نویسنده موضوع: همین الان، چه احساسی دارید؟  (دفعات بازدید: 4865 بار)

0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.

Mehdii

  • کاربر عادی
  • **
  • ارسال: 65
  • امتیاز 10
پاسخ : همین الان، چه احساسی دارید؟
« پاسخ #60 : نوامبر 04, 2017, 11:53:21 pm »
سلام آقا مهدی
در مورد هدف اشتباه منم این بود که همش می گفتم خوب بشم بعدا، حتی کارای معمول زندگیم رو هم رها کرده بودم. مثلا می خواستم پایان نامه بنویسم به محض اینکه می نشستم پاش و فکرها اذیتم می کرد درس رو ول می کردم.
ولی الان فهمیدم باید یه کاری کنه آدم،حتی هدف های کوچیک. من تو پست قبلیم هم گفتم که الان هنوز اونقدر خوب نشدم و از آینده می ترسم. اما همین کارای کوچیک واقعا از اون اضطراب های وحشتناک و ناامیدی نجاتم داد. خیلی کارها رو با وجود اینکه اضطراب داشتم خودم رو مجبور می کردم. مثلا همین کلاس حفظ قرآن که رفتم خدا می دونه جلسات اول چقدر فکرای الکی راجع به قرآن و خدا و .... آزارم میداد حتی سر کلاس ولی انقدر رفتم تا دیگه اصلا نفهمیدم چطوری اون فکرا محو شدن. کم کم همین حفظ باعث شد تمرکزم روی حفظ قرار بگیره و خیلی حالم رو خوب کرد. حتی پایان نامه رو تواوج اضطراب و افکار الکی دوباره شروع کردم. اونم اصلا نفهمیدم چطوری شد که الان شکر خدا بدون اضطراب و با تمرکز می تونم کار کنم.
منم از خرداد دارم آسنترا می خورم
هر چند فکرا هنوز میان خیلی وقتا و یه وقتایی باز هم دچار اضطراب میشم ولی خیلی کم تر شدن.
به نظرم یک یا چند تا کار متفاوت از روند معمول زندگیتون انجام بدید.


به امید روزای بهتر برای همه
سلام ممنون از پيامت الهام خانم لطف داري به ما ببين من كاراي روزمره رو با وجود همه فكرو خيال ها دارم انجام ميدم سر كار ميرم كارامو انجا ميدم منظورم از اينكه فعلا هدفم درمانه اينه كه من الان نميتونم هدف بزارم برا خودم چون تو اين حال و حس هيچي مهم نيست اينم ميدونم كه همينجوري ام حالم خوب نميشه ولي واقعا توصيف مسخ خيلي سخت حالتو حسايه خيلي بدي رو تجربه ميكني حس خلا حتي در جمع قطه ارتباط حسي با محيط و اطرافيان يه حال عجيبيه ميگم توصيفش سخته در مورد خدا و .... اين چيزايي كه گفتيد فقط يك كلمه بنده خوب يا بد كاري به اين مسائل نداشته و ندارم فكر نكنم هم نظرم عوض بشه ولي خوشحالم كه روي شما تاثير گذاشته و جنبه تلقيني داشته

Mehdii

  • کاربر عادی
  • **
  • ارسال: 65
  • امتیاز 10
پاسخ : همین الان، چه احساسی دارید؟
« پاسخ #61 : نوامبر 05, 2017, 12:22:27 am »
سلام آقا مهدی
در مورد هدف اشتباه منم این بود که همش می گفتم خوب بشم بعدا، حتی کارای معمول زندگیم رو هم رها کرده بودم. مثلا می خواستم پایان نامه بنویسم به محض اینکه می نشستم پاش و فکرها اذیتم می کرد درس رو ول می کردم.
ولی الان فهمیدم باید یه کاری کنه آدم،حتی هدف های کوچیک. من تو پست قبلیم هم گفتم که الان هنوز اونقدر خوب نشدم و از آینده می ترسم. اما همین کارای کوچیک واقعا از اون اضطراب های وحشتناک و ناامیدی نجاتم داد. خیلی کارها رو با وجود اینکه اضطراب داشتم خودم رو مجبور می کردم. مثلا همین کلاس حفظ قرآن که رفتم خدا می دونه جلسات اول چقدر فکرای الکی راجع به قرآن و خدا و .... آزارم میداد حتی سر کلاس ولی انقدر رفتم تا دیگه اصلا نفهمیدم چطوری اون فکرا محو شدن. کم کم همین حفظ باعث شد تمرکزم روی حفظ قرار بگیره و خیلی حالم رو خوب کرد. حتی پایان نامه رو تواوج اضطراب و افکار الکی دوباره شروع کردم. اونم اصلا نفهمیدم چطوری شد که الان شکر خدا بدون اضطراب و با تمرکز می تونم کار کنم.
منم از خرداد دارم آسنترا می خورم
هر چند فکرا هنوز میان خیلی وقتا و یه وقتایی باز هم دچار اضطراب میشم ولی خیلی کم تر شدن.
به نظرم یک یا چند تا کار متفاوت از روند معمول زندگیتون انجام بدید.


به امید روزای بهتر برای همه
سلام ممنون از پيامت الهام خانم لطف داري به ما ببين من كاراي روزمره رو با وجود همه فكرو خيال ها دارم انجام ميدم سر كار ميرم كارامو انجا ميدم منظورم از اينكه فعلا هدفم درمانه اينه كه من الان نميتونم هدف بزارم برا خودم چون تو اين حال و حس هيچي مهم نيست اينم ميدونم كه همينجوري ام حالم خوب نميشه ولي واقعا توصيف مسخ خيلي سخت حالتو حسايه خيلي بدي رو تجربه ميكني حس خلا حتي در جمع قطه ارتباط حسي با محيط و اطرافيان يه حال عجيبيه ميگم توصيفش سخته در مورد خدا و .... اين چيزايي كه گفتيد فقط يك كلمه بنده خوب يا بد كاري به اين مسائل نداشته و ندارم فكر نكنم هم نظرم عوض بشه ولي خوشحالم كه روي شما تاثير گذاشته و جنبه تلقيني داشته

🌼Elham🌼

  • Elham
  • کاربرفعال
  • ***
  • ارسال: 177
  • امتیاز 16
پاسخ : همین الان، چه احساسی دارید؟
« پاسخ #62 : نوامبر 05, 2017, 01:11:52 am »
سلام
نکنه قطع ارتباط حسی که میگید به خاطر قرص ها باشه.
آخه من نسبت به پدر مادرم اینجوری شده بودم.
از یه طرف هم قدرت فکر کردن نداشتم.
بعد پیام دادم به دکترم گفت سرترالین(آسنترا) ممکنه حسهای بی خیالی و بی تفاوتی ایجاد کنه. بهم گفت اگه خیلی اذیت شدی قرصا رو کم کن بعد قطع کن.
البته این وسواس جان انقدر متنوعه که هیچ دو نفری می دونم شبیه هم نمیشن ولی آزمون و خطاست دیگه!!
من خودم که یه نفرم هزار مدل خودش و عوارضش رو تجربه کردم. شاید شرایطی که شما دارید و اذیتتون می کنه رو اصلا درک نکنم ولی اینا پیشنهاداته و یه سری تجربه.
این مریضی آدم رو به یه جایی می رسونه که به هر دری میزنه تا یه ذره نتیجه بگیره.

این دکتر یعقوب اسماعیلی رو یکی از دانشجوهای دانشگاه علامه به من معرفی کرد که تو وسواس و اختلالات اضطرابی حرف اول رو میزنه. من خودم پول نداشتم برم پیششون ولی تو سایتشون یه بخش پرسش و پاسخ داره که آدم رو راهنمایی می کنه خود دکتر. می خواید این شرایطتون رو اونجا سوال کنید. http://y-esmaili.com/%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4-%D9%88-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE/

به امید روزهای بهتر برای همه

Mehdii

  • کاربر عادی
  • **
  • ارسال: 65
  • امتیاز 10
پاسخ : همین الان، چه احساسی دارید؟
« پاسخ #63 : نوامبر 05, 2017, 10:48:37 am »
سلام
نکنه قطع ارتباط حسی که میگید به خاطر قرص ها باشه.
آخه من نسبت به پدر مادرم اینجوری شده بودم.
از یه طرف هم قدرت فکر کردن نداشتم.
بعد پیام دادم به دکترم گفت سرترالین(آسنترا) ممکنه حسهای بی خیالی و بی تفاوتی ایجاد کنه. بهم گفت اگه خیلی اذیت شدی قرصا رو کم کن بعد قطع کن.
البته این وسواس جان انقدر متنوعه که هیچ دو نفری می دونم شبیه هم نمیشن ولی آزمون و خطاست دیگه!!
من خودم که یه نفرم هزار مدل خودش و عوارضش رو تجربه کردم. شاید شرایطی که شما دارید و اذیتتون می کنه رو اصلا درک نکنم ولی اینا پیشنهاداته و یه سری تجربه.
این مریضی آدم رو به یه جایی می رسونه که به هر دری میزنه تا یه ذره نتیجه بگیره.

این دکتر یعقوب اسماعیلی رو یکی از دانشجوهای دانشگاه علامه به من معرفی کرد که تو وسواس و اختلالات اضطرابی حرف اول رو میزنه. من خودم پول نداشتم برم پیششون ولی تو سایتشون یه بخش پرسش و پاسخ داره که آدم رو راهنمایی می کنه خود دکتر. می خواید این شرایطتون رو اونجا سوال کنید. http://y-esmaili.com/%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4-%D9%88-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE/

به امید روزهای بهتر برای همه

سلام مطمئنا قرص ها هم عوارض دارن ولي اين حس و حال اخيرا سراغ من اومده حالا ميتونه به خاطر فصل باشه ولي معمولا من وقتايي كه من زير فشارم بابت موضوعي يا اتفاقي بيافته عود ميكنه اين حالت مسخ و همواه با وسواس افسردگي شديد اضطراب و .... مسلما تجربه وسواس و حالتهاي مختلفش براي هر كسي ميتونه سخت باشه خودمم خداي نكرده تافته جدا بافته نميبينم ولي خب ١٤ سال وسواس داشتن زمان كمي نيست دكتر اسماعيلي رو ميشناسم سايتشو رفتم ميشه گفت شناخته هستن مطبشون تهرانه هر جلسه مگه چقدر ميگيرن؟فاصله زياده ولي من اين ماه دارم ميرم تهران سعي ميكنم نوبت بگيرممممم

🌼Elham🌼

  • Elham
  • کاربرفعال
  • ***
  • ارسال: 177
  • امتیاز 16
پاسخ : همین الان، چه احساسی دارید؟
« پاسخ #64 : نوامبر 06, 2017, 12:47:33 am »
من زنگ زدم 150 ویزیت بود و 2 تا تست برای جلسه اول گفتن. که جمعا میشه 250 تومن. بعد گفتن برای کسایی که از شهرستان میان درمان رو همون جلسه اول شروع می کنن. دقیق نمیدونم ولی گویا برای همین درمان یه پول جدا هم می گیرن. سر یه هفته هم وقت میده.
من چون نمی خواستم برای این مسئله از پدرم پول بگیرم برام زیاد بود بخوام این مبلغ رو بدم. چون هنوز شاغل نشدم خودم :)

Mehdii

  • کاربر عادی
  • **
  • ارسال: 65
  • امتیاز 10
پاسخ : همین الان، چه احساسی دارید؟
« پاسخ #65 : نوامبر 06, 2017, 01:45:17 pm »
من زنگ زدم 150 ویزیت بود و 2 تا تست برای جلسه اول گفتن. که جمعا میشه 250 تومن. بعد گفتن برای کسایی که از شهرستان میان درمان رو همون جلسه اول شروع می کنن. دقیق نمیدونم ولی گویا برای همین درمان یه پول جدا هم می گیرن. سر یه هفته هم وقت میده.
من چون نمی خواستم برای این مسئله از پدرم پول بگیرم برام زیاد بود بخوام این مبلغ رو بدم. چون هنوز شاغل نشدم خودم :)

ممنون از راهنمايي و وقي كه گذاشتي الهام خانوم اگه ميتوني يوزرتو عوض كن به نظرم كلمات واژه ها خيلي تو روحيه ادم تاثير ميزارن امروز خداروشكر بهترم كلا چرخه وسواس همينه اضطرابي كه همه ما تجربه اشو داريم هميشه فكر ميكنيم كه اين اضطراب تمومي نداره حالا چه يه بار چه  ١٠ ها بار فرقي نميكنه هميشه تو اوج استرس و اضطراب ادم خيلي نگران ميشه ولي بعد يه مدت حالا يه روز يا حتي چند ماه نهايتش كم ميشه اين فشار ولي به نظرم نبايد گول اين ارامشو خورد يه حور ارامش قبل طوفانه مثلا من امروز كه يكم ذهنم واقع بين تر و ارومتره ميگم خب الان خوبم ديگه چرا دكتر برم يا بيخيال اينم ميگذره كلا ذهن اكثر ما مارو بازي ميده مثلا ميدونيم بايد كارو دقيقه اخر نزاريم يا درس خوندنو برا شبه تست نزاريم شايدم اين برميگرده به شخصيت كمال طلبي ادم

🌼Elham🌼

  • Elham
  • کاربرفعال
  • ***
  • ارسال: 177
  • امتیاز 16
پاسخ : همین الان، چه احساسی دارید؟
« پاسخ #66 : نوامبر 07, 2017, 11:47:35 am »
سلام
خواهش می کنم🌻
واقعا همینطوره منم اول که اضطرابام خیلی شدید و آزار دهنده بود، می گفتم ینی میشه یه روز دوباره آرامش رو حس کنم!
الان که شکر خدا بهتر شدم، یه وقتایی که مضطرب می شم یا دوباره وسواس جان سر و کلش پیدا میشه دیگه ناامیدم نمی کنه، چون همش به خودم یاداوری می کنم که: "دیدی ازون اضطرابای وحشتناک بیرون اومدی پس صبر داشته باش این نیز بگذرد."

نام کاربریم هم عوض کردم :)

Mehdii

  • کاربر عادی
  • **
  • ارسال: 65
  • امتیاز 10
پاسخ : همین الان، چه احساسی دارید؟
« پاسخ #67 : نوامبر 07, 2017, 03:19:56 pm »
سلام
خواهش می کنم🌻
واقعا همینطوره منم اول که اضطرابام خیلی شدید و آزار دهنده بود، می گفتم ینی میشه یه روز دوباره آرامش رو حس کنم!
الان که شکر خدا بهتر شدم، یه وقتایی که مضطرب می شم یا دوباره وسواس جان سر و کلش پیدا میشه دیگه ناامیدم نمی کنه، چون همش به خودم یاداوری می کنم که: "دیدی ازون اضطرابای وحشتناک بیرون اومدی پس صبر داشته باش این نیز بگذرد."

نام کاربریم هم عوض کردم :)
خيلي كار خوبي كرديد اسمو عوض كردين اسمه خودتون به اين خوبي 👏🏻👏🏻👏🏻من امروز يه فكر جديد اومده سراغم آرامشي كه داشتم به ٢٤ ساعتم نكشيد جالب اينجاست هر فكر از فكر قبل ترس و وحشت بيشتري ايجاد ميكنه دارم سعي ميكنم به افكارم پرو بال  ندم هر چند كه تو همين ٦ ساعتي كه سراغم اومده كلي شاخ و برگ گرفته هميشه ميگم ذهنم دشمنه با من و نميخواد كه من ارامش داشته باشم بهم چيزايي رو ميگه كه ميدونم ١٠٠ درصد غلطه ولي نميتونم بهش إثبات كنم مثلا توي بازي انلاين ٢٠ نفرو ميبرم كسايي كه هستن حقيقي ان پروفايلشون اسماشون ولي ذهنم ميگه اينا واقعي نبودن و اين خيلي منو آزار ميده يا اينكه امروز نميدونم چطور فكر نظريه فرگشت داروين اومد تو ذهنم و همش دارم ميگم شايد به هر حال نظريه است كه ٩٨ درصد قبولش دارن اب و اجداد ما حيوانات بودن و همش ادما رو كه ميبينم تصويرايي از گذشته و اب و اجدادشون مياد تو ذهنم  ميدونم مسخره است ولي همين افكار تو ذهن معني و مفهوم ميگيرن و چون ميخواي به فكرت ثابت كني كه اشتباه ميكني و اين فكريً كه داري نبايد داشته باشيش همينم تشويش زيادي تو ذهنت ايجاد ميكنه من بارها چيزاي مشابه فكر الانم و شنيده و ديده بودم ولي هيچ وقت نه زوم ميكردم نه ذهنمو درگير ميكرد اين دست مسائل الان فكر كنم به خاطر اين خط فكري چند ماهه اخير كلا دهنم عادت كرده به اينكه به همه چيز دقت كنه زوم كنه روشون حالا ديروز رفتم وسايل طراحي رو گرفتم ميخوام وقت ازادمو طراحي كنم كه حواسم پرت بشه☺️