نویسنده موضوع: کمممممممکککککک  (دفعات بازدید: 1085 بار)

0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.

issac.k

  • تازه وارد
  • *
  • ارسال: 21
  • امتیاز 0
کمممممممکککککک
« : دسامبر 12, 2017, 01:20:34 pm »
سلام
لعنت به اینترنت...اقا من چند وقته اینقدر تو نت درباره بیماری های روانی
مخصوصا افسردگی خوندم..الان ترسم از اینه که افسردگی بگیرم
ترسم از اینکه هیچ دارویی رومم جواب نده.. خسته شدم دیگه..
افکار **** هم با خوندن این مطالب اومد...کلافه و سردر گمم..اعتیاد پیدا کردم به اینکه برم تو سایت های مختلف درباره افسردگی بخونم...
خیلی حالم بده بچه ها..کسی بوده این افکار رو داشته باشه؟؟؟ میام میخونم یکی مثل من بوده اروم میشم یکم..اما موقته...
من حتی تو کلاس ..تو جمع دوستام. حتی بیرونم میرم این فکر ها باهام هست...حتی کلاس قرآن..حتی موقع فیلم دیدن
از وقتی هم خوندم دارو ها رو بعضی ها جواب نداده ..اینجا هم چند نفر گفتن...دلم آشوب شده..به دارو هم بدبین شدم و میخواستم برم دکتر که دیگه نرفتم..
از عوارضش میترسم و اینا...
بعضی از ساعت های روز خیلی حالم بد میشه...دل و رمق انجام کاری رو ندارم...
فقط ترس ترس ترس ترسس...یهو افکار میاد من رو بهم میریزه..
با اینکه به خودم میگم این ها همه فکره..خیاله..اما ته دلم خالیه...همش منتظر یه اتفاق بدم
جدیدا موقع راه رفتن حالت تعوع دارم..با یکم سر گیجه!!
اقا کسی مثلللل من ببوووووده؟؟ تورو خدا کمکککککککککک

🌼Elham🌼

  • Elham
  • کاربرفعال
  • ***
  • ارسال: 160
  • امتیاز 14
پاسخ : کمممممممکککککک
« پاسخ #1 : دسامبر 12, 2017, 04:01:40 pm »
سلام. من که قبلا گفته بودم کاملا افکارم شبیه شما بود.
هر چی سریع تر به نظرم برید دکتر. دکتر ها 1000 نفر مثل من و شما رو دیدن. و مطمئن باشید آدمای وسواسی چون می ترسن مثلا  فلان اتفاق بیفته خیلی از همه آدما محتاط ترن.
از دارو نترسید.خیلی هم خوبه والا. من اگه حالم با دارو همیشه مثل الان خوب باشه حاضرم تا آخر عمرم دارو مصرف کنم. داروهای وسواس داروهای خیلی قوی ای نیستن و اعتیاد آور هم نیستن. من دکترم رو گیج آوردم از بس این سوالا رو پرسیدم تا اینکه به دارو اطمینان کردم. الانم واقعا از داروم راضیم. البته ناگفته نمانه دوزش رو کم کردم الان که حالم بهتره. فک کردی مثلا دارو چیه! الان این قرصی که من می خورم باعث ترشح همون هورمون نشاط توی مغز میشه. چیزی که با سبک غلط زندگیمون خودمون ترشحش رو مختل کردیم، همین. اصلا هم احساس های عجیب غریب یا خواب آلودگی نداره. قند خون هم همینه دیگه . قرصی که برای قند خون میدن ترشح هورمون انسولین رو تنظیم می کنه. فک کن قند خونت خدایی نکرده بالاست. مطمئن باش اثر داره. ازون بیشتر مشاوره و روان درمانی مستمر خیلی کمک می کنه.
بعد هم این مشکل نه یه شبه خوب میشه نه با معجزه فقط با پیگیری و تلاش خوب میشه.(من خودم فکر می کردم مثلا الان دعا کردم 2 ثانیه بعدش باید خوب بشم. یا مثلا اگه فکر ***** میاد بعد نماز دعا کنم باید خوب شم) باید مثل یه مریضی جسمی برخورد کنی باهاش. حتی سرماخوردگی معمولی هم ممکنه با یه دوره دارو خوب نشه یا با یه دکتر خوب نشه یا مثلا یه سری عوارضش مثل سرفه تا چند ماه بمونه بعد خوب بشه.
بعدش هم اگه پیام های بعضی از دوستان که از دارو جوا نگرفتن اذیتت می کنه نخون. مطمئن باش این عزیزان هم بی کار ننشستن و یه راه دیگه رو امتحان کردن یا شاید دکتر داروشونو عوض کرده.
در ضمن اگه تونستی اول برو روانشناس بالینی شاید اصلا دارو نیاز نباشه، انقدر روش های خوب رواندرمانی وجود داره که.

Mohamad

  • Atila
  • کاربرفعال
  • ***
  • ارسال: 103
  • امتیاز 34
پاسخ : کمممممممکککککک
« پاسخ #2 : دسامبر 12, 2017, 04:07:59 pm »
سلام
لعنت به اینترنت...اقا من چند وقته اینقدر تو نت درباره بیماری های روانی
مخصوصا افسردگی خوندم..الان ترسم از اینه که افسردگی بگیرم
ترسم از اینکه هیچ دارویی رومم جواب نده.. خسته شدم دیگه..
افکار **** هم با خوندن این مطالب اومد...کلافه و سردر گمم..اعتیاد پیدا کردم به اینکه برم تو سایت های مختلف درباره افسردگی بخونم...
خیلی حالم بده بچه ها..کسی بوده این افکار رو داشته باشه؟؟؟ میام میخونم یکی مثل من بوده اروم میشم یکم..اما موقته...
من حتی تو کلاس ..تو جمع دوستام. حتی بیرونم میرم این فکر ها باهام هست...حتی کلاس قرآن..حتی موقع فیلم دیدن
از وقتی هم خوندم دارو ها رو بعضی ها جواب نداده ..اینجا هم چند نفر گفتن...دلم آشوب شده..به دارو هم بدبین شدم و میخواستم برم دکتر که دیگه نرفتم..
از عوارضش میترسم و اینا...
بعضی از ساعت های روز خیلی حالم بد میشه...دل و رمق انجام کاری رو ندارم...
فقط ترس ترس ترس ترسس...یهو افکار میاد من رو بهم میریزه..
با اینکه به خودم میگم این ها همه فکره..خیاله..اما ته دلم خالیه...همش منتظر یه اتفاق بدم
جدیدا موقع راه رفتن حالت تعوع دارم..با یکم سر گیجه!!
اقا کسی مثلللل من ببوووووده؟؟ تورو خدا کمکککککککککک
سلام
اینایی که گفتی ، !!
همه ماهااا که اینجا میاییم یا داشتند یا هنوز هم دارند ...
ایناا همش وسواس فکری ی ،فرض کن یه نوع سر ما خوردگی ی (میخوام بگم که یه نوع بیماری ی ) حالا باید به خودت بگی یا قبول کنی که وسواس فکری داری و باید تحمل کنی تاا این دوره را پشت سر بزاری ..
همانطور که خودت میدونی وقتی حرفاتوو مینویسی اینجا مطمئنناً آروم میشی ..پس بجای اینکه همش فکر کنی و فکر کنی سعی کن حرفا و مشکلاتتو رو یه کاغذ بنویسی و تا اونجا که میتونی به سوالات خودت پاسخ بدی (ترجیحاً پاسخهای مثبت) مطمئناً بر افکارت تاثیر مثبتی خواهد گذاشت
...............................

🌼Elham🌼

  • Elham
  • کاربرفعال
  • ***
  • ارسال: 160
  • امتیاز 14
پاسخ : کمممممممکککککک
« پاسخ #3 : دسامبر 12, 2017, 04:09:36 pm »
در ضمن سرگیجه هم از همین اضطرابه. منم داشتم خیلی شدید. ولی می تونی یه چکاپ کلی آهن و چربی اینا هم بدی.
بعدشم این واژه "ترس" که میگی خیلی خوبه. چون دقیق نشونه وسواسه. و فکرای وسواسی هم مال خود ادم نیست. تو همون آدم سابق با همون فکرای خوب قبلی هستی و چیزی عوض نشده. ولی به خاطر بالا پایین شدن یه سری هورمون این فکرای الکی ایجاد میشه. مطمئن باش اضطرابت که کم بشه می خندی به این فکرا حتی ******.

issac.k

  • تازه وارد
  • *
  • ارسال: 21
  • امتیاز 0
پاسخ : کمممممممکککککک
« پاسخ #4 : دسامبر 20, 2017, 11:30:17 am »
در ضمن سرگیجه هم از همین اضطرابه. منم داشتم خیلی شدید. ولی می تونی یه چکاپ کلی آهن و چربی اینا هم بدی.
بعدشم این واژه "ترس" که میگی خیلی خوبه. چون دقیق نشونه وسواسه. و فکرای وسواسی هم مال خود ادم نیست. تو همون آدم سابق با همون فکرای خوب قبلی هستی و چیزی عوض نشده. ولی به خاطر بالا پایین شدن یه سری هورمون این فکرای الکی ایجاد میشه. مطمئن باش اضطرابت که کم بشه می خندی به این فکرا حتی ******.
سلام
امروز رفتم پیس روان شناس دانشگاه ..باهام حرف زد...قرار شد کم کم با هم بریم جلو..اگه نیاز بود دارو بخورم...
میدونید الان چی مغزم رو درگیر کرده...دیروز یه از خدا بی خبری گفت کسایی که وسواس فکری دارن...
ممکنه دیوونه بشن...یا مالیخولیا بگیرن...یا شاید حتی اسکیزو فرنی بگیرن...
من دیشب یه لحظه خیلی ترسیدم...فکر اسکیزو خیلی اذیتم کرد...
شما که سابقه طولانی دارید تو وسواس..ایا واقعا راسته که ممکنه آدم اسکیزو بگیره با وسواس فکری...
یا مثلا دیوونه بشه؟؟
روانشناس بهم تکنیک نداده هنوز..اما خودم وقتی این افکار میاد..
به خودم میگم شما فکرین..خیال هستین...بعضی اوقات بهشون میخندم...
اما هنوز نفهمیدم چطور مثل شما نسبت به این افکارم بس خیال بشم...یا مثلا چطور این افکار رو به خودم نسبت ندم...
شما نمیترسیدن بیماری روانی بگیرین!!؟؟

تارا

  • کاربربسیار فعال
  • ****
  • ارسال: 312
  • امتیاز 82
پاسخ : کمممممممکککککک
« پاسخ #5 : دسامبر 20, 2017, 01:53:39 pm »
من هر وقت فکر بیماری بیاد و بترسم میگم به جهنم بگیرم 😁 مگه زندگی کی بدون بیماری یا مشکله...این دنیا اومدیم که در حین لذت از زیباییهاش با سختی و مشکلات کنار بیایم...ما قوی تر از این حرفاییم وقتی اینهمه مدت تونستیم با وسواس کنار بیایم با مشکلات دیگه هم کنار میایم

issac.k

  • تازه وارد
  • *
  • ارسال: 21
  • امتیاز 0
پاسخ : کمممممممکککککک
« پاسخ #6 : دسامبر 20, 2017, 02:28:47 pm »
من هر وقت فکر بیماری بیاد و بترسم میگم به جهنم بگیرم 😁 مگه زندگی کی بدون بیماری یا مشکله...این دنیا اومدیم که در حین لذت از زیباییهاش با سختی و مشکلات کنار بیایم...ما قوی تر از این حرفاییم وقتی اینهمه مدت تونستیم با وسواس کنار بیایم با مشکلات دیگه هم کنار میایم
منم تو طول روز این هارو میگم به خودم
اما موقتی هست...باز شروع میشه استرس هام..
شما نمیترسیدی اون موقع که بیماری روانی بگیری؟؟
از وقتی اون بهم گفته ممکنه اسکیزو فرنی بگیرن افراد وسواسی دیگه من باطل شدم ..

تارا

  • کاربربسیار فعال
  • ****
  • ارسال: 312
  • امتیاز 82
پاسخ : کمممممممکککککک
« پاسخ #7 : دسامبر 20, 2017, 05:01:26 pm »
چرا بعدش ممکنه باز استرس بگیرم یا مثلا بعد یکی دو روز بازم بیاد ولی بازم همینو میگم...ب جهنم! اینارو باید تکرار کنی با یکی دو بار نمیشه ک...تازه باید اضطراب و ترسامونو بپذیریم تا کمتر شن...اضطرابمون کامل از بین نمیره یا صفر نمیشه،کمتر میشه...اصلا مگه کسی تو دنیا هس ک هیچوقت ترس یا اضطراب نداشته باشه

🌼Elham🌼

  • Elham
  • کاربرفعال
  • ***
  • ارسال: 160
  • امتیاز 14
پاسخ : کمممممممکککککک
« پاسخ #8 : دسامبر 21, 2017, 01:35:36 am »
در ضمن سرگیجه هم از همین اضطرابه. منم داشتم خیلی شدید. ولی می تونی یه چکاپ کلی آهن و چربی اینا هم بدی.
بعدشم این واژه "ترس" که میگی خیلی خوبه. چون دقیق نشونه وسواسه. و فکرای وسواسی هم مال خود ادم نیست. تو همون آدم سابق با همون فکرای خوب قبلی هستی و چیزی عوض نشده. ولی به خاطر بالا پایین شدن یه سری هورمون این فکرای الکی ایجاد میشه. مطمئن باش اضطرابت که کم بشه می خندی به این فکرا حتی ******.
سلام
امروز رفتم پیس روان شناس دانشگاه ..باهام حرف زد...قرار شد کم کم با هم بریم جلو..اگه نیاز بود دارو بخورم...
میدونید الان چی مغزم رو درگیر کرده...دیروز یه از خدا بی خبری گفت کسایی که وسواس فکری دارن...
ممکنه دیوونه بشن...یا مالیخولیا بگیرن...یا شاید حتی اسکیزو فرنی بگیرن...
من دیشب یه لحظه خیلی ترسیدم...فکر اسکیزو خیلی اذیتم کرد...
شما که سابقه طولانی دارید تو وسواس..ایا واقعا راسته که ممکنه آدم اسکیزو بگیره با وسواس فکری...
یا مثلا دیوونه بشه؟؟
روانشناس بهم تکنیک نداده هنوز..اما خودم وقتی این افکار میاد..
به خودم میگم شما فکرین..خیال هستین...بعضی اوقات بهشون میخندم...
اما هنوز نفهمیدم چطور مثل شما نسبت به این افکارم بس خیال بشم...یا مثلا چطور این افکار رو به خودم نسبت ندم...
شما نمیترسیدن بیماری روانی بگیرین!!؟؟
سلام
وسواس برابر با مدل های نختلف ترسه
اینم یکی از ترسهاشه. منم داشتم. دیگه ندارم
من از دکترم پرسیدم، گفت خیالت راحت هیچکدوم ازین مشکلا عاملش وسواس نیست.

آفرین که دکتر رفتی، با کمک خدا و پیگیری و تلاش خودت حتما این وسواست هم برطرف میشه. از لحظه ای که قبول کنی که مشکلت یه بیماریه و قابل درمانه و برای درمانش اقدام کنی، دیگه بیماریت رشد نمیکنه و کم کم ضعیف میشه . به حرفای الکی هم گوش نده. هر فکر جدیدی اذیتت کرد، سریع بگو از دکترم می پرسم. و یا به به قول تارا بگو به جهنم.

issac.k

  • تازه وارد
  • *
  • ارسال: 21
  • امتیاز 0
پاسخ : کمممممممکککککک
« پاسخ #9 : دسامبر 21, 2017, 12:43:42 pm »
در ضمن سرگیجه هم از همین اضطرابه. منم داشتم خیلی شدید. ولی می تونی یه چکاپ کلی آهن و چربی اینا هم بدی.
بعدشم این واژه "ترس" که میگی خیلی خوبه. چون دقیق نشونه وسواسه. و فکرای وسواسی هم مال خود ادم نیست. تو همون آدم سابق با همون فکرای خوب قبلی هستی و چیزی عوض نشده. ولی به خاطر بالا پایین شدن یه سری هورمون این فکرای الکی ایجاد میشه. مطمئن باش اضطرابت که کم بشه می خندی به این فکرا حتی ******.
سلام
امروز رفتم پیس روان شناس دانشگاه ..باهام حرف زد...قرار شد کم کم با هم بریم جلو..اگه نیاز بود دارو بخورم...
میدونید الان چی مغزم رو درگیر کرده...دیروز یه از خدا بی خبری گفت کسایی که وسواس فکری دارن...
ممکنه دیوونه بشن...یا مالیخولیا بگیرن...یا شاید حتی اسکیزو فرنی بگیرن...
من دیشب یه لحظه خیلی ترسیدم...فکر اسکیزو خیلی اذیتم کرد...
شما که سابقه طولانی دارید تو وسواس..ایا واقعا راسته که ممکنه آدم اسکیزو بگیره با وسواس فکری...
یا مثلا دیوونه بشه؟؟
روانشناس بهم تکنیک نداده هنوز..اما خودم وقتی این افکار میاد..
به خودم میگم شما فکرین..خیال هستین...بعضی اوقات بهشون میخندم...
اما هنوز نفهمیدم چطور مثل شما نسبت به این افکارم بس خیال بشم...یا مثلا چطور این افکار رو به خودم نسبت ندم...
شما نمیترسیدن بیماری روانی بگیرین!!؟؟
سلام
وسواس برابر با مدل های نختلف ترسه
اینم یکی از ترسهاشه. منم داشتم. دیگه ندارم
من از دکترم پرسیدم، گفت خیالت راحت هیچکدوم ازین مشکلا عاملش وسواس نیست.

آفرین که دکتر رفتی، با کمک خدا و پیگیری و تلاش خودت حتما این وسواست هم برطرف میشه. از لحظه ای که قبول کنی که مشکلت یه بیماریه و قابل درمانه و برای درمانش اقدام کنی، دیگه بیماریت رشد نمیکنه و کم کم ضعیف میشه . به حرفای الکی هم گوش نده. هر فکر جدیدی اذیتت کرد، سریع بگو از دکترم می پرسم. و یا به به قول تارا بگو به جهنم.
خیلی بده این وسواس کوفتی...خیلی آدم رو اذیت میکنه...
دارم تلاش میکنم ...کم نیارم..اما هنوز کلافه گی و بی حوصله گی مونده
که اونم فک کنم باید با دارو حل بشه و کم کم تنش ازم دور بشه...
فعلا هر وقت فکری میاد میگم شما الکی هستید...
به جز این راه دیگه ای بلد نیستم .
راستی لینک گروه گذاشتم..خواستید جویین بشید..

تارا

  • کاربربسیار فعال
  • ****
  • ارسال: 312
  • امتیاز 82
پاسخ : کمممممممکککککک
« پاسخ #10 : دسامبر 21, 2017, 02:37:35 pm »
کتاب رهایی از وسواس نوشته هایمن و چری پدریک...اینو بگیرین بخونین خیلی کمکتون میکنه