نویسنده موضوع: چند نکته مفید برای درمان وسواس فکری و عملی  (دفعات بازدید: 10199 بار)

0 کاربر و 2 مهمان درحال دیدن موضوع.

تارا

  • کاربربسیار فعال
  • ****
  • ارسال: 319
  • امتیاز 83
-تنها زمانیکه فرد بیهودگی تلاش برای از بین بردن شک را متوجه شود ممکن است رو به بهبودی گذارد-پژوهش در زمینه فرونشانی فکر نشان داده هر چه بیشتر سعی کنید درباره چیزی فکر نکنید بطور متناقض بیشتر به آن فکر خواهید نمود.یک روش واقعی برخورد با افکار وسواسی این است که (اگر میخواهید کمتر به آن فکر کنید، بیشتر به آن فکر کنید!) شما نمیتوانید از ترسهای ایجاد شده بواسطه افکار وسواسی خود فرار کرده یا از آنها اجتناب کنید.ترس همینطور در ذهن ایجاد میشود و مهم است که بپذیرید مفری برای آن وجود ندارد.باید با ترسها مواجه شد.افراد وسواسی به اندازه کافی در حالت ترس باقی نمی مانند تا یاد بگیرند که ترسهایشان غیرمنطقی است و اضطرابشان خود به خود و بدون تن دادن به افکار وسواسی یا اعمال خنثی ساز دیگر از بین خواهد رفت-بهترین نوع درمان وسواس شناخت رفتاریست. موثرترین نوع درمان رفتاری مواجهه و جلوگیری از پاسخ شامل روبرو شدن تدریجی با افکار و موقعیتهای ترسناک است در حالیکه در برابر تن دادن به افکار وسواسی مقاومت میکنید.هدف این است که در این حالت بمانید تا اضطراب ایجاد شود بطوریکه تحمل شما در برابر این افکار و موقعیت ها افزایش یابد و بیاموزید که اگر رفتار وسواسی نداشته باشید ابدا اتفاقی نخواهد افتاد اما متاسفانه افراد وسواسی به اندازه کافی در یک موقعیت ترسناک نمیمانند تا حقیقت را دریابند جز آنهایی که درمان میشوند-نباید وابسته به کمک دیگران برای کنترل خود باشید هدف هر درمان آموزش برای تبدیل شدن به درمانگر خودتان است:)

مسعود

  • کاربرفعال
  • ***
  • ارسال: 103
  • امتیاز 53
ممنون تارا خانوم.مفید بود.
فکر میکنم یکی از دلایلی که باعث میشه روی یک موضوع یا فکر نموند و مدیریتش کرد تا تمومش کرد برای یکبار،نداشتن تمرکز هستش.مشکل وسواس و اضطراب به شدت ناحیه تمرکز و اختیار مدیریت روی فکر ها رُ تحت شعاع قرار میده...

تارا

  • کاربربسیار فعال
  • ****
  • ارسال: 319
  • امتیاز 83
خواهش میکنم.بله درسته...

سارا

  • کاربربسیار فعال
  • ****
  • ارسال: 351
  • امتیاز 108
مرسی تارا جون، اینارو مشاورم گفت اما با وجود اینا نمیدونم چرا درمان نمیشم، وقتی یه موقعیت وسواسی و تحمل میکنم تایه روز درگیرشم وعصبیم، و بازم تو اون موقعیت قراربگیرم دوباره همون حس وسواس و دارم

تارا

  • کاربربسیار فعال
  • ****
  • ارسال: 319
  • امتیاز 83
میدونم چی میگی سارا جون ولی اونقد باید تو اون موقعیتهای استرس زا قرار بگیری ضمن اینکه به افکار وسواسی تن ندی تا وسواست کمتر بشه یعنی باید بزاری اضطرابت زیاد شه بهش توجه نکن دارو هم کنار رواندرمانی به بهبودی کمک میکنه

سیدحمید

  • مدیرسایت
  • *****
  • ارسال: 573
  • امتیاز 36
  • جنسيت : پسر
سلام سارا خانم
وسواس و پنیک زمانی که توی موقعیتی اتفاق می افتد همه اش باعث میشه آدم فکر کنه که حتما اون شرایط و مکان باعث این اتفاق میشه اما حقیقت این است که این اتفاق(پنیک) تنها برای فرد ایجاد شده است و اون شرایط و موقعیت هیچ وقت این خاصیت عامل این اتفاق نیست، تنها زمانی که حساس شویم این طور تصمیم می گیریم که حتما اون شرایط عامل این است اما زمانی که وسواس و حساسیت به مرور کمتر می شود، افراد بهتر می تونن با آن شرایط و موقعیت کنار بیان و تعجب هم می کنن که چرا قبلا این حالات را تجربه کرده اند حقیقتش این است که توی هر دفعه عود کردن وسواس و پنیک افراد به چیزهای مختلف حساس می شوند بنابراین هیچوقت نتیجه نگیرید که این حالت به آن شرایط، همیشه برایتان ماندگار می ماند و تنها برای مدت زمانی روی می دهد و شما نباید آن را برای خودتان تبدیل به فوبیا کنید. شما  مطمئن باشید که با بهتر شدنتان حساسیت به آن شرایط هم برایتان کاهش میابد. من براتون آرزوی آرامش می کنم. حرفهای تارا خانم هم همگی درست هستند دست شما هم درد نکنه
« آخرين ويرايش: مارس 08, 2015, 11:25:52 pm توسط سیدحمید »

تارا

  • کاربربسیار فعال
  • ****
  • ارسال: 319
  • امتیاز 83
تشکر بابت نظرای خوب شما آقا حمید:)

reyhaneh

  • کاربرفعال
  • ***
  • ارسال: 105
  • امتیاز 48
-تنها زمانیکه فرد بیهودگی تلاش برای از بین بردن شک را متوجه شود ممکن است رو به بهبودی گذارد-پژوهش در زمینه فرونشانی فکر نشان داده هر چه بیشتر سعی کنید درباره چیزی فکر نکنید بطور متناقض بیشتر به آن فکر خواهید نمود.یک روش واقعی برخورد با افکار وسواسی این است که (اگر میخواهید کمتر به آن فکر کنید، بیشتر به آن فکر کنید!) شما نمیتوانید از ترسهای ایجاد شده بواسطه افکار وسواسی خود فرار کرده یا از آنها اجتناب کنید.ترس همینطور در ذهن ایجاد میشود و مهم است که بپذیرید مفری برای آن وجود ندارد.باید با ترسها مواجه شد.افراد وسواسی به اندازه کافی در حالت ترس باقی نمی مانند تا یاد بگیرند که ترسهایشان غیرمنطقی است و اضطرابشان خود به خود و بدون تن دادن به افکار وسواسی یا اعمال خنثی ساز دیگر از بین خواهد رفت-بهترین نوع درمان وسواس شناخت رفتاریست. موثرترین نوع درمان رفتاری مواجهه و جلوگیری از پاسخ شامل روبرو شدن تدریجی با افکار و موقعیتهای ترسناک است در حالیکه در برابر تن دادن به افکار وسواسی مقاومت میکنید.هدف این است که در این حالت بمانید تا اضطراب ایجاد شود بطوریکه تحمل شما در برابر این افکار و موقعیت ها افزایش یابد و بیاموزید که اگر رفتار وسواسی نداشته باشید ابدا اتفاقی نخواهد افتاد اما متاسفانه افراد وسواسی به اندازه کافی در یک موقعیت ترسناک نمیمانند تا حقیقت را دریابند جز آنهایی که درمان میشوند-نباید وابسته به کمک دیگران برای کنترل خود باشید هدف هر درمان آموزش برای تبدیل شدن به درمانگر خودتان است:)
سلام
من پس از مدتی غیبت دوباره برگشتم .تو این مدت درس مخوندم والبته با وسواسمم مبارزه میکردم سال نوتون مبارک
تارا خانوم این روشی ک تو این پست گفتید برای تمام افکار وسواسی صادقه؟ یعنی برای وسواس فکری هم هست یا فقط وسواس عملی؟ میشه بیشتر توضیح بدید
« آخرين ويرايش: مارس 29, 2015, 09:59:36 pm توسط reyhaneh »

سیدحمید

  • مدیرسایت
  • *****
  • ارسال: 573
  • امتیاز 36
  • جنسيت : پسر
سلام ریحانه خانم عید شما هم مبارک امیدوارم ایام به کام باشه

سارا

  • کاربربسیار فعال
  • ****
  • ارسال: 351
  • امتیاز 108
این موضوعي كه گفتید مشاور منم گفت اما نتیجه ای نداشت نمیدونم ایراد کار کجا بود

reyhaneh

  • کاربرفعال
  • ***
  • ارسال: 105
  • امتیاز 48
ممنون آقا حمید؛ برای شما هم همینطور ایشالا
مثلا من نسبت به دوره ی قبل ک وسواس فکری داشتم والان هم ک دارم میبینم الان حالتام خیلی بهتره نسبت ب قبل ؛ تحملم بالاتر رفته ! بااین حال دقیق متوجه نشدم این روش را

تارا

  • کاربربسیار فعال
  • ****
  • ارسال: 319
  • امتیاز 83
سلام سلام صدتا سلام به دوستای خوب و نازنین:) ریحانه جون این روشها برای افکار وسواسی نیز هست.هم برای وسواس فکری و هم عملی.یه مثال برات میزنم تا بهتر متوجه بشی.مثلا یک فردی مدام به این فکر میکنه که اگه فلان حرف رو بزنم خونوادم میمیرن!! و همش تلاش میکنه که اون حرف رو نزنه!!!در صورتی که این فکرش کاملا بیهوده و غیر واقعی و یه فکر چرت هستش!با وجود این مدام این فکر ذهنشو مشغول میکنه و تلاش میکنه که این فکرو از ذهنش دور کنه!مثلا سعی میکنه تا میتونه از خونوادش دور باشه یا اینکه تو کاغذ همش برا خودش مینویسه من این حرفو نمیزنم همش گریه میکنه و  ناراحت میشه که وای چرا این فکر از ذهنم خارج نمیشه!این روش میگه این فرد نباید اینهمه با فکرش بجنگه و درگیرش بشه باید خودشو  ریلکس کنه و به خودش بگه هر چقدر این فکر به ذهنم میاد بیاد!نباید از خونوادش فرار کنه باید کنارشون بشینه و اون حرفرو با وجود اینکه اضطراب داره بزنه و ببینه که هیچ اتفاقی نیفتاد و فکرش بیهوده بود!درسته وقتی اون حرفشو میزنه اضطراب میگیره ولی بعد اینکه دید هیچ اتفاقی نمیفته ترسش فروکش میکنه، در واقع با ترسش مواجه میشه ازش فرار نمیکنه،این عمل رو باید اونقد انجام بده که ترسش فرو بریزه،مدت و دفعات انجام این روش در افراد مختلف متفاوته،یه مثال کوچیک
 

تارا

  • کاربربسیار فعال
  • ****
  • ارسال: 319
  • امتیاز 83
یه مثال کوچیک هم برای وسواس عملی میزنم. مثلا کسی که وسواس شستشو داره و از آلودگی میترسه باید خودشو مجبور کنه که بیشتر از یه بار دستاشو مشوره،درسته وقتی نمیشوره استرس میگیره ولی باید این استرسو تحمل کنه و با ترسش مواجه شه و این مواجهه رو تا زمانیکه استرسش کاملا از بین بره و درمان بشه انجام بده یعنی تا زمانیکه نسبت ب آلودگی بی تفاوت بشه انجام بده.ریحانه جون این روشها شاید برا بعضی افکار وسواسی کاربردی و به درد بخور نباشه ولی برای نود درصدشون کاربردی و مفید هست که از جملشونو برات مثال زدم.به شرطی که مستمر و پایدار و با اراده باشی در حالیکه آرامش خودتو حفظ میکنی:)

reyhaneh

  • کاربرفعال
  • ***
  • ارسال: 105
  • امتیاز 48
 ممنونم خیلی از توضیحاتت تارا جون
و درباره فکرام بگم که مثلا فکرم ب صورت سوال تو ذهنم طرح میشه ، مثلا ی اتفاق کوچیکی ک میفته سریع ربطش میده به اعتقادات و افکار قبلیم و اعتماد ب نفس و مطالبی ک توی کتابای مختلف خوندم.مثلا میگه تو اگاهانه فلان کار رو کردی و فکر میکردی درسته درحالی که این کارت مخالف چیزیه ک تو کتابا نوشته یا مخالف چیزیه که آدمای معمولی انجام میدن و ازاینا کلی هم واسش دلیل و مدرک میاره ...واسه همین سخته اون لحظه تشخیص بدی وسواسه
بعد برای اینکه آروم بشم خب مجبورم برم بشینم فکر کنم و ی جوری حلش کنم یا نه گاهی اوقات هم جوابشو میدم و میگم ب توچه اصلا .من میدونم وسواسی...میگه :از کجا مدونی وسواسم و من ازت جدا نیستم که میگی به تو چه .تو نمیتونی مطمئن بشی ک وسواسم یا نه!
الان اینجا من باید چطوری باهاشون روبرو بشم و ازشون فرار نکنم؟

سارا

  • کاربربسیار فعال
  • ****
  • ارسال: 351
  • امتیاز 108
سلام، روشای تارا خانوم درسته، منم قبلا پبشنهادشو دادم، به خودم درباره افکار خرافاتی کمک کرد، اما وسواس عملی نه، البته به خاطر استرس شاید نتونستم، اما با خوردن دارو تونستم تا حدودی بهتر بشم، ریحانه عزیز منم این افکار و داشتم البته قبل از وسواس ، چندسال پیش درباره تصمیمگیری ، به نظر من يه مشاور خوب ميتونه كمكت كنه، درکل در برابر افکارت سعی نکن خودت و قانع کنی، فقط بهش فکرکن، فکر کردن به این معنا نیست که به نتیجه ای برسی یا خودتو قانع کنی، فقط بهش فکرکن فکرایی که میاد جلوشونو نگیر بزار بیان بزار مثل رودخونه جريان پیدا کنه و بره، ولی اگه یه سد جلوش بسازی اونقدر اب پشتش جمع میشه که سرریز میکنه، جلو فکرکردنتو با فرار از اون یا سعی بر قانع کردنش نگیر، بزار فکرت بیاد :)