نویسنده موضوع: وسواس فکری و ازدواج و فرزند  (دفعات بازدید: 1769 بار)

0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.

yasaman

  • تازه وارد
  • *
  • ارسال: 23
  • امتیاز 7
  • جنسيت : دختر
وسواس فکری و ازدواج و فرزند
« : مه 01, 2016, 02:00:28 am »
سلام
من یاسمن 28ساله هستم
خیلی نگران زندگیم بعد ازدواج هستم
اینکه ایا فرزندانم به طور موروثی از من این بیماری را میگیرن؟
در دوران بارداری خوردن داروها باعث ایجاد نقص مادرزادی جنین میشه باید چه کرد؟
اگه در دوران بارداری داروها لا مصرف نکنم دوباره بیماری بر میگردد حالم بدتر میشه.
اصلا وقتی میخام ازدواج کنم ایا باید به طرف مقابلم بگم چنین بیماری را دارم؟ اگه نگم عذاب وجدان خواهم گرفت و بعد ها او حتما خوواهد فهمید . اگر بگم موقعیت ازدواج را از دست میدهم و حتی ممکنه حرف و نقل برام در بیارن پشت سرم.
لطفا راهنماییم کنید
ایا تجربه ای در این قضیه داشتید؟ چکار کردید؟ ازدواج؟ بارداری و داروها؟ حتی زمان شیردهی و مصرف دلروها را چکار باید کرد؟ :'(

Farnaz

  • تازه وارد
  • *
  • ارسال: 4
  • امتیاز 4
  • جنسيت : دختر
پاسخ : وسواس فکری و ازدواج و فرزند
« پاسخ #1 : مه 01, 2016, 02:22:43 pm »
سلام یاسمن جان منم این بیماری رودارم ومثل شمادرشرف ازدواجم،ولی به خواستگارم چیزی نگفتم وقصدم ندارم بگم چون اگه بگم هیچوقت نمیتونم ازدواج کنم،داروهم مصرف میکنم ولی بعدازازدواج مصرف داروهاموقطع میکنم کم کم دوزشومیارم پایین وبعدکاملاقطع میکنم که مشکلی پیش نیاد،درباره اینکه این بیماری میتونه موروثی باشه وبه بچه منتقل بشه نمیدونم،ولی اگه بچه داربشم جوری بارش میارم که هیچکدوم ازمشکلات منونداشته باشه بنظرم این بستگی به پدرومادرداره که چطوربچه روتربیت کنن شایداگه پدرومادرمن هم ازبچگی میذاشتن بیشتروبه تنهایی وارداجتماع بشم امروزاین بیماری رونداشتم،اگه بتونی ازیه روانشناس مشاوره بگیری برای ازدواج که عالی میشه اینجوری میدونی بهترین تصمیم چیه
۲۰ سال بعدبابت کارهایی که نکردی بیشترافسوس میخوری تابابت کارهایی که کردی پس روحیه ی تسلیم پذیری روکناربگذارازحاشیه ی امنیت بیرون بیا،جستجوکن،بگرد،آرزوکن،کشف کن تومیتونی....

بابك

  • بابك
  • کاربرفعال
  • ***
  • ارسال: 231
  • امتیاز 31
  • جنسيت : پسر
  • روزای خوب نزدیک است اندکی صبر!
پاسخ : وسواس فکری و ازدواج و فرزند
« پاسخ #2 : مه 01, 2016, 08:58:31 pm »
همین که فکر میکنید آینده به بچتون انتقال پیدا میکنه یا ن این خودش وسواسه زیاد خودتون رو اذیت نکنید به خدا توکل کنید
آرامش حق ماست

afsane

  • کاربر عادی
  • **
  • ارسال: 73
  • امتیاز 5
پاسخ : وسواس فکری و ازدواج و فرزند
« پاسخ #3 : مه 02, 2016, 12:55:52 am »
یاسمن جان انقد نگران نباش منم از بچگی وسواس فکری داشتم اما ی چهار سالی این وسط خوب بودم اما بعد ازدواج وسواس برگشت به نظر من این بیماری زیاد ربطی ب ارثی بودن نداره و از اضطراب خودمونه .نذار این موضوع باعث بشه که در مورد ایندت درست تصمیم نگیری ازدواج موضوع مهمی هست اگه خواستی ازدواج کنی به طرف مقابل نگو که وسواس داری و دارو مصرف میکنی بعد از ی مدت اشنایی کم کم در موردش صحبت کنی بهتره من خودم یواش یواش همسرمو قانع کردم تا اینکه الان کامل درکم میکنه و در مورد دارو خوردنم مشکلی نداره .درباره بارداری ام بگم ک من خودم رفتم دکتر تو بارداری زولپیدم و سرترالین بم داد گفت اینا اثر نداره رو جنین و میخوای خاطرت جمع بشه ی سر به تاپیک افسردگی در دوران بارداری بزن ببین خیلیا تو بارداری دارو مصرف کردن و بچه های سالمی به دنیا اوردن

تارا

  • کاربربسیار فعال
  • ****
  • ارسال: 319
  • امتیاز 83
پاسخ : وسواس فکری و ازدواج و فرزند
« پاسخ #4 : مه 02, 2016, 10:16:27 pm »
سلام دوست خوب.وسواس درمان داره و بعد درمان لزومی نداره بگی من قبلا وسواس داشتم.اول به فکر درمان باش بعدش به ازدواج فکر کن  اینجوری موفق تر میشی. ولی اگه میخوای ازدواج کنی و فک میکنی اگه نگی عذاب وجدان میگیری به طرف تا حدودی اشاره ای کن ک هر از گاهی مضطرب میشی و درگیری فکری داری.تا همین حد.چون هیچ آدمی کامل نیست!!طرف مقابل هم حتما خصوصیات بدی داره.ما چرا باید خودمونو دست کم بگیریم!باور کن همچین خصوصیات اخلاقی بدی بعد ازدواج رو میکنن ک وسواس یا اضطراب پیش اینا چیزی نیس!!ما چون بابت اضطراب یا وسواس ناراحت میشیم و همیشه پی راهکارهایی برای رهایی و درمان هستیم براهمین فکر میکنیم این خصوصیت اخلاقیمون خیلی بده در صورتیکه اشتباه فکر میکنیم!شما فکر میکنی داعش ک راحت روزی چندتا سر میبره مریض نیس؟!!!!مریض اونه نه ما!!مریض و تیمار اونه ولی عایا میره درمان شه؟!!نه نمیره!!با این مریضیش عالمو آدمو به آتیش میکشونه!قرار نیس حتما دارو بخوری یا تحت درمان باشی تا بهت لقب بیمار بذارن بیمار واقعی اونیه که با افکارو عقاید غلطش هم خودشو هم عالمو آدمو ب آتیش میکشه.مریض اونه که با کلی وعده دل طرفو بدست میاره ازدواج میکنه بعد همسرشو آزار و شکنجه روحی میده!پس چرا فکر میکنی ک این خصوصیت اخلاقیت خیلی بده و اگه نگی خیلی بد میشه؟!من مخالف دروغم اتفاقا بنای یک زندکی سالم باید بر پایه راستی و اعتماد باشه  ولی به شرطی که این روراستی دو طرفه باشه!!!

amin k

  • کاربر عادی
  • **
  • ارسال: 81
  • امتیاز 4
پاسخ : وسواس فکری و ازدواج و فرزند
« پاسخ #5 : مه 04, 2016, 10:16:29 pm »
عزیزانم هیچ وقت بیماریتون رو پنهان نکنین و اینو بدونین اضطراب حتی از اغوش مادر به فرزند منتقل میشه سعی کنین چیزیرو پنهان نکنین با یک مشاور ازدواج مشورت کنین ماه هیچ وقت پشت ابر نمیمونه حتی من شنیدم بخش اعظم انرژی منفی مادر مصطرب به جنینش منتقل میشه من خودم مادرم دچار نوعی اضطراب و ترس هستش و من باید تمام عمر با این بیماری زندگی کنم

yasaman

  • تازه وارد
  • *
  • ارسال: 23
  • امتیاز 7
  • جنسيت : دختر
پاسخ : وسواس فکری و ازدواج و فرزند
« پاسخ #6 : مه 05, 2016, 03:03:13 am »
با دکترم صحبت کردم گفت اصولا مشکلی واسه بچه هات پیش نممیاد.گفت زمان بارداری داروهاتو عوض میکنیم و بعضی داروها هیچ اثری روی جنین ندارند..پس دیگه نگران بچه ها و جنین نیستم فقط نمیدونم موضوع بیماری را چطور باید روز و روزگاری برای شوهر ایندم بگم.در اطرافم خیای ها را میبین که بابتمشکلات روانی دختر در قبل ازدواج و پنهان کردن ان از خانواده دوماد،، زندگیشون پاشده...اگه بگم یه مشکل اگه نگم یه مشکل دیگه.حتا اگه بگم اضطراب دارم گاهی اوقات واسم ممکنه دردسر بشه... از خود خدا میخام در این مورد کمکم کند.

amin k

  • کاربر عادی
  • **
  • ارسال: 81
  • امتیاز 4
پاسخ : وسواس فکری و ازدواج و فرزند
« پاسخ #7 : مه 05, 2016, 02:39:22 pm »
یاسمن عزیز سعی کنین با یک متخصص مشورت کنین امیدوارم مشکلتون حل بشه برای هر کاری راهی وجود داره امیدوارم خداوند بهتون کمک کنه

حامدخان

  • کاربربسیار فعال
  • ****
  • ارسال: 323
  • امتیاز 68
پاسخ : وسواس فکری و ازدواج و فرزند
« پاسخ #8 : اوت 11, 2017, 11:08:32 pm »
سلام
منم همینجور بودم الان خدا را شکر هشت ساله زن گرفتم و یک دختر کوچولو ناز دارم خدا را شکر ولی زنم بعد از ازدواجم فهمید ولی خدا را شاکرم فهمیده و خانواده دانایی داشتن پشتم بودن و از من حمایت کردن .
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست ***
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست