نویسنده موضوع: پیشنهاد  (دفعات بازدید: 569 بار)

0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.

issac.k

  • تازه وارد
  • *
  • ارسال: 21
  • امتیاز 0
پیشنهاد
« : دسامبر 01, 2017, 05:20:14 pm »
سلام خدمت آقای حمید رضا..مثل اینکه وبلاگ برای شماست...
اما چند وقته پیامی از شما منتشر نشده...
دوستان یه پیشنهادی.  البته میدونم مطرح شده قبلا...
لطفا یه چت روم تو تلگرام دایر کنید..لینکش رو بذارید...
که بتونیم تو حالت های بدمون بهم کمک کنیم...
اینجا ۲-۳ تا کاربر فعال نداره..
اونم خانم تارا و الهام هستندد...
تو این چند وقته فقط شما ۲ نفر بهم کمک کردید...
اگه با مدیر در تماس هستید بهشون بگید این کار رو انجام بده...
چون داشتم تو یه قسمتی میخوندم یه خانمی نوشته بود میخوام خودم رو راحت کنم...
بعد اونم دیگه پیامی نذاشت..
شاید واقعا یه بلایی سر خودش آورده...
شاید تو یه لحظه بشه جلوی یه اتفاق بد رو گرفت..با یه صحبت کوتاه..
کسی که میخواد بکشه خودش رو شاید انگیزه ای نداشته باشهه برا ادامه دادن...
شاید یه صحبت بتونه فعلا منصرفش کنه..
خانم ها تارا و الهام..میدونم پیام رو میبینید..
دوستان شمایی هم که فقط مشاهده میکنید..
ما هممون هم دردیم...هر کدومم به یه نحوی..
اونایی که حالتون خوب شده یاده اون زمان باشید در به در دنبال یکی بودید حالتون رو خوب کنه..
شما که باید حال مارو دزک کنین...
ما هممون از شهر های مختلف هستین..
چون فرهنگ.کشورمون اجازه گروه درمانی رو نمیده...
خودمون گروه درمانی ایجاد کنیم..
سایت هم که هست..به اینجا هم سر میزنیم هر روز..
میدونم آقا حمید زیاد زحمت کشیده برا سایت..
اما از بازدید سایت کم نمیشه..
لطفا اگه کسی هم نظر من هست موافقت کنه ^__^

تارا

  • کاربربسیار فعال
  • ****
  • ارسال: 312
  • امتیاز 82
پاسخ : پیشنهاد
« پاسخ #1 : دسامبر 01, 2017, 05:54:12 pm »
دوست عزیز این پیشنهاد رو ما قبلا چندبار دادیم ولی آقای سید حمید راضی نشدن ما هم به نظرشون احترام میذاریم. البته من بهشون حق میدم ایشون اینجارو برای آرامش راه اندازی کرده و شاید فک میکنن با راه اندازی گروهی برای چت مسائلی پیش بیاد که بعدا موجب رنجیده خاطر شدن افراد بشه. ولی خب در کل ایشون زحمت کشیدن و بنظرم اینجا برای ماها خیلی مفید و آرام‌بخش، تنها مشکلی ک هس اینه که اعضا زیاد فعال نیستن

issac.k

  • تازه وارد
  • *
  • ارسال: 21
  • امتیاز 0
پاسخ : پیشنهاد
« پاسخ #2 : دسامبر 01, 2017, 06:02:32 pm »
 بله ایشونم حق دارن..زحمت کشیدن..
اما واقعا چه مشکلی میخواد پیش بیاد؟؟
اینجا اعضای فعالش خیلی کم شده..
لا اقل تو تلگرام کسایی که نزدیک هم هستن..توی یه شهر یا استان..
میتونن بهم کمک کنن..
اینجا تو این یه ماه اخیر یه پیام بالای ۱۰۰ تا مشاهده داشته
اما دریغ از یه جواب... واقعا شاید دوستان دیگه حوصله قدیم رو ندارن...
راستی چطوری میشه پیام خصوصی داد؟
من به سید حمید پیام دادم جواب نمیده اصلا

🌼Elham🌼

  • Elham
  • کاربرفعال
  • ***
  • ارسال: 160
  • امتیاز 14
پاسخ : پیشنهاد
« پاسخ #3 : دسامبر 02, 2017, 11:20:23 am »
سلام
منم اول که اومده بودم واقعا با این نظر موافق بودم. ولی هر چی می گذره میبینم مسئله ایه که خیلی جنبه های مختلفش رو باید در نظر گرفت.
ببینید جنس مشکل ما طوریه که ممکنه اگه حتی بعد از خوب شدن مراقب نباشیم دوباره همه چیز برگرده. شاید یکی از دلایلی که اعضای فعال قبلی هم زیاد سر نمی زنن به اینجا همین باشه. چون بالاخره همه دوستانی که اینجان خودشون به نحوی بیماری های روحی رو تجربه کردن و معمولا روحیه های حساس تری نسبت به دیگران دارن.
شما تصور کن بخوان دائم درگیر بحث و دیدن مطالب راجع به مشکلاتشون باشن، یا مثلا یه وقتی که خودشون هم خیلی سرحال نیستن یه بنده خدای دیگه ازشون کمک بخواد مطمئنن تو چنین شرایطی برای دو طرف به جای فایده شاید آسیب هم داشته باشه. و ممکنه یه بار نتونن جوب هم رو بدن و دلگیری پیش بیاد. و و و
درمان های گروهی هم که وجود داره اکثرا تحت نظر یه درمانگره که خیلی از خلاها رو برای همه افراد حاضر پوشش میده.

issac.k

  • تازه وارد
  • *
  • ارسال: 21
  • امتیاز 0
پاسخ : پیشنهاد
« پاسخ #4 : دسامبر 02, 2017, 11:37:13 am »
باشه پس اگه قبلا هم مطرح شده و دوستان موافقت نکردن مشکلی نیسست..
راستی یه سوال
من به حامد خان و سید حمید و خود شما پیام خصوصی دادم..
چرا هیچکدومتون جواب نمیدین!!؟ 😄

تارا

  • کاربربسیار فعال
  • ****
  • ارسال: 312
  • امتیاز 82
پاسخ : پیشنهاد
« پاسخ #5 : دسامبر 02, 2017, 02:25:48 pm »
سلام دوستان. آره الهام جان یکی از دلایلشم همینی که گفتی میتونه باشه ولی بنظرم ماها حتی بعد اینکه خوب شدیم نباید کمک به کسایی که مثل خودمون هستن رو فراموش کنیم...من خودم بشخصه خودمو همیشه در مقابل افرادی که دچار این مشکلن مسئول میدونم و فک میکنم هر کمکی از دستم برمیاد باید انجام بدم،نمیدونم شایدم فکرم غلطه... بعد اینکه خوب شدیم نباید از وارد شدن تو بحث و مشکلات دیگران ک مثل خودمونن بترسیم...این خودش فراره دیگه...این مشکلات میتونه خارج از اینجا برا خودمونم پیش بیاد پس بنظرم فرار هیچ وقت راه چاره نیستو نبوده...البته شاید من اشتباه فکر میکنم

🌼Elham🌼

  • Elham
  • کاربرفعال
  • ***
  • ارسال: 160
  • امتیاز 14
پاسخ : پیشنهاد
« پاسخ #6 : دسامبر 02, 2017, 04:01:49 pm »
سلام دوستان. آره الهام جان یکی از دلایلشم همینی که گفتی میتونه باشه ولی بنظرم ماها حتی بعد اینکه خوب شدیم نباید کمک به کسایی که مثل خودمون هستن رو فراموش کنیم...من خودم بشخصه خودمو همیشه در مقابل افرادی که دچار این مشکلن مسئول میدونم و فک میکنم هر کمکی از دستم برمیاد باید انجام بدم،نمیدونم شایدم فکرم غلطه... بعد اینکه خوب شدیم نباید از وارد شدن تو بحث و مشکلات دیگران ک مثل خودمونن بترسیم...این خودش فراره دیگه...این مشکلات میتونه خارج از اینجا برا خودمونم پیش بیاد پس بنظرم فرار هیچ وقت راه چاره نیستو نبوده...البته شاید من اشتباه فکر میکنم
منم دقیقا همین فکر تو نظرم هست و باید هم اینجوری باشه. شاید بگم بچه های اینجا 1000 برابر دکتر روانشناسی که رفتم پیشش کمک کردن بهم. من خودم هم بخصوص از اعضای فعال انتظار داشتم که حداقل تو اینجا بیشتر سر بزنن، حداقل هفته ای یه بار.
ولی خب این مثالی که زدم به خاطر این بود که ممکنه ظرفیت تحمل و تاثیر پذیری افراد با هم متفاوت باشه. مثلا اون اوایل یکی از دوستان انجمن تو خصوصی به من پیام می داد و راهنماییم می کرد ولی باهاش شرط کرد که اصلا راجع به موضوعی که خودش باهاش درگیر بود حرف نزنم، میگفت تازه یه ذره از سرم رفته بیرون :) ولی راجع به مشکلاتی که من داشتم به بهترین شکل که می تونست راهنماییم کرد.

issac.k

  • تازه وارد
  • *
  • ارسال: 21
  • امتیاز 0
پاسخ : پیشنهاد
« پاسخ #7 : دسامبر 02, 2017, 04:22:12 pm »
سلام دوستان. آره الهام جان یکی از دلایلشم همینی که گفتی میتونه باشه ولی بنظرم ماها حتی بعد اینکه خوب شدیم نباید کمک به کسایی که مثل خودمون هستن رو فراموش کنیم...من خودم بشخصه خودمو همیشه در مقابل افرادی که دچار این مشکلن مسئول میدونم و فک میکنم هر کمکی از دستم برمیاد باید انجام بدم،نمیدونم شایدم فکرم غلطه... بعد اینکه خوب شدیم نباید از وارد شدن تو بحث و مشکلات دیگران ک مثل خودمونن بترسیم...این خودش فراره دیگه...این مشکلات میتونه خارج از اینجا برا خودمونم پیش بیاد پس بنظرم فرار هیچ وقت راه چاره نیستو نبوده...البته شاید من اشتباه فکر میکنم
منم دقیقا همین فکر تو نظرم هست و باید هم اینجوری باشه. شاید بگم بچه های اینجا 1000 برابر دکتر روانشناسی که رفتم پیشش کمک کردن بهم. من خودم هم بخصوص از اعضای فعال انتظار داشتم که حداقل تو اینجا بیشتر سر بزنن، حداقل هفته ای یه بار.
ولی خب این مثالی که زدم به خاطر این بود که ممکنه ظرفیت تحمل و تاثیر پذیری افراد با هم متفاوت باشه. مثلا اون اوایل یکی از دوستان انجمن تو خصوصی به من پیام می داد و راهنماییم می کرد ولی باهاش شرط کرد که اصلا راجع به موضوعی که خودش باهاش درگیر بود حرف نزنم، میگفت تازه یه ذره از سرم رفته بیرون :) ولی راجع به مشکلاتی که من داشتم به بهترین شکل که می تونست راهنماییم کرد.
خانم الهام تورو خدا کمک کنید من دارم میمیرم دیگه از استرس
از ساعت ۲:۳۰ حالم خوب بود اما الان دارم میمیرم... یه جوری شده میخوام از کلاس برم بیرون شروع کنم به دوییدن...
پاهام بی حس میشه...
معمولا یه ساعت های مشخصی تو روز اینطوری میشم...پدرم داره در میاد...
یه پیام دادم تو همین صفحه به شما و خانم تارا گفتم جواب بدید...
تو این حالت میریم هیچی آرومم نمیکنه تا بگذره...آروم بشم...
یکم از مراحل درمان بگید؟ اینکه  دارو ها چقدر آروم میکنه آدم رو...
چقدر تاثیر داره؟؟ بعد چند وقت اثر میذاره؟ کمک کنید تورو خدا...

تارا

  • کاربربسیار فعال
  • ****
  • ارسال: 312
  • امتیاز 82
پاسخ : پیشنهاد
« پاسخ #8 : دسامبر 02, 2017, 05:11:13 pm »
دقیقا اینجا برا منم خیلی کمک کرده و میکنه...همین دوستی که مثال زدی باهات شرط بسته بود ک کمکت کنه ولی حرفی از مشکلش نزنین،این مثال بارزی از فرار هست،ماها از روبرو شدن با مشکل یا افکارمون میترسیم همینم باعث میشه بدتر تو باتلاق افکار گیر کنیم و آزاد نباشیم اگه خودمونو تو معرض عمیقترین ترسامون قرار بدیم مرگ ترس حتمی خواهد بود...و خدمت دوست عزیزمون  issac.k بگم که ما الان هرچقدر هم که به شما بگم فلان کار رو انجام بدین تا خودتون نخاین هیچی عوض نمیشه،کمک اصلی رو خودتون باید ب خودتون بکنین،هی به خودتون نگین نمیتونم نمیشه تحمل ندارم...میتونین یکم صبر داشته باشین آستانه ی تحملمونو ببرین بالا،و این کار فقط با تمرین و ریاضت امکانپذیر...به نظر من برین پیش یه روانپزشک خوب و دارو درمانی رو شروع کنین تا یکم آروم شین تا بعدش روان درمانی رو شروع کنین،از مکرر پرسیدن سوالاتتون معلومه ک مضطرب هستین،از دارو نترسین،هر ترسی که در مورد دارو دارین با پزشک در موردش حرف بزنین راهنمایتون میکنه... اصلا اگه عوارض دارو تا دو سه هفته از بین نره به پزشک بگین داروتونو عوض میکنه ولی معمولا تا دو سه هفته بعد عوارضش از بین میره و دارو اثر درمانیشو نشون میده...اصلا نترسین هیچ اتفاقی نمیفته و اگه تحت نظر پزشک دارو مصرف کنین عادت نمیکنین

🌼Elham🌼

  • Elham
  • کاربرفعال
  • ***
  • ارسال: 160
  • امتیاز 14
پاسخ : پیشنهاد
« پاسخ #9 : دسامبر 02, 2017, 05:36:01 pm »
سلام
من تو پستهای قبل براتون گفتم کارایی که خودم کردم. ولی " نیاز به صبر" هم خیلی مهمه چون خوب شدن به مرور اتفاق میفته.
چند تا اصل رو دقت کنید. اصلا انرژی منفی ندید به خودتون. به هیچ وجه از حالاتی که براتون پیش میاد نترسید و وقتی هر فکری حتی مزخرف ترین فکرا میاد سراغتون به خودتون مسلط باشید و فکر رو از بیرون نگاهش کنید(تارا خانوم به من یاد داد که فکر کنم مثل یه اتوبوس داره از جلوی چشمام میگذره این فکرا و اصلا به خودم نسبت ندم، با تمرکز سعی کنید بیرون دونستن افکار از خودتون رو تمرین کنید این مورد باعث تسلط بیشترتون میشه به اوضاع)
نکته دیگه اینکه هر لحظه کا حالتون خوبه رو به یاد بسپارید، بعد هر وقت که حالتون خوب نیست به خودتون یادآوری کنید که همینطور که اون موقع حالم خوب شد، الان هم منتظر میمونم خوب بشم و حتما میشه.اینو به خودتون بقبولونید که همینطور که انسان یه روزای خوبی داره یه روزایی هم حال روحیش خوب نیست فقط نیازه نترسید.

از دارو هم انتظار معجزه نداشته باشید. دارو بهتون آرامش و تسلط بیشتر می ده. بعدش دیگه تلاش خودتون و کارا و تغییراتیه که قراره انجام بدید.

اولین قدم که باید هر چی سریع تر انجام بدید پیش یه روانشناس برید(ترجیحا بالینی)، اگه نیاز بود ارجاعتون میده روانپزشک برای دارو.
دومین قدم ورزش و ایجاد سرگرمی های مفید برای خودتون(چیزایی که روح رو آروم می کنه) -برنامه طبیعت گردی تا جای ممکن.

البته من خودم روزای اول همش منتظر جواب بودم ولی گوشه ذهنتون این رو داشته باشید که همه اینها به مرور جواب میده.
من خودم که چند سال با استرس های بی مورد روحم رو خسته کرده بودم، الان میگم اصلا توقع درستی نبود که من انتظار داشتم یه شبه خوب بشم یا با دو روز ورزش کردن خوب بشم.

من خودم 3 تا روانشناس عوض کردم. اگه اولی بد بود، دومی، دومی نشد سومی.

استرس علائم جسمی هم داره. مثل تپش قلب، مثل حمله های پانیک، مثل سستی دست و پا و .....
من سستی پا و دست رو و سرگیجه شدید داشتم مخصوصا شبا. ولی شکر خدا همه خود به خود با پایین اومدن استرسم رطرف شد.
من آزمایش ویتامین D هم دادم که خیلی پایین بود الان قرص می خورم چون روی افسردگی به شدت اثر داره. شنیدید می گن که نور آفتاب ضد افسردگیه. یه دلیلش همینه.
بازم هر چی یادم اومد میام اینجا می گم.
راستی مصرف کافئین رو هم سعی کنید به صفر برسونید قهوه-چای-....

سلام دوستان. آره الهام جان یکی از دلایلشم همینی که گفتی میتونه باشه ولی بنظرم ماها حتی بعد اینکه خوب شدیم نباید کمک به کسایی که مثل خودمون هستن رو فراموش کنیم...من خودم بشخصه خودمو همیشه در مقابل افرادی که دچار این مشکلن مسئول میدونم و فک میکنم هر کمکی از دستم برمیاد باید انجام بدم،نمیدونم شایدم فکرم غلطه... بعد اینکه خوب شدیم نباید از وارد شدن تو بحث و مشکلات دیگران ک مثل خودمونن بترسیم...این خودش فراره دیگه...این مشکلات میتونه خارج از اینجا برا خودمونم پیش بیاد پس بنظرم فرار هیچ وقت راه چاره نیستو نبوده...البته شاید من اشتباه فکر میکنم
منم دقیقا همین فکر تو نظرم هست و باید هم اینجوری باشه. شاید بگم بچه های اینجا 1000 برابر دکتر روانشناسی که رفتم پیشش کمک کردن بهم. من خودم هم بخصوص از اعضای فعال انتظار داشتم که حداقل تو اینجا بیشتر سر بزنن، حداقل هفته ای یه بار.
ولی خب این مثالی که زدم به خاطر این بود که ممکنه ظرفیت تحمل و تاثیر پذیری افراد با هم متفاوت باشه. مثلا اون اوایل یکی از دوستان انجمن تو خصوصی به من پیام می داد و راهنماییم می کرد ولی باهاش شرط کرد که اصلا راجع به موضوعی که خودش باهاش درگیر بود حرف نزنم، میگفت تازه یه ذره از سرم رفته بیرون :) ولی راجع به مشکلاتی که من داشتم به بهترین شکل که می تونست راهنماییم کرد.
خانم الهام تورو خدا کمک کنید من دارم میمیرم دیگه از استرس
از ساعت ۲:۳۰ حالم خوب بود اما الان دارم میمیرم... یه جوری شده میخوام از کلاس برم بیرون شروع کنم به دوییدن...
پاهام بی حس میشه...
معمولا یه ساعت های مشخصی تو روز اینطوری میشم...پدرم داره در میاد...
یه پیام دادم تو همین صفحه به شما و خانم تارا گفتم جواب بدید...
تو این حالت میریم هیچی آرومم نمیکنه تا بگذره...آروم بشم...
یکم از مراحل درمان بگید؟ اینکه  دارو ها چقدر آروم میکنه آدم رو...
چقدر تاثیر داره؟؟ بعد چند وقت اثر میذاره؟ کمک کنید تورو خدا...