انجمن وسواس ، اختلالات اضطرابی و افسردگی

موضوعات عمومی => صندلی راحتی => نويسنده: farzami در آوریل 06, 2015, 09:49:30 pm

عنوان: مرتاض میشیم
رسال شده توسط: farzami در آوریل 06, 2015, 09:49:30 pm
بااین همه زجر و ریاضتی که ما از وسواس فکری کشیدیم فکر کنم یواش یواش داریم مرتاض میشیم اگه همین جوری پیش بره از دیوار رد میشیم یا اینکه با نگاه کردن لامپ میترکونیم ، بدم نیست ها،،،،،،
عنوان: پاسخ : مرتاض میشیم
رسال شده توسط: سیدحمید در آوریل 06, 2015, 10:32:28 pm
مرتاض!!!؟ این واقعا خوب اومدی!
عنوان: پاسخ : مرتاض میشیم
رسال شده توسط: سارا در آوریل 06, 2015, 10:45:52 pm
من در مراحل نهاييش هستم ;D
عنوان: پاسخ : مرتاض میشیم
رسال شده توسط: مسعود در آوریل 06, 2015, 11:41:54 pm
والا مرتاض اینقدر که ما ریاضیت میکیشیم نمیکشه :))
عنوان: پاسخ : مرتاض میشیم
رسال شده توسط: تارا در آوریل 07, 2015, 12:53:11 am
 :o ;D ;D
عنوان: پاسخ : مرتاض میشیم
رسال شده توسط: حامدخان در آوریل 07, 2015, 02:20:13 pm
راست گفتی .... من اینقدر زجر کشیده ام که بعضی اوقات که ناراحت نیستم به اوضاع شک میکنم میگم نکنه اتفاق بدی داره می افته که همه چیز آرومه .... به قولی آرامش قبل از طوفان است
عنوان: پاسخ : مرتاض میشیم
رسال شده توسط: sajjad در اكتبر 20, 2015, 01:21:01 pm
موافقم.....آیا این یک ظلم آشکار نیست؟و خداوند ظلم نمیکند پس روزی خواهد آمد که من نیز آزادانه نفس بکشم....بدون زجر راه برم...سر کلاس بشینم...بتونم برم کنسرت نگاه کنم یا برم بانک واسه خودم حساب باز کنم.روزی خواهد آمد که منم بتونم از بالکن خونمون پایینو نگاه کنم.بتونم برم مسجد فاتحه بخونم...برم غذاخوری یا جشن یا همایش یا سالن یا تئاتر..بدون دلهره که الان من نابود خواهم شد و کنترل از کف بیرون رود.....آری شاید من نیز بتونم
عنوان: پاسخ : مرتاض میشیم
رسال شده توسط: رضا عیالی در نوامبر 21, 2015, 01:34:16 pm
راست گفتی .... من اینقدر زجر کشیده ام که بعضی اوقات که ناراحت نیستم به اوضاع شک میکنم میگم نکنه اتفاق بدی داره می افته که همه چیز آرومه .... به قولی آرامش قبل از طوفان است
سلام خیلی بامزه گفتی
عنوان: پاسخ : مرتاض میشیم
رسال شده توسط: رضا عیالی در نوامبر 21, 2015, 01:36:18 pm
بااین همه زجر و ریاضتی که ما از وسواس فکری کشیدیم فکر کنم یواش یواش داریم مرتاض میشیم اگه همین جوری پیش بره از دیوار رد میشیم یا اینکه با نگاه کردن لامپ میترکونیم ، بدم نیست ها،،،،،،
خخخخ
عنوان: پاسخ : مرتاض میشیم
رسال شده توسط: حامدخان در نوامبر 27, 2015, 03:32:32 pm
آقای عیالی به جمع ما خوش اومدی
عنوان: پاسخ : مرتاض میشیم
رسال شده توسط: رضا عیالی در دسامبر 13, 2015, 12:24:13 pm
آقای عیالی به جمع ما خوش اومدی
ممنونم حامد خان سالاری
عنوان: پاسخ : مرتاض میشیم
رسال شده توسط: Amir2 در دسامبر 17, 2015, 09:35:07 pm
سلام
اگه با همين روحيه طنز به مشكلتون بخندين خودبخود مشكلتون حل ميشه.
عنوان: پاسخ : مرتاض میشیم
رسال شده توسط: شاهین در اكتبر 03, 2016, 10:41:37 pm
مرتاض!!!؟ این واقعا خوب اومدی!

گفتید مرتاض!!
اتفاقا فلسفه بودیسم انهم به روایت باگوان راجنیش اشو بنظر من خیلی میتونه به ماکمک کنه
عنوان: پاسخ : مرتاض میشیم
رسال شده توسط: بابك در اكتبر 05, 2016, 10:23:40 pm
مرتاض!!!؟ این واقعا خوب اومدی!

گفتید مرتاض!!
اتفاقا فلسفه بودیسم انهم به روایت باگوان راجنیش اشو بنظر من خیلی میتونه به ماکمک کنه
به نظرم بدتر هم میکنه ما باید تکنیک برخورد مناسب با وسواس رو داشته باشیم
عنوان: پاسخ : مرتاض میشیم
رسال شده توسط: شاهین در اكتبر 06, 2016, 06:51:27 pm
مرتاض!!!؟ این واقعا خوب اومدی!

گفتید مرتاض!!
اتفاقا فلسفه بودیسم انهم به روایت باگوان راجنیش اشو بنظر من خیلی میتونه به ماکمک کنه
به نظرم بدتر هم میکنه ما باید تکنیک برخورد مناسب با وسواس رو داشته باشیم
باسلام
دوست عزیزمن وقتی نظرات برخی از دوستان در این انجمن که واقعا روی خودشان کارکرده اند را میخواندم دیدم  به این نتیجه رسیده اند که بهترین راه  همان مشاهده و تماشای افکار و حالات و حرکات وسواسی خودمان . اهمیت ندادن و بی تفاوت بودن به این حالات است .این یعنی همان مراقبه و مدیتیشن که بنظرم بهترین نوع اموزش آن را در کتابهای اشو میتوان یافت
البته من خودم این روش را به کار نبستم ونمی دانم که  برای افکار وسواسی هم جواب میدهد یا نه ظاهرا دوستان بکار بسته ونتیجه گرفته اند
اما از لحاظ تئوری بنظرم درست میاید که با مشاهده فکر میتوان از آن فکر جدا شد
به هرحال این روش هم یک نوع تکنیک است
عنوان: پاسخ : مرتاض میشیم
رسال شده توسط: بابك در اكتبر 07, 2016, 01:31:52 am
دوست عزیز نظر شما محترم ولی اینا همش از لحاظ علمی تاید نشده هستش شاید کمکمون کنه اما ریسک داره بهتر نیست از روشهای علمی و تاید شده روانشناسان استفاده کنیم.
مشکل اصلی ما وسواسیا این هستش که وسواس فکری رو خوب نمیشناسیم! اگه کامل بشناسیم میتونیم  با روش برخورد مناسب برطرفش کنیم.
مثلا ما فک میکنیم که وسواس فکری ی نیروی خارجی هستش که افتاده به جونمون و باید از بین ببریم در حالی که این بینش کاملا اشتباه بلکه این افکار وسواسی چیزی که همه تجربش کردن اما برای بقیه موقتی و گذرا بوده ولی برا ما ماندگار و تکرارر پذیر و اضطراب آور بوده یعنی برا ما حساسیتش بیشتر شده. پس میبینید که چیز پیچیده ای نیستش راهشم اینه که حساسیت زدای کنیم وسلام. 
عنوان: پاسخ : مرتاض میشیم
رسال شده توسط: شاهین در اكتبر 07, 2016, 06:07:18 pm
درست  باید حساسیت زدایی کرد ..اما چطور ؟؟چه روش ها و تکنیکهایی برای حساسیت زدایی توصیه می کنید ؟
عنوان: پاسخ : مرتاض میشیم
رسال شده توسط: بابك در اكتبر 08, 2016, 08:40:42 pm
اصلا خود وسواس یعنی چی؟ به زبان ساده وسواس یعنی حساسیت بیش از اندازه! یعنی ما روی ی چیزای بیش از بقیه افراد حساس میشیم و این حساسیت به صورت تکرار پذیر و غیر قابل کنترول در میاد.و این که چرا همش مضطرب میشیم؟ اضطراب به عنوان اعلام خطر بدن هستش که خطری تهدید میکند اما وقتی رو ی موضوعی حساسیت ما در اثر وسواسیت بیشتر میشود بدن ناخودآگاه اخطار می دهد  ما پشت سر هم مضطرب میشویم به عبارتی اخطار کاذب.
و این که ما اکثر وسواسیها برخورد مناسبی با وسواس نداریم یعنی ما باید به جای فرار از وسواس باید تکنیک برخورد مناسب رو با وسواس رو یاد بگیریم.
اول با یک مثال شروع میکنم- فرض کنید با یک آدم سرتخ و لجباز تو ی جای هم اتاق شدین و مجبورین باهاش زندگی کنید! و اون طرف الان نقطه ضعف شما رو میدونه و میدونه که شما از ی چیزای بدتون میاد و بهش حساسین مثلا آسیب به دیگران و نزدیکان! خوب اینجاست که شروع به تحریک شما میکنه هی یادتون میندازه هی با تمسخر میگه نکنه یکی رو بکشی نکنه به کسی آسیب برسونی! و شما در مقابل بر آشفته و عصبانی میشین شروع به انکار و مقابله میکنید و میگید ن من اصلا این کا رو نمیکنم و اینطوری نیستم و.....این قسمت از کار شما یعنی تحریک طرف مقابل یعنی طرف با این حرفای شما مشتاق تر میشه و خوشش میاد ادامه بده و شما رو اذیت کنه!
اما اگه شما در مقابل حرفای تحریک آمیز طرف مقابل گارد نگیرین و جوابشو ندین یا در بهترین حالت برگردین بهش بگین آره من این کارو میکنم و تمام حرفاشو تاید کنید( درسته این کار براتون سخته و استرس شدید میگیرین اما مشکلی نیس) یا حتی اگه میتونید شما هم به او ملحق بشین و چنتا هم رو حرفاش بزارین! شما با این کارتون دارین طرف رو از انگیزه میندازین  و طرف مقابل میبینه دیگه تحریک نمیشین یواش یواش بیخیالتون میشه به معنای واقعی دارین حساسیت زدای میکنید!
این هم اتاقی که گفتم همون افکار وسواسی شما هستش پس باید اونطور گه اشاره کردم باهاش رفتار کنید و گرنه ولکن شما نیس-این یعنی برخورد مناسب با افکار وسواسی.
عنوان: پاسخ : مرتاض میشیم
رسال شده توسط: شاهین در اكتبر 12, 2016, 03:18:15 am
خب من هم منظورم از مشاهده و تماشای افکار وسواسی همین بود
مثال جالبی زدید درسته .. بنظر یک نوع دوگانگی در روان فرد شکل گرفته است با بیان تمثیلی انگار یکی دردرون ما هست که قصد ازار و اذیت دیگری بی اراده کردن دیگری را دارد . اماباید توجه داشت مشکل همین جاست  بنظرم اصلا وسواس یعنی همین فرد وسواسی گفته های ان هم اتاقی که گفتید را نه میتواند نادیده بگیرد و نه به ان عمل کند  اینجاست که حالات وسواسی بروز میکند .اگه بتوان این دوگانگی
 را از بین برد!