نویسنده موضوع: سرنوشت؟فوت فرزند !بیماری همسر؟واختلال خلقی دوقطبی من متن طولانی ولی یک واقعیت ؟  (دفعات بازدید: 436 بار)

0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.

mhamd

  • تازه وارد
  • *
  • ارسال: 3
  • امتیاز 0
با سلام
جوانی هستم40ساله متاهل از استان سیستان وبلوچستان
شرح حال شروع مریضیم
بنده درسال1380درپی از دست دادن فرزندم همسر اینجانب دچار شک عصبی شدیدی شد وتامدتی به همین منوال گذشت وما فکر میکردیم از غم فرزند اینجوری شده ومدتی که بگذرد خوب میشود ولی متاسفانه حالش بدتر شد تا جایی که لب به غذا نمیزد وفقط کارش گریه وزاری وبو کردن لباسهای بچه از دست رفته اش بود تا اینکه بنده همسرم را شهرستان زاهدان بردم وپیش یک دکتر متخصص اعصاب روان بردم وبا چنتا مشاوره وگرفتن دارو وخوشبختانه با باردار شدن مجدد همسرم حالش خوب شد بنده ایشون را جهت اب وهوا عوض کردن پیش خواهرش به شهرستان خاش فرستادم ولی داروهاشودیگه مصرف نکردوبنده چون دران زمان به دلیل شغلی شب خوابم نمیبرد چون بنده شب کار بودم واین یک عادت شده بود برام وچند مدت بعد با تعغیر شغلم این عادت شب بیداری بر سرم مانده بود تا اینکه یک شب چشمم به داروهای همسرم افتاد وبنده بخاطر اینکه خوابم ببرد از داروها که اسم یکیشون یادمه امی تربتلین25میلی وسه چهارتا دیگه بود مصرف کردم که عجب خواب نازی که چندین سال بود ارزویش را داشتم با خوردن قرصها براورده شد واین کار ادامه پیدا کرد تا یک شب که دیگه داروها تمام شده بودن یک حس عجیبی داشتم سرم اینگار باد کرده بود ودلم اینگار به مویی تا اینکه دچار تشنج شدم وبنده توسط خانوادم به بیمارستان منتقل شدم وجان سالم در بردم وبعد بایک متخصص اعصاب وروان شرح حال کردم اسمش دکتر وهداد ورزقانی وایشون برای دوماه برام دارو نوشتن وبنده داروها را استفاده ودوباره میرفتم واین کار بمدت شیش ماه طول کشید وهربا با تعویض دارویا اضافه کردن دارو بالاخره به ما گفت شما دچار بیماری اختلال خلقی دوقطبی شدید وایشون تا دو سال برام دارو تجویز میکرد داروهایش والپراوات سدیم200میلی ماپروتلین75 ترازدون100میل کلونازپام الاپرازلام وکپسول فلوکستین 20 میل بست به خیک ما بنده ودوسال بعد از شهر ما رفت وبنده داروهایش را همیشه مصرف میکردم تا چندسال وبعد سراغ یک دکتر دیگه رفتم وایشون لطف کردن چنتا دارو رو حذف وچنتا دیگر اضافه کردن خلاصه درد سرتون ندم بنده تا حالا پیش چندین دکتر رفتم وداروی نبوده که برایم ننویسند
بهرحال الان بمدت 16سال است که دارو مصرف میکنم واز روزی که داروها رومصرف میکنم بی حوصله شدم از مردم ومیهمانی بدم می اید دست وپاهام در حالت عصبانیت میلرزند تا یک هفته بدنم کامل قفل میکنه وبیست وچهار ساعت هفته خوابم البته ماهی یک بار اینجوری میشم ازیک جوان شاداب وسرحال وورشکار تبدیل به یک ادم شکم گنده با وزنی بالا وتنبل وکسل وزود از کوره در رفتن
1یک وعده غذا میخورم اونهم شبها
2حس شهوترانیم خیلی بالا رفته است3ادم منزوی هستم وبا جمع بیگانه4ختم کلام که دیگه واقعا نا امید شدم
ودیگه به هیچ دکتری اعتماد ندارم چون تا حالا بیشتر از بیستا دکتر عوض کردم اگر دوستان راهنمایی دارند خوشحال میشم ببخشین متن یک کم طولانی شد ولی سرنوشت بنده است تا الان که دارم براتون مینویسم

حامدخان

  • کاربربسیار فعال
  • ****
  • ارسال: 323
  • امتیاز 68
سلام
به جمع ما خوش اومدی شرح حالت با بیماری همسرت شروع شد تا به خودت رسید از خودت چیزی نگفتی که ما راهنمائیت کنیم فقط از بیماریت گفتی که اون هم انگار به دکترتاعتماد نداری ولی باید بدانی چاره ای نیست تنها راه حل برای این بیماری مصرف دارو و مشاوره است پس اعتماد کن و دنبال درمان و از همه مهمتر توکل به خدا کن
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست ***
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

تارا

  • کاربربسیار فعال
  • ****
  • ارسال: 310
  • امتیاز 81
سلام دوست عزیز خوش اومدی...بنظرم یه دکتر خوب پیدا کن و ازش بخا ک بجای اینهمه دارو که عوارضاشم حالتو بد کنه یکی دوتا داروی مفید تجویز کنه ک حالتم خوب کنه...SSRI ها دارو های خوب و کم عارضه ترین هستن مخصوصا خارجیهاشون...از روانشناس خوب و باتجربه هم کمک بگیرین