نویسنده موضوع: اظطراب فراگیر و افکار منفی  (دفعات بازدید: 1434 بار)

0 کاربر و 2 مهمان درحال دیدن موضوع.

pers

  • تازه وارد
  • *
  • ارسال: 22
  • امتیاز 7
اظطراب فراگیر و افکار منفی
« : آوریل 12, 2016, 01:55:13 am »
سلام .  حقیقتش من از مهر ماه پارسال یعنی حدود 7 ماه هست که این مشکل را پیدا کردم.. ببینید من مشکلات زیادی از کودکی داشتم که خب از سن بلوغ  خودش را نشان داد مثل افسردگی یا وسواس ها ..اما خب با این مشکل که گویا اسمش اظطراب فراگیر هست اصلا اشنا نبودم...علایم اولیه این بیماری در اسفند 92 برای من مطرح شد اون هم با دلایل خیلی کوچک و پیش پا افتاده.مثلا اینکه من به چه رشته ای علاقه دارم یا اگه سراغ فلان کار برم موفق میشم ؟ شاید باورتان نشه ولی همین دلایل یک ماه من را از خواب و خوراک انداخته بود و همش حالت تهوع داشتم و اصلا خواب درستی نداشتم تا اینکه گذشت و رفته رفته بهتر شدم... البته تک و توک نشانه هاش ظاهر میشد مثلا یک روز صبح زود بلند شدم که درس بخوانم چون فردایش امتحان داشتم و یک دفعه فکری به سرم زد که اصلااین درس را نمیتوانی جواب دهی و اصلا درس بخوانی که چه بشود و اینجور افکار منفی و پوسیده من هم دچار اظطراب شدم به این دلیل که میدانستم بااین افکار یک کلمه هم نمیتوانم درس بخوانم  و فردا نمره ام کم میشود دچار حالت تهوع شدم و ...  از ان پس همیشه ناراحت و افسرده هم بودم که خوشبحال دوستانم که صبح زود با انگیزه درس میخوانند و شب به هم دیگر زنگ میزنند که از هم نکات درسی بپرسند ولی من باید اینطوری باشم و حتی خجالت بکشم که بگویم چرا درس نخواندم....خلاصه به همین طریق طی شد تا مهر 94 که مشکل اصلی بروز کرد.. حدودا 10 مهر بود ..من داشتم درس میخواندم که خبر فوت مرحوم هادی نوروزی را شنیدم.کمی ناراحت شدم و دیگر درس نخواندم و گفتم عیبی ندارد از فردا میخوانم...شب خوابیدم و حدودا ساعت 3 شب بیدار شدم  . اصلا هیچ استرس و فکر و اظطرابی نداشتم اما شاید در عرض یک دقیقه این فکر به سرم امد که اگر تو هم مثل مرحوم نوروزی سکته کنی چه ؟ و این فکر کوچک تا انجا بزرگ شد که تمام بدنم شروع به لرزش کرد و عضلات فکم به شدت میلرزید  و ضربان قلبم  بالا  رفت و پدر و مادرم را بیدار کردم و وقتی دیدم از دست انها کاری برنمی اید و فقط بی تابی میکنند وضعم بدتر شد و خلاصه بلند شدم و در همان حال وضویی گرفتم و نمازی خواندم و با گوش دادن به صحبت های مشاور تحصیلی که روی موبایلم ضبط کرده بودم فکرم به سمت درس منحرف کردم و اوضاع خدارا شکر عادی شد...اما از روز بعدش همه چیز فرق کرده بود.بدنم لرزش خفیفی داشت  و غالبا ضربان قلبم بالا بود و به هیچ عنوان نمیتوانستم درس بخوانم.. به مشهد رفتم و حالم بهتر شد...این اظطراب فراگیر در من بود اما خفیف تر و هر دفعه با موضوعاتی مختلف..مثلا یکبار ترس از مرگ و یکبار ناراحتی از گناهانی که قبلا کردم و .. هرچند پس از این موضوع عملا وسواسم هم خیلی زیادتر شده بود اما خداراشکر دیگر اظطرابم شدید نمیشد و ان وضع را پیدا نمیکردم..درحالتی از غم و آرامش به سر مییردم و خواببم هم خیلی خوب شد تا چند شب پیش..  موقع خواب کمی اخبار سیاسی و اقتصادی خواندم..نباید اینکار را میکردم چون اخبار به طورکلی برای فردی مثل من خوب نیست و همش فکر بیخود ایجاد میکند...فکر راجع به اینکه عاقبت برجام چه میشود یا در این منطقه خاورمیانه با این همه جنگ عاقبت ما چه میشود فکر اینکه ایا فردایی هست یا نه و این جور مسایل باز هم من را مظطرب کرد واسترسم زیاد شد و نهایت با این فکر که الان  اظطراب داری و سکته میکنی دوباره همان اتفاقی که 10 مهر افتاده بود رخ داد..لرزش شدید بدن و ضربان قلب بالا وانقباض عضلات .. اما اینبار پدر و مادرم را بیدار نکردم .چون میدانستم کاری نمیتوانند بکنند و نمیخواستم مظطربشان کنم .. رفتم و وضویی گرفتم ونمازی خواندم و در تاریکی اطاقم کمی روضه گوش دادم و گریه کردم و بعد خوابیدم...امشب هم همین اتفاق برایم افتاد و دلیل ان نشان دادن صحنه ایست قلبی یک شخص در برنامه نود بود..باز با توکل به خدا و توسل به اهل بیت وضعم بهتر شد خدارا شکر..الان خدارا شکر وضعم خوب است..نسبت به اولین باری که این اتفاق افتاد خیلی وضعم بهتر است... به قول استاد عزیزی هر مشکل و سختی یا تو را میکشد یا قویترت میکند... من احساس میکنم قویتر شدم .. اما خب دوست دارم این مشکل را کلا رفع کنم..حقیقتش من الان 21 سالم هست و  4 بار کنکور دادم و همیشه به دلیل اینگونه بیماری ها اصلا تمرکز نداشتم و هیچی نمیتوانستم بخوانم..شاید خودم هم کمی ضعف نشان میدادم ..به پدر و مادرم هم جوابی نداشتم بدهم.که دلیل قبول نشدنم چه بوده .شاید این بیماری برای کسانی که ندارندش  و درکش نکردند خنده دار باشد.... ما در شهر کوچکی زندگی میکنیم و اینجا روانشناس خوبی وجود ندارد.. تصمیم گرفتم به یک شهر بزرگ مثل تهران یا مشهد بروم و  اقدام به درمان کنم

amin k

  • کاربر عادی
  • **
  • ارسال: 81
  • امتیاز 4
پاسخ : اظطراب فراگیر و افکار منفی
« پاسخ #1 : آوریل 13, 2016, 02:03:25 am »
سلام منم دقیقا مثل شما شدم این نشون دهنده اینکه خدا دوستتون داره که از ترس خدا به خاطر گناهانتون بدنتون به لرزه در امده هر کسی چنین درحه ای نداره تزذ خداوند

pers

  • تازه وارد
  • *
  • ارسال: 22
  • امتیاز 7
پاسخ : اظطراب فراگیر و افکار منفی
« پاسخ #2 : آوریل 17, 2016, 01:46:37 am »
سلام...ممنون از پاسختون... دیدگاهتون خیلی زیبا بود.. البته من واقعا باید خودم را به یاری خداوند اصلاح کنم تا به این درجه از تقوا که شما میگید برسم و الان واقعا در اون حد نیستم...من نه تنها تو زمینه گناهان بلکه شاید تو خیلی. چیزها اینطور میشم...و یه جورایی زیاد حساس شدم...مثلا یکی از دوستانم گفت من سخت تلاش میکنم تا مثل شما (منظور من هستم) حسرت گذشته را نخورم... از همان موقع  این فکر به سرم امد که خب من که موقعیت ورزشیم را در 17 سالگی از دست دادم و الان هم که سه سال پشت کنکورم پس هیچ ..حتما من یک ادم حسرت خور میشم و تا اخر عمر یه اب خوش از گلوم پایین نمیره..این افکار باعث شد امشب بازم استرس بگیرم و تن و بدنم بلرزه و  بازم ترس از حمله قلبی...شما گفتین  مثل من شدین ... امکانش هست تجربه هاتون در اختیارم بگذارید؟

amin k

  • کاربر عادی
  • **
  • ارسال: 81
  • امتیاز 4
پاسخ : اظطراب فراگیر و افکار منفی
« پاسخ #3 : آوریل 17, 2016, 05:54:37 pm »
سلام عزیزم این حملات اسمش پانیک هستش من پارسال اینطوری می شدم ترسی درونم بوجود شکل می گرفت مثلا اینکه الان قلبم به لرزه در میاد  و همینطور میشد یعنی قلبم از درون شروع به لرزیدن می کرد و کم کم تمام بدنم شروع به لرزیدن می کرد و یک لحظه ترس بسیار شدیدی که الان میمیرم و یا اینکه دیوانه میشم و می خواستم خودمو به بیمارستانی یا دکتری برسونم  اخه وسواس خودش خودشو تقویت میکنه البته با وقت گاشتن با خداوند و تقویت ایمانم و البته دارو و پزشک کاملا از بین رفته ازش نترسین هیچوقت نترسین که دوباره اینطوری بشین اصلا در اغوشش بگیرین که دوباره بشین مگه دفعه قبلی که شدین مردین پس نترسین الانم نمیمیرین

amin k

  • کاربر عادی
  • **
  • ارسال: 81
  • امتیاز 4
پاسخ : اظطراب فراگیر و افکار منفی
« پاسخ #4 : آوریل 17, 2016, 05:57:21 pm »
نفس لوامه انسانهائی که خداوند دوستشون داره بعد از هر گناهی شخص رو مجازات میکنه و همین باعث میشه دیگه طرف اون گناه نره ولی باید مواظب شیطان هم بود که با وسواس باعث میشه شخص دوباره به اون گناه  و یا حتی گناهان بیشتری برگرده پس باید صدای نفش لوامه رو شناخت

pers

  • تازه وارد
  • *
  • ارسال: 22
  • امتیاز 7
پاسخ : اظطراب فراگیر و افکار منفی
« پاسخ #5 : آوریل 17, 2016, 11:20:11 pm »
واقعا ممنونم از پاسخ و راهنماییتون...

امیررضا

  • تازه وارد
  • *
  • ارسال: 2
  • امتیاز 1
پاسخ : اظطراب فراگیر و افکار منفی
« پاسخ #6 : آوریل 02, 2017, 11:06:08 pm »

سلام دوست عزیز من هم به اخبار تصادف وسکته و..... حساسم وچندین بار شده بعد از دیدن وشنیدن چنان اخباری  پانیک بسیار شدیدی رو حس کنم با خوردن خیاربدون نمک وبعدش سیب اروم میشم ولی فقط خدا میدونه که تو این مدت حدود 45 دقیقه پانیک چه زجری میکشم وهر لحظه فکر میکنم که الانه که سکته کنم وبمیرم وبعد از 45 یا 30 دقیقه اروم میشم ولی تبعاتش تا چند ساعت بام هست  من اولش فکر میکردم این افکار واقعیند تا اینکه یه کتاب  با عنوان اضطراب ووحشتزدگی در کودکان خواندم ( با ترجمه دکتر حسن توزن ده جانی و نسرین کمال پور)که این علایم راخوب توضیح میداد با اینکه الان یک مهندسم وهیچ مشکل مالی ندارم ولی این حالتها ببعضی وقتها اتفاق میافتدو هنوزم خیلی زجر میکشم

مازیار قاشمی

  • تازه وارد
  • *
  • ارسال: 1
  • امتیاز 0
پاسخ : اظطراب فراگیر و افکار منفی
« پاسخ #7 : ژوئن 15, 2019, 03:20:43 pm »
سلام دوستان من  دانشجوی دکترای طب سنتی هستم و شش سال بود که درگیر افسار گسیخته ترین درد دنیا به نام اضطراب منتشر بودم. تجربیات زیادی کسب کردم تا اینکه تونستم ازاین دیوار  بلند بتونی آغشته به سم بگذرم مطالب برای گفتن زیاده اگر مشتاق بودین جواب بدین عرض میکنم ولی این امید رو بهتون بدم من راه درمان رو پیدا کردم ولی چون توضیحش مفصله تا جوابی نبینم نمیتونم بشینم تایپ کنم چون مطالب بسیار زیاد هستند

Mahyar

  • کاربر عادی
  • **
  • ارسال: 78
  • امتیاز 8
پاسخ : اظطراب فراگیر و افکار منفی
« پاسخ #8 : ژوئن 16, 2019, 01:10:26 pm »
خوشحال ميشيم از تجربيات شما استفاده كنيم

🌼Elham🌼

  • Elham
  • کاربرفعال
  • ***
  • ارسال: 177
  • امتیاز 16
پاسخ : اظطراب فراگیر و افکار منفی
« پاسخ #9 : ژوئن 16, 2019, 06:27:57 pm »
سلام آقا مازیار
من که خیلی مشتاقم از صحبتاتون بهره ببرم