله در مقابل اون خانوم  کم میاره
اینم بگم که توی اون سالها توی دانشگامون و بالاخص دانشکده ی ما ، تعداد دانشجویان خانوم خیلی زیادتر از آقایون بود (مثلا کلاس ما 25 خانوم در مقابل 8 تا آقا) و من هیچ حس خاصی نسبت به هیچکدومشون نداشتم و دنبال پیدا کرد کیس و این برنامه ها اصلا نبودم . ولی این خانوم بعد از 4 ترم دیدم که کم کم داره ازش خوشم میاد  و بعد از کلی زیر نظر داشتنش دیدم که کیس مناسبیه برا ازدواج و بعداز چند بار پیشنهاد دادن بالاخره قبول کرد :-* و بقیه طول تحصیل رو با هم بودیم   یاد اون روزای خوش ولی کوتاه بخیر
 ببخشیدخیلی حرف زدم

سارا

  • کاربربسیار فعال
  • ****
  • ارسال: 351
  • امتیاز 108
پاسخ : معرفی
« پاسخ #6 : ژوئن 04, 2015, 01:33:23 pm »
سلام اقا مجید، میدونم شما قصد مقایسه کردن ندارید، مقایسه کردن یکی از ویزگی های وسواسه، شما چون اون خانم براتون دست نیافتنی شده چیزی و در ذهنتون ساختید که شاید اصلا واقعی نباشه و فقط فکر و تصور شما باشه، شما باید این و باور داشته باشید که تو این دنیا خيلي چیزا هستن که هرچقدر براشون سعی کنی بازم نمیتونی به دستشون بیاری، من بازم به شما پیشنهاد مشاوره میدم، چون این افکارتون که چندساله اذیتتون میکنه باید باهاشون کنار بیاید و به این باور برسید که نباید زندگیتون تحت تاثير چیزی که گذشته قرار بگیره، و شروع یه رابطه جدید و منطقی که دوطرفه باشه میتونه همه چیزو براتون جبران کنه، خواهش میکنم درصورت امکان با یه روانشناس صحبت کنید

حامدخان

  • کاربربسیار فعال
  • ****
  • ارسال: 323
  • امتیاز 68
پاسخ : معرفی
« پاسخ #7 : ژوئن 04, 2015, 02:15:44 pm »
مجید خان عشق و نفرت دو روی یک سکه هستند قاعدتا اگر عاشق نباشی نفرت تو قلبت زیاد میشود پس اول از همه عاشق خودت باش و نفرت را از خودت دور کن
1- عاشق خالقت باش چون این کشش عشق از طرف خدا هست ولی ما به اون بی توجه هستیم
2- عاشق پدر و مادرت باش چون اونها عاشقانه ما را دوست دارند و در عشقشون شکی نیست
3- عاشق همسرت شو بعد از اینکه ازدواج کردی و براش بمیر (عشق قبل از ازدواج زیاد دوام نداره)
4-عاشق فرزندانت شو چون پشت و پناه اونها هستی
5- عاشق کارت شو
6- عاشق مردم باش
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

پس تو این دنیا اینقدر چیز برای عاشق شدن هست که وقت نمیکنی به تنفر داشتن فکر کنی . اگر میخواهی خوشبخت بشوی اول از همه عاشق شو.......

عاشق شو ار نه روزی کار جهان بر آید
نابرده گنج مقصود از کارگاه هستی
حافظ


به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست ***
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

سارا

  • کاربربسیار فعال
  • ****
  • ارسال: 351
  • امتیاز 108
پاسخ : معرفی
« پاسخ #8 : ژوئن 04, 2015, 09:57:52 pm »
اقا مجید شما الان دارو میخوری؟ مشاوره رفتی تو این مدت؟

مجید

  • تازه وارد
  • *
  • ارسال: 6
  • امتیاز 2
پاسخ : معرفی
« پاسخ #9 : ژوئن 05, 2015, 05:55:59 pm »
اقا مجید شما الان دارو میخوری؟ مشاوره رفتی تو این مدت؟
سلام سارا خانوم
نه مدتی هست که هیچ دارویی مصرف نمیکنم فکر میکنم یکسالی شده باشه . من داروهای زیادی توی این 11 سال خوردم . انقدر که بخوام اسم همشو ببرم خودش یک صفحه میشه !! همشون این جورین که یک مدت فکر میکنی خوب شدی اما بعد از یک مدت دیگه مصرفش جواب نمیده و اثری نداره و دوباره میشی مثل روز اول ! دکترهایی که من تا به حال رفتم دوکار میکنن یا همون دارو رو دوزش رو بالا میبرن با هر دفعه که میری پیششون داروتو کلا عوض میکنن. منم از وقتی که پیش اون دکتره ( که توی پست اولم بهش اشاره کردم) رفتم و در نهایت به سندرم سروتونین دچار شدم و تشنج کردم و ...و  تا حد زیادی به دارو بدبین شدم و دیگه دارو مصرف نمیکنم از ترس عوارضش . 
روان شناسم چندتایی رفتم که کاری نتونستن بکنن ولی این آخریه که پیشش رفتم و فکر کردم از بقیشون باسوادتره هر دفعه که میرم پیشش یکسری تمرین هایی برام تجویز میکنه که انجام بدم و تاکید میکنه که تا وقتی که انجامشون ندادی پیشم نیا . من هم توی انجام بیشترشون مشکل دارم و نمیتونم اون طوری که خواسته تمرین رو انجام بدم . ضمن اینکه شاغل هستم و همینطور دانشجو که کلاسهایم روز 4شنبه و 5 شنبه هست و برای گرفتن مرخصی و مراجعه به دکتر، مشکل میتونم مرخصی بگیرم  و 3-4 ماهیی هست پیش ایشون نرفتم. 
الان هم چیزی به زمان امتحاناتم نموده و به خاطر مشکل وسواس واسترس فراوون نتونستم خوب درس بخونم و حال و روزم اصلا خوب نیست  :'( :-[

بابك

  • بابك
  • کاربرفعال
  • ***
  • ارسال: 231
  • امتیاز 31
  • جنسيت : پسر
  • روزای خوب نزدیک است اندکی صبر!
پاسخ : معرفی
« پاسخ #10 : ژوئن 06, 2015, 01:08:23 am »
سلام آقا مجيد خوش اومدين به جمع ما
من هم حدود 11 ساله وسواس فكري دارم اما نا اميد نيستم كاشكي من هم از همون اول ميرفتم سراغ روانشناس و روان پزشك. به نظرم شما به اين باور رسيدين كه قابل درمان نيستين اين خيلي بده به خودتون تلقين كردين
بنده تو بخش(خودتان رو معرفي كنيد) ي كتاب معرفي كردم اگه تونستيد تهيه كنيد ديدگاهتون رو عوض ميكنه
يا حق
آرامش حق ماست

سارا

  • کاربربسیار فعال
  • ****
  • ارسال: 351
  • امتیاز 108
پاسخ : معرفی
« پاسخ #11 : ژوئن 06, 2015, 12:45:48 pm »
اقا مجید میدونم که خودتون بیشتر از هرکسی دوست دارید حالتون بهتر بشه، اما بعضي وقتا ادم به اون جو عادت ميكنه و با وجود اينكه ميخواد خوب بشه اما انگار که با خودش لج میکنه یا وقتی حالش بهتر بشه یه جورایی خودشو سرزنش میکنه که با وجود این اتفاقات چرا حالش خوبه
یه روانشناس یه حرف خوبی زد، گفت اصلا همه مقصرن تو به اینجا رسیدی اصلا تا الان به خاطر شرایط اینجوری هستی، اما الان چی؟ الان نباید یه تغییری بکنی، تو که همه اینارو میدونی الان خودت ایندتو بساز همش فکر نکن چرا اونجوری نشد، الان شروع کن

سارا

  • کاربربسیار فعال
  • ****
  • ارسال: 351
  • امتیاز 108
پاسخ : معرفی
« پاسخ #12 : ژوئن 06, 2015, 12:47:27 pm »
اقا مجید شما الان فکر میکنی مشکلت چیه؟ به خاطر موضوع عاطفي كه داشتي؟ بيايد علتش و پیدا کنیم دربارش صحبت کنیم البته اگه دوس داشتی

مجید

  • تازه وارد
  • *
  • ارسال: 6
  • امتیاز 2
پاسخ : معرفی
« پاسخ #13 : ژوئن 07, 2015, 07:55:19 am »
اقا مجید شما الان فکر میکنی مشکلت چیه؟ به خاطر موضوع عاطفي كه داشتي؟ بيايد علتش و پیدا کنیم دربارش صحبت کنیم البته اگه دوس داشتی
سلام سارا خانوم
اینکه مشکلم چیه ، خودمم نمیدونم وگرنه سعی میکردم حلش کنم ! خب اون مساله عاطفی و کلا مساله ازدواج و اینکه آیا کسی تو مسیر زندگیم قرار میگیره که به همون اندازه جذاب باشه؟ ( هر چند نگرشم نسبت به مساله ازدواج و زنان و ویژگی های اونها کلا منفی شده و بعضی وقتها به خودم میگم من با این دیدگاه و اخلاقیاتی که دارم با هیچ زنی نمیتونم زندگی خوبی داشته باشم و ...)  و از این مسائل ، بخشی از فکرهای وسواسیم رو تشکیل میده ولی نه همه افکار رو ! بقیه فکرها ، مسائل روزمره و چرت و پرته که مجموعا پوستم رو کنده!!
البته قبلا هم یه کمی نگرشم منفی بود فقط به خود ازدواج نه به زنان ( مثلا میگفتم ازدواج میخام چیکار ؟ بذار راحت باشم آقای خودم باشم) ولی وقتی اون خانوم رو دیدم کلا نظرم برگشت
تا الانم چندتایی مادرم بهم کیس معرفی کرده که به زور پاشو بریم خواستگاری . اما این 5-6 تا رو وقتی دیدم به طور اتوماتیک تصویر اون خانوم اومد جلوی چشمم و دیدم که هیچکدومشون اصلا در حد اون نیستن  ( بالاخره تو جلسه اول باید ظاهر طرف به دلتون بشینه دیگه)  اینه که دیگه هیچ کجا پا نمیشم برم  خواستگاری ، هم به خاطر اون شخص و هم به خاطر اینکه میگم با این کار یه بچه به دنیا میاد که اونم وسواسی میشه و کلی عذاب بکشه؟ اگه بحث تربیتی باعث بروز این مشکل میشه از کجا معلوم که زنم شخصیت روانی سالمی داشته باشه و باعث نشه بچم وسواس یا یه اختلال روانی دیگه پیدا کنه؟ یا حتی خود من شاید با رفتارم ناخواسته این مشکل رو در بچم بوجود بیارم؟                   

مجید

  • تازه وارد
  • *
  • ارسال: 6
  • امتیاز 2
پاسخ : معرفی
« پاسخ #14 : ژوئن 07, 2015, 07:58:55 am »
راستی میخواستم تشکر کنم از همه دوستانی که لطف میکنن و منو راهنمایی میکنن مثل سارا خانوم
چون ایام امتحاناتم هست ممکنه دیر به دیر توی سایت بیام  که از این بابت عذر خواهی میکنم